Friday, February 22, 2013

تحصن مقابل زندان اوین، نوری زاد در کنار خانواده ی خزعلی

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via وب سایت رسمی محمد نوری زاد by محمد نوری زاد on 2/21/13

قاضی ناصری به دکتر می گوید: این کثافتکاری ها از ناحیه ی بازجوهای اطلاعات صورت گرفته. وگرنه از نظر منِ قاضی شما آزادید و باید اکنون در خانه ات می بودی.

ظهر امروز چهارشنبه محمد صالح به من زنگ زد و با نگرانی گفت: پدرم را که باید امروز آزاد می شد، مجدداً با یک پرونده ی صوری به زندان بازگردانده اند. و با همان نگرانی ادامه داد: ما از صبح جلوی زندان اوین تحصن کرده ایم. به او گفتم: من هم به شما می پیوندم. و رفتم. و چون می دانستم احتمالا از صبح که بیرون زده اند چیزی نخورده اند، کمی نان و حلوا تهیه کردم و با خود بردم.

دیدم بله، خانواده ی کوچک خزعلی، دو دخترش و دو پسرش، پژمرده و پریشان جلوی زندان نشسته اند. در کنارشان نشستم.. همسرش که اغلب ساکت و کم حرف است، این بار به شکوه درآمد و گفت: آقای ناصری قاضی شعبه ی شش دادسرای مستقر در اوین به ما گفت: اگر وثیقه ای را که مشخص کرده ام بیاورید من دکتر را همین چهارشنبه یا نهایتاً پنجشنبه آزاد می کنم. ما هرطور که بود وثیقه را دادیم کارشناسی کردند و بردیم و به پرونده ی دکتر افزودیم. قاضی ناصری به ما قول داد که دکتر را آزاد می کند. اما در داخل زندان سناریوی دیگری دست به دست می شد. ما همین امروز – پنجشنبه – به رسم هر هفته با دکتر ملاقات داشتیم. دکتر در همین ملاقات به ما گفت: او را از سلولش به همین دادسرا می برند و اتهام تازه ای را به او تفهیم می کنند. اتهامی که متعلق به پانزده سال پیش بوده. قاضی ناصری به دکتر می گوید: این کثافتکاری ها از ناحیه ی بازجوهای اطلاعات صورت گرفته. وگرنه از نظر منِ قاضی شما آزادید و باید اکنون در خانه ات می بودی.

لفظ " کثافتکاری" را قاضی ناصری بر زبان می آورد. همو که حکم به آزادی دکتر خزعلی داده است و ناگهان می بیند "برادران" بازی تازه ای را شروع کرده اند.

در کنارشان نشستم و گفتم: از امروز به بعد من نیز با شما همینجا تحصن خواهم کرد. و ادامه دادم: این نمی شود که دزدان و مال مردم خورها آرامش و امنیت داشته باشند و فرزندان ما بخاطر یک انتقاد مختصر به تنگنای زندان دربیفتند؟

تحصن مقابله زندان اوین / نوری زاد در کنار خانواده خزعلی

خلاصه امروز ما اینجا مقابل زندان اوین تحصن کرده ایم. نه تنها برای دکتر مهدی خزعلی، که برای همه نورچشمانمان. چشم به یاری کسی جز خدای خوبمان نداریم. می دانیم که اغلب مردم گرفتارند و شب عید هم در راه است و محذوریت های دیگری نیز هست. ما خودمان از پس این ماجرای خنده دار برخواهیم آمد. تا روزی دیگر و نوشته ای دیگر.

محمد نوری زاد
سوم اسفند ماه سال نود و یک


 
 

Things you can do from here:

 
 

آهای تنهایی تنهایی تنهایی!

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via وب سایت رسمی محمد نوری زاد by محمد نوری زاد on 2/22/13

حاکمیت، صمیمانه می گویم: در ترساندن مردم و صاحبنامانِ ما به توفیقی بزرگ دست یافته است. بله، آنها موفق شده اند مردم را و بویژه سیاستمدارانِ معترض و منتقد این سالهایِ ما را بترسانند. ترس، تنها دلیل سکوت اینان است. ترس از چه؟ می گویم:

این روزها، روزهای تلخ و تنهایی من است. تلخ از این روی که معترضانِ صاحبنام ما – برخلاف من – پذیرفته اند که: ما از همه سوی در محاصره و بن بستیم. و در این بن بست و محاصره، کاری نمی شود کرد جز سکوت. و این که اجازه بدهیم گذر زمان خود به واکردنِ گره های ناگشودنی توفیق یابد. می گویند: مبادا تجربه ی خونین سال هشتاد و هشت را تکرار نکنیم. می گویند: اگر در آن سال هفتاد یا هشتاد نفر کشته شدند، این روزها هرخطای ما ممکن است هشتصد نفر را و یا هشت هزار نفر را به خاک و خون بکشد.

من می گویم: اصلاً قرار نیست با اعتراض ما خون از دماغ کسی جاری شود. می گویم: مهم این است که شما از انزوا بدر آیید. می گویم: ما که قصد لشکرکشی و ایجاد بلوا و آشوب نداریم. می گویم: ما که نمی خواهیم جایی را تخریب کنیم و از دیوار جایی بالا برویم. این کارها در تخصص اوباشانی است که ریسمانشان در دست سپاه و کسان دیگر است. و نه امثال ما که از این کارها متنفریم.

می گویم: شما، بزرگان و نام آوارانِ این عرصه اید. وقتی همه ی شما سکوت اختیار کرده اید، از آن جوان بی کس و کار و ناآشنا چه انتظار؟ می گویم: تنها راه برون رفت ما از این بن بست نفرت انگیز، سکوت نیست. بل اتفاقاً فریاد است. و نهراسیدن از تبعات این فریاد. می گویم: عزیزان، نترسید! حرف بزنید و اعتراض کنید اگرچه شما را به زندان بیندازند. بالاتر از این؟ چرا ما نباید زندانها را پرکنیم؟ حال که طرف مقابلِ ما امکانِ معارضه ی انسانی و مدنی را – که جزیی از بدیهی ترین حقوق اجتماعی شهروندان است – انکارمی کند، ما هم زندانهای او را با حضور خود پر می کنیم. بهمین سادگی!

شاید باور نکنید من در این ایام، به سراغ خیلی ها رفتم. خیلی ها. خیلی ها. از روحانی گرفته تا سیاستمدار و نام آشنا و حتی مراجع تقلید. به هرکسی که می شناختم رفتم و رو زدم. با هر سیاستمداری که قابلیت بحث داشت بحث و گفتگو کردم. یا حتی با دوستانی که آسمان کیاستشان – در محدوده ی کلام – تن به عرش می سایید به محاجه پرداختم. اما چه کنم؟ نشد که نشد. آنها بچشم خود می دیدند که من و خانواده ام در این راه تنهاییم اما هرگز برای همراهی با ما پیشقدم نشدند. و این، البته هرگز کدورتی نیست که مرا در راهی که بدان پای نهاده ام سست کند.

این نیز بگویم: به تنها دلیلی که از عدم همراهی شان دست یافتم، ترس بود. و البته ترس نیز هست. حاکمیت، صمیمانه می گویم: در ترساندن مردم و صاحبنامانِ ما به توفیقی بزرگ دست یافته است. بله، آنها موفق شده اند مردم را و بویژه سیاستمدارانِ معترض و منتقد این سالهایِ ما را بترسانند. ترس، تنها دلیل سکوت اینان است. ترس از چه؟ می گویم:

ترس از بی آبرویی. چرا که در این سالها، سیاسیون ما از طعم و چگونگیِ رفتار "برادران" در داخل زندانها خبردار شده اند. این که برادران در پستوهای خود با چه شیوه هایی از فرد متهم حرف و اعتراف و اقرار می گیرند. دیگر چه؟ ترس از ایجاد آشوب در خانواده. این که "برادرانِ" امام زمانیِ ما، متبحر به آداب آشوب اندازی در کانون خانواده اند. و نیک بلدند که دختر یک معترض را و پسر او را و همسر او را چگونه در تنگنای عاطفی و هول و هراس قرار بدهند تا به مراد خود برسند. دیگر؟ و ترس از ایجاد وقفه در مسیرِ معیشتِ یک معترض. این که نکند کارگاهی یا کارخانه ای یا شرکتی یا دفتری یا حقوق ماهیانه ای به اشاره ی مختصرِ "برادران" مهر و موم و قطع شود.

و اینها ترسِ کمی نیست. آنهم در این اوضاع و احوال ناپایدار. با این همه اما سخن من این است: ما را چاره ای جز اعتراض مدنی نیست. هرچند زندانها از ما پرشوند! اتفاقا پرشدن زندانها از ما، که نه پولی بالا کشیده ایم و نه دست به جیب مردم برده ایم و نه امضایمان پای قراردادهای ننگینِ ترکمان چایی نشسته، لکه ی ننگی خواهد بود بر پیشانی آنانی که خود را اهل بصیرت می دانند و ما را فتنه گر. و حتماً نیز به زندان رفتن ما تأثیرات شگرفی در گشودن این بن بست نفرت انگیز بجای خواهد نهاد. مثلاً مگر حاکمیت بسادگی می تواند از شوکِ زندانی کردن آقای سید محمد خاتمی بدر آید؟ و پشت بندش از شوکِ زندانی کردن نام آشنایانی که هرکدامشان اگر قرار باشد پشت تریبونی بایستند و صحبت کنند، حالا حالاها رشته ی کلام را به دست کسی نخواهند سپرد؟ در ادامه شما حصر و زندانی شدنِ یکی دو آیت الله و مرجع تقلید را نیز بدینها اضافه کنید.

آهای تنهایی تنهایی تنهایی، الحق که برازنده ی خدایی و بس. و من عزیزان، این روزها سخت تنهایم. با هر زنگ در، آرامش نیم بند اعضای خانواده ی من مضطربانه به هرسو می دود. ایکاش همچنان در زندان بودم. برادران اطلاعاتی و سپاهی، مرا در زندان به هر طریق و شیوه ی ممکن آزموده اند. با شکنجه و ضرب و شتم و توهین و فحش های ناموسی و تطمیع و تهدید و ارعاب، و بردن و ترساندن همسر و فرزندانم. و این که دیده اند: این موجود، به هیچ طریقی رام شدنی نیست. شاید تنها راهی که برایشان باقی مانده پودر کردن من باشد. که انجامِ این البته کمی دور از ذهن می نماید. خلاصه نمی دانم چه سناریویی روی میزشان است. اما این را می دانم که تنهایم. و می دانم که: نمی ترسم. هرگز! و می دانم: به راهی که می روم ایمان دارم. و هرگز نیز از رفتن بازنخواهم ایستاد. اگرچه در این راه، من باشم و دوستانِ دربندم.

محمد نوری زاد
چهارم اسفند ماه سال نود و یک


 
 

Things you can do from here:

 
 

Sunday, February 17, 2013

نامه جبهه مشارکت ایران اسلامی به فرزندان موسوی : شما شایستگی فرزندان معنوی آ...

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


امروز: درپی آنچه اینروزها بر سر فرزندان رهبران در حصر جنبش سبز مهندس موسوی و سرکار خانم زهرا رهنورد آمد جبهه مشارکت ایران اسلامی در پاسداشت مقاومت و صبر و پایداری این عزیزان نامۀ زیر برای فرزندان موسوی ارسال شده است.


بنام خدا
سرکار خانم دکتر کوکب موسوی
سرکار خانم دکتر زهرا موسوی
سرکار خانم نرگس موسوی
سلام علیکم بما صبرتم و نعم عقبی الدار
ملت ایران دو سال است از هرگونه ارتباط با آقای مهندس میرحسین موسوی و خانم زهرا رهنورد، این زوج آزاده ای که امید به اصلاح را در دل میلیونها رأی دهندۀ انتخابات سال 88 زنده کردند و آنها را یک بار دیگر با شور و شوق به پای صندوقهای رأی کشاندند، محروم است. شور و شوقی که پس از برخورد با موانع حکومتی به جنبشی عظیم تبدیل شد و هنوز اگرچه نه در خیابانها، در دل و جان مردمان پابرجاست. شما عزیزان در این مدت یگانه امکانی بوده اید که گهگاهی می توانسته اید آن بزرگواران را که پدر و مادر شما هستند ببینید و از درون حصار تنگ خبر سلامتی و استقامتشان را به ملت مشتاق برسانید. شما با انجام شایسته رسالتتان در این مدت، بخوبی ثابت کرده اید که نه فقط فرزندان جسمانی بلکه به شایستگی فرزندان معنوی آن بزرگان هستید و از بزرگی آنها بهره برده اید.
نیک آگاه هستیم در این مدت چه مقدار سختی دوری آنان را تحمل کرده اید و چه مقدار برای ایستادگی بر مواضع اصولی و حفظ عزت و کرامت خود و آنان هزینه پرداخت ومحرومیت ها را بجان خریده اید. درود و سپاس ما را پذیرا
باشید و ما را در همه حال در کنار خود بدانید.
آنان که پدر و مادر شما را به حصر کشیده اند می پنداشته اند با این کار خواهند توانست این عزیزان را از یادها برده و اثر وجودیشان را در عرصۀ سیاسی از بین ببرند اما خدا چنین نخواسته است و آنان روز به روز در نزد ملت عزیزتر و محبوب تر شده اند بخصوص آنکه همۀ پیش بینی های پدر دوراندیش شما در مورد ادامۀ روند حاکمیت فعلی درست از آب درآمده و خطراتی را که او گوشزد می کرد به عینیت رسیده اند. دلیل این ادعا همین مقدار فشاری است که بر آنها و برشما عزیزان وارد می آورند. حملۀ گستاخانه و تفتیش منازل شما، بازداشت و بازجوئی از شما و احضارهای مجدد شما عزیزان حکایت از ترس و واهمه و ضعف آنها از یک سو و از سوی دیگر موقعیت و نقش ممتاز شما در زنده نگاه داشتن یاد و راه آن عزیزان در حصر است. در این آزمون اخیر شما نشان دادید که در کوران حوادث پس از انتخابات تا چه اندازه آب دیده شده و تا چه اندازه نسبت به موقعیت ممتاز خود آگاه هستید. از فرزندان موسوی و رهنورد انتظاری غیر از این نمی رود. درود بر شما.
بدون تردید آینده ایران متأثر از این مقاومت ها رقم خورده و ساخته خواهد شد. پدر و مادر شما و نیز عزیز دیگر در حصر، حجه الاسلام و المسلمین کروبی، زندانیان سیاسی سر افراز و خانواده های رنج کشیدۀ آنان، شهدا و
آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات سال 88 و خانواده های آنها سرمایه های بزرگ این ملت برای ساختن فردا هستند. از خداوند بزرگ برای شما و پدر و مادر بزرگوارتان سلامتی و توفیق روز افزون مسألت می نمائیم.
با امید به رفع حصر هر چه سریعتر رهبران در حصر، موسوی، رهنورد و کروبی و آزادی کلیه زندانیان سیاسی سرافراز
جبهۀ مشارکت ایران اسلامی
29/11/91


 
 

Things you can do from here:

 
 

Friday, February 15, 2013

نمی دانیم چه به ما خوراندند و یا چه کرده اند که مریض شدیم/ اینجا از گوانتانا...

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via ملی-مذهبی by nima on 2/15/13

 روز دوشنبه(۲۳ بهمن) نرگس و زهرا موسوی فرزندان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد برای ساعاتی بازداشت شدند و ماموران امنیتی با برخوردهایی خشونت بار اقدام به تجسس منزل آنان و ضبط لوازم شخصی شان کردند. در همین روز حسین کروبی فرزند مهدی کروبی دیگر رهبر جنبش سبز نیز برای ساعاتی بازداشت شد. دختران موسوی در گفتگو با جرس  از احساس ناامنی شدید برای خود و والدینشان گفته اند و اطلاع رسانی درباره این وضعیت را مفیدترین راه ممکن دانسته اند. نرگس موسوی در بخشی از گفت و گوی خود آورده است:«بعد از انتخابات به اشکال مختلف با ما برخورد می کردند و همیشه تحت عنوان اطلاعات یا سپاه بوده است اما اینبار ما نمی دانیم چه ارگانی مسئول این برخوردهاست. قبلا تهدید می کردند و می گفتند شاید یکدفعه در خیابان ماشین زیرتان کرد یا شاید مریضی سختی گرفتید. خلاصه از این تهدیدها که بچه هایمان هم پیش از این تهدید می شدند. اما باز رفتارشان کمی بهتر بود هر چند که یکشب جلوی پدرم زنگ زدند به خواهرم و شروع به بازجویی تلفنی کردند که پدرم بشدت عصبانی شدند و گفتند در هیچ فرهنگ و دینی نداریم که دختر را جلوی پدرش بازجویی کنند. اما هیچوقت به این شکل که فحاشی و تهدید کنند و هل دهند، نبوده است.»

وی همچنین به فشارهایی اشاره کرده که در نهایت به جدایی همسرش منجر شده است. ماموران امنیتی از همسر دختر موسوی خواسته بودند از وی طلاق بگیرد. وی در این گفت و گو اشاره کرده است:«پیش از شروع حصر پدر و مادرم، همسر سابقم را بطور مکرر می بردند و بازجویی می کردند. بخاطر همین برخوردها مشکلاتی در زندگی مشترک ما ایجاد کردند. تقریبا هفته ای یکبار او را بازجویی می بردند و تهدیدش می کردند. به او برای طلاق فشار می آوردند. حتی به او می گفتند چرا زن صیغه ای نمی گیری و یکسری حرفهایی که از گفتن آن شرم دارم و بازگویی آن را در شان خود نمی دانم. این برخوردها منجر به طلاق ما شد و زمانیکه اعتراض کردم به اینگونه برخوردها جواب می دادند بیا اثبات کن. خلاصه از بازجویی همسر سابقم شروع شد تا کتک زدن شوهر خواهرم و اخراج خواهرم که دارای دکتراست و یک استاد دانشگاه بود و به این نحو کنار زده شد. خود من هم امنیت شغلی نداشتم. هر وقت که کاری را شروع می کردم اختلال ایجاد می کردند و برای همکاران و در محیط کار مزاحمت برایم ایجاد می کردند.»

متن کامل گفت و گو به شرح زیر است:

 لطفا از آغاز دوره جدید فشارها و برخوردها صحبت بفرمایید؟
زهرا موسوی: صبح روز دوشنبه با ترفند های همیشگی خودشان چند آقا وارد منزل شدند. من لپ تاپم را سریع زیر آب گذاشتم تا عکسهای خانوادگی و بی حجاب به دست نامحرم نیفتد. اول یک آقایی وارد شد. گفتم حجاب ندارم که گفت سرم را آنطرف می کنم و یک چیزی سرت بینداز. تا آمدم اینکار را بکنم، یکدفعه چند تا مرد به خانه ریختند و یک خانم هم همراهشان بود و مدام می گفتند خانم همراهمان است، انگار سند و مجوزشان بود. بعد از بازرسی منزل یکسری از وسایل از جمله کتاب و لپ تاپ و هرچه بود جمع کردند و گفتند برویم. از در پشتی اوین داخل شدیم البته مثل اینکه هماهنگی صورت نگرفته بود و نیم ساعت در حیاط بودیم تا بالاخره گذاشتند بالا برویم و در یک اتاق بازجویی شروع شد. بیشترین حساسیت آنها روی سایت کلمه بود که به قول خودشان سایت ضدانقلاب است و ما قبول نکردیم زیرا دنبال این هستند که بهانه بتراشند و ما را به ضد انقلاب وصل کنند؛ در صورتیکه سایت کلمه مورد تایید پدر و مادر ما است و هرچه آنها تایید کنند ما قبول داریم. حساسیت دیگرشان این بود که با پسر آقای مهدی کروبی چگونه بیانیه نوشتیم. در کل می گفتند نشر اکاذیب کردید و چرا واژه مهندسی انتخابات و آدم ربایی را در بیانیه آوردید؟ چرا می گویید حصرغیر قانونی است؟ خلاصه این بازجویی ادامه داشت تا اینکه رفتارشان کاملا تغییر کرد و مردی که با خواهرم درگیر شده بود آمد و گفت ما نمی خواهیم این صحنه ها تکرار شود و ما هم اخلاق داریم و می خواهیم کرامت انسانی (دقیقا همین واژه هایی که پدر ما استفاده می کرد) رعایت شود. بعد از ما قول شفاهی گرفتند که اگر زنگ زدند و ما را خواستند، برویم. گفتند کوکب هم نشر اکاذیب کرده و سراغ او هم خواهند رفت. بعد من و نرگس تلفنی با هم حرف می زدیم و از احضار کوکب ناراحت بودیم و با هم می گفتیم اگر بخواهند خواهرمان را اذیت کنند اینکار را می کنیم که گویا احضارها در واکنش به این مسئله است.
نرگس موسوی: روز دوشنبه زمانیکه داشتم بهمراه پسرم سر کار می رفتم یک ماشین جلوی ما نگه داشت و چند نفر مرد و یک زن گفتند حکم بازرسی داریم و ما را با خود به منزلمان بردند. بعد خیلی احساس ناامنی کردم و می خواستم داد بزنم و مردم را خبر کنم که یکی از آقایون من را هل داد داخل. بطوریکه دستم آسیب دید و نسبت به این برخوردشان خیلی عصبی شده بودم. یکی از آنها دستش را بالا برد و گفت چنان می زنم توی دهانت که دندانهایت بریزد داخل دهانت. تمام این برخوردها جلوی چشم پسر چهار ساله من صورت گرفت. تمام خانه را به شکل وحشتناکی زیر و رو کردند و مقداری وسایل از جمله صد و پنجاه عدد سی دی، دو تا لپ تاپ، دو تا دوربین، آی پد و سه تا موبایل با خود بردند. حالا تصمیم دارم شکایت هم کنم زیرا اینها اموال شخصی هستند و هنوز پس نداده اند. در حالیکه به من گفتند تا عصر بر می گردانیم. آقایان به حدی رفتار غیرانسانی داشتند که حتی زمانیکه پسرم وحشت زده شده بود، آی پد را دادم تا بازی کند اما آی پد را از دستش کشیدند. من را جلوی چشم فرزندم تهدید به قتل کردند. زمانیکه داشتند خانه را تفتیش می کردند یکی از همان آقایان به من گفت اگر دست او بود از ساختمان من را پایین پرت می کرد. نکته قابل توجه دیگر این است که در بازرسی که از منزل کردند در میان کتابها یک انجیل قدیمی را به عنوان مدرک جرم برداشتند و پیروزمندانه به هم نگاه می کردند و اصلا متوجه قرآن که میان کتابها بود نشدند. یا میان سی دی ها چند تا سی دی بود که پسرم روی آن خط خطی کرده بود و باز آنها به هم نگاه کردند و سی دی ها را به عنوان مدرک جرم برداشتند.
باز تاکید می کنم ما احساس ناامنی برای خود و فرزندانمان می کنیم. هجوم آنها به خانه یک مادرِ تنها اخلاقی نیست و اینگونه رفتارها تجاوز به حریم خصوصی است.
 چهره این افراد برای شما آشنا بود؟
نرگس موسوی: بله، آن آقایی که توهین کرد شخصی بود که جزو نیروهای اطلاعات بود و روزهای اول حصر در ون سفید جلوی کوچه اختر می نشست. حتی از او پرسیدم شما همان شخص نیستید که جلوی خانه پدرم در ون سفید بودید؟ که با وقاحت پاسخ داد آره همان هستم.
 حکمی هم به شما نشان دادند و معلوم بود از سوی چه ارگانی هستند؟
نرگس موسوی: بله، حکم دادگستری را به من نشان دادند. اما یک منبع موثق بعد به ما گفت از طرف دفتر ریاست جمهوری بوده است. بخاطر همین در خصوص حکم تردید دارم.
زهرا موسوی:
 یک نامه ای به من نشان دادند که از سوی دادسرای اوین بود اما آقایانی که وارد شدند اصلا کارت نداشتند همان سربازان گمنام امام زمان در حقیقت دشمنان گمنام امام زمان بودند و معلوم نیست به کدام ارگان وابسته هستند و واقعا نمی دانیم با چه کسانی روبرو هستیم؟
تفاوت این برخورد با برخوردهایی که قبلا با شما داشتند چه بود؟
نرگس موسوی: بعد از انتخابات به اشکال مختلف با ما برخورد می کردند و همیشه تحت عنوان اطلاعات یا سپاه بوده است اما اینبار ما نمی دانیم چه ارگانی مسئول این برخوردهاست. قبلا تهدید می کردند و می گفتند شاید یکدفعه در خیابان ماشین زیرتان کرد یا شاید مریضی سختی گرفتید. خلاصه از این تهدیدها که بچه هایمان هم پیش از این تهدید می شدند. اما باز رفتارشان کمی بهتر بود هر چند که یکشب جلوی پدرم زنگ زدند به خواهرم و شروع به بازجویی تلفنی کردند که پدرم بشدت عصبانی شدند و گفتند در هیچ فرهنگ و دینی نداریم که دختر را جلوی پدرش بازجویی کنند. اما هیچوقت به این شکل که فحاشی و تهدید کنند و هل دهند، نبوده است.
کوکب موسوی: چیزی که در این میان مهم است و در مقابل این برخوردها باید صورت گیرد اطلاع رسانی است. روز دوشنبه که زهرا و نرگس را بازداشت کردند به آنها گفتند لباس ها و لوازم شخصی اتان را بردارید زیرا به این زودی ها بر نمی گردید. اما بعد از بازداشت آنها سریع اطلاع رسانی شد و این باعث شد که آنها را آزاد کنند وگرنه شاید هنوز آنها را نگه می داشتند. اطلاع رسانی بسیار مهم است و باید ادامه پیدا کند.
در طی این دو سال چه مشکلات و اختلالاتی در زندگی شما ایجاد کردند؟
نرگس موسوی: پیش از شروع حصر پدر و مادرم، همسر سابقم را بطور مکرر می بردند و بازجویی می کردند. بخاطر همین برخوردها مشکلاتی در زندگی مشترک ما ایجاد کردند. تقریبا هفته ای یکبار او را بازجویی می بردند و تهدیدش می کردند. به او برای طلاق فشار می آوردند. حتی به او می گفتند چرا زن صیغه ای نمی گیری و یکسری حرفهایی که از گفتن آن شرم دارم و بازگویی آن را در شان خود نمی دانم. این برخوردها منجر به طلاق ما شد و زمانیکه اعتراض کردم به اینگونه برخوردها جواب می دادند بیا اثبات کن. خلاصه از بازجویی همسر سابقم شروع شد تا کتک زدن شوهر خواهرم و اخراج خواهرم که دارای دکتراست و یک استاد دانشگاه بود و به این نحو کنار زده شد. خود من هم امنیت شغلی نداشتم. هر وقت که کاری را شروع می کردم اختلال ایجاد می کردند و برای همکاران و در محیط کار مزاحمت برایم ایجاد می کردند.
الان هم با هدف آزار و اذیت ما یک دور جدیدی از بازجویی ها و فشارها آغاز شده و نمی دانیم فریادمان را باید به کجا برسانیم. نمی دانیم روزی که باید خودمان را به دادسرا معرفی کنیم چه بازجویی و برنامه ای برایمان دارند. اصلا نمی دانیم شب برمی گردیم یا نگهمان می دارند، به شدت نگران امنیت خود هستیم. اگرچه ما همیشه خدا را شکر می کنیم و می گویم در مسیر خیر مطلق است. این چیزی است که پدر به ما آموزش داده که هر چیزی در مسیر خیر و تکامل خودش است.
علت ممانعت از دیدار شما با پدر و مادرتان چیست و آخرین باری که با آنها ملاقات داشتید به چه زمانی بر می گردد؟
نرگس موسوی: تقریبا سه ماه پیش. در آخرین ملاقات ماموران گفتند زهرا اجازه ندارد به ملاقات بیاید. پدر هم گفتند یا هر سه با هم می آیند یا هیچکدام. بعد از آن هم آقایان شروع به پرونده سازی برای ما کردند. تلفنها را هم ممنوع کردند یعنی ما الان سه ماه است که حتی صدای پدر و مادرمان را هم نشنیده ایم.
زهرا موسوی: اینها به ما گفته بودند که اگر از وضعیت پدر و مادرتان خبری بدهید شما را ممنوع الملاقات می کنیم. بعد یکبار گفتند از پدر و مادر خبر رسانی کردیم و بنابراین ممنوع الملاقات هستیم. آنها گفتند اگر ادامه دهید، مورد پیگرد قضایی قرار می گیرید که می بینیم این تهدید خود را عملی کردند.
 از وضعیت جسمانی آنها اطلاعی دارید؟
نرگس موسوی: هیچ اطلاعی نداریم. پدر من پیش از حصر هیچ مشکل قلبی نداشت و بعد از این حبس غیر قانونی به بیماری قلبی دچار شدند. از وضعیت سلامت مادرم هم هیچ اطلاعی نداریم. زمانیکه شکایت می کنیم و می خواهیم پرونده پزشکی آنها را ببینیم مثلا آزمایش خون آنها را نشانمان بدهند. می گویند نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی! یعنی ما حق نداریم از وضعیت جسمی پدر و مادرمان باخبر شویم. در آخرین دیداری که با پدر و مادرمان داشتیم مادرم گفتند که "اینجا از گواتنامو بدتر است". ما نمی دانیم در این دو سال چه گذشته که مادرم می گوید از گواتنامو بدتر است و مسئول بیماریشان زندانبانان اند (که هنوز نمی دانیم از سوی چه ارگانی هستند) مادرم می گفتند نمی دانیم چه به ما خوراندند و یا چکاری کرده اند که مریض شدیم. در حالیکه پیش از حبس خانگی سالم بودند و هیچ مشکل جسمانی نداشتند. اینها مسئول جان پدر و مادر ما هستند و کاملا در خصوص وضعیت جسمانی آنها ابهام داریم.
 جدیدا هم گویا بطور ناگهانی گفته اند خود شما غذا تهیه کنید، می توانید در این زمینه برای ما بگویید؟
نرگس موسوی: ما وقتی می خواستیم برای آنها غذا ببریم قبول نمی کردند و می گفتند نه احتمال دارد که شما بخواهید آنها را مسموم کنید! اما مدتی پیش به ما گفتند ما دیگر خریدی نمی کنیم (البته پول مواد غذایی را پدر و مادرمان می دادند) و خودتان غذای آنها را تهیه کنید. بار آخر که مواد غذایی برایشان بردیم یکسری وسائل مانند کاغذ و ظرف که بسته بندی آنها باز نشده بود و مارک معروفی بود را بردیم. بعد از مدتی متوجه شدیم که به آنها تحویل نداده اند. از آنها پرسیدیم چرا؟ گفتند بردیم آزمایشگاه! واقعا هنوز نمی دانیم چه سناریوی جدیدی برای این قضیه دارند.
جرس: تحلیل شما از این فشارها و برخوردها چیست؟
کوکب موسوی: یکی از مسائل آقایان آبروریزی هایشان از جمله اتفاقی است که در حرم حضرت معصومه افتاد که می خواهند آن را بپوشانند و بخاطر همین شروع به یکسری تحرکات کردند. مسئله دیگر هم انتخابات است که می خواهند هیچ سر و صدایی نشود و با سرکوب ایجاد رعب و وحشت کنند. از سوی دیگر می خواهند هیچ صدایی از پدر و مادرمان نباشد و مردم به یک حالت رخوت و فراموشی فرو بروند.
زهرا موسوی: کشور دارای بحران است. ضمن انکار بحران می خواهند بحران زایی کنند تا آن را بپوشانند درحالیکه بهتر بود این مشکلات را با آرامش حل می کردند و دست از سر زندگی مردم برمی داشتند. این رفتارها که بریزند به خانه ها و رعب و وحشت برای خانواده ایجاد کنند نه اخلاقی است و نه نتیجه ای خواهد داشت. خشم می کارند و کینه درو می کنند. این وضعیت در درازمدت دستاوردی برای آنها در بر نخواهد داشت. در این دو سال متوجه شدیم که کلا بی برنامه هستند و فشارهای درونی و بیرونی خود را برای کوتاه مدت برنامه ریزی می کنند. پدرم بارها گفته است این اعتراضات فتنه نبوده بلکه یک حرکت جمعی بزرگ بوده است. این عین کلام پدر است و نشر اکاذیب هم نیست.
نرگس موسوی: به هر حال در آستانه سومین سال این حبس غیر قانونی شاید یادآوری این حبس است که فشارها را افزایش داده اند. این برخوردها قطعا برای همه هزینه دارد. از سوی دیگر حقانیت پیش بینی های پدر در مورد شرایط امروز به همه اثبات شده است. واقعیت این است که آنچه پدر ما می خواست نه رای و نه قدرت بود. او تنها نگران فقدان انسانیت و فقدان کرامت انسانی بود. این درد پدر ما بود. با این شرایط بحرانی کشور و وضعیت اقتصادی و مشکلات معیشتی مردم همه یادشان می آید که میر حسین موسوی همه اینها را پیش بینی کرده و نگران بود و به جرم همین الان دو سال است که در حبس بسر می برد.
به نگرانی میر حسین موسوی نسبت به شرایط کشور اشاره کردید. ایشان هشت سال بود که از عرصه سیاسی کشور کنار کشیده بودند و بیشتر نظاره گر مسائل کشور بودند. چه شرایطی پیش آمد که پا به میدان سیاست گذاشتند؟
نرگس موسوی: شاید مثل صدای یک طوفانی که از دور می آید و کسی که قدرت شنوایی بالایی دارد آن را می شنود و پدر من این صدا را شنید. طوفانی که الان می بینیم همه چیز را دارد با خاک یکسان می کند. او برای نجات کشور و مردم احساس مسئولیت کردند و وارد عرصه شدند، وگرنه همه می دانند که او سالها از سیاست کنار کشیده بود و دغدغه قدرت نداشت. بعد از اینهم که اعتراضات شروع شد تمام حرفشان این بود که می خواستند در کنار مردم بمانند اما تهمت های زیادی به او زدند به نظر من اینها تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب است.
آقای میرحسین موسوی وقتی وارد عرصه انتخاباتی شدند این شرایط سخت را پیش بینی می کردند؟

نرگس موسوی: پدر وقتی وارد صحنه شدند خود را برای همه چیز آماده کرده بودند مثل یک جعبه دربسته که کسی از داخل آن خبر ندارد. پدر با وجود اینکه یک آدم هنرمند و مهربان هستند در عین حال در شرایط سخت یک استقامت و قدرت بی نظیری دارند که من خودم گاهی از این جذبه و قدرت می ترسیدم. به خاطر همین روحیات است که الان پایدار و مقاوم و صبور ایستاده اند.خود من نتیجه صبر را رضایت از قدم برداشتن در راه حق می بینم. از قدیم گفته اند حق دادنی نیست بلکه گرفتنی است. باید دنبال حق رفت و سکوت نکرد حتی اگر در این راه هزینه دهیم. پدر می گویند که باید در مسیر حق قدم برداشت تا به همان خیر مطلق و تکامل رسید.
پدر و مادر همیشه یار و مشوق هم هستند و در تمام عرصه ها همدیگر را حمایت می کردند و در حقیقت این دو غیر قابل تفکیک هستند. یک خصوصیت خوب مادرم شجاعت و سرسختی اوست. همیشه در شرایط سخت تحمل زیادی دارند. به خاطر همین روحیات او است که در این شرایط و فشارها به خودم می گویم من دختر زهرا رهنورد هستم پس می توانم همه اینها را تحمل کنم. در این دو سال هروقت ما را می دید می گفت قوی باشید و صبور. در هر حال هرچه هست دلتنگی و نگرانی است.
 دغدغه اصلی و درخواست شما چیست؟
نرگس موسوی: خواسته ما در درجه اول آزادی فوری پدر و مادرمان است. مسئله دیگر پاسخگویی در خصوص این اقدامات زیرا تاکنون هیچ ارگانی مسئولیت حصر (به قول آنها) نذیرفته است. در پیگیری های ما جوابهای متفاوتی داده اند یکبار می گویند دادستانی، باردیگر دادگاه انقلاب، دادگستری، اطلاعات، سپاه و بیت و هنوز نمی دانیم مسئول حبس خانگی پدر و مادر ما کیست؟ بالاخره در این کشور یکی باید نسبت به این حبس غیرقانونی، غیر شرعی، غیر اخلاقی، غیر اسلامی پاسخ دهند. بگویند ما اینکار را انجام دادیم و مجرم هستیم. مادر من یک دانشمند و پرفسور است که می تواند در عرصه های علمی کشور باعث رشد و توسعه جامعه شود. پدر ما بعنوان یکی از چهره های سیاسی انقلابی شناخته شده حضورش در این مقطع حساس کنونی که کشور با بحران های زیادی دست به گریبان است می تواند موثر باشد. چرا باید دو سال در حبس باشند؟
زهرا موسوی: ما هیچ خبری از پدر و مادر نداریم، نه تلفن نه ملاقات. وقتی با ما که در جلوی چشم مردم هستیم و صدایمان به جایی می رسد اینگونه برخورد می کنند با پدر و مادرمان که زندانی هستند چه خواهند کرد و چه بر آنها می گذرد؟
ما امنیت نداریم از کجا بدانیم که شب خوابیدیم یکدفعه کسی بالای سرمان نیاید؟ چه امنیتی داریم که وقتی جایی می برند بدانیم کجاست و تحت نظارت چه ارگانی است؟ ما نگران فرزندانمان هستیم با توجه به سابقه ای که از آقایان دیدیم. برای من این مساله پیش آمد، جلوی پدرم به من زنگ زدند و شروع به تهدید کردند. وقتی اینکار را می کنند آیا ممکن نیست این بلا را سر فرزندانمان بیاورند؟ ما نگران امنیت جانی فرزندانمان هستیم. مساله دیگر این است که اخلاقیات رعایت نمی شود لپ تاپ های ما لپ تاپ های یک خانم است، عکس و تصویر و نوشته های شخصی و خاطراتی ممکن است در آن باشد که حریم خصوصی شخص محسوب می شود.


 
 

Things you can do from here:

 
 

نمی دانیم چه به ما خوراندند و یا چه کرده اند که مریض شدیم/ اینجا از گوانتانا...

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via ملی-مذهبی by nima on 2/15/13

 روز دوشنبه(۲۳ بهمن) نرگس و زهرا موسوی فرزندان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد برای ساعاتی بازداشت شدند و ماموران امنیتی با برخوردهایی خشونت بار اقدام به تجسس منزل آنان و ضبط لوازم شخصی شان کردند. در همین روز حسین کروبی فرزند مهدی کروبی دیگر رهبر جنبش سبز نیز برای ساعاتی بازداشت شد. دختران موسوی در گفتگو با جرس  از احساس ناامنی شدید برای خود و والدینشان گفته اند و اطلاع رسانی درباره این وضعیت را مفیدترین راه ممکن دانسته اند. نرگس موسوی در بخشی از گفت و گوی خود آورده است:«بعد از انتخابات به اشکال مختلف با ما برخورد می کردند و همیشه تحت عنوان اطلاعات یا سپاه بوده است اما اینبار ما نمی دانیم چه ارگانی مسئول این برخوردهاست. قبلا تهدید می کردند و می گفتند شاید یکدفعه در خیابان ماشین زیرتان کرد یا شاید مریضی سختی گرفتید. خلاصه از این تهدیدها که بچه هایمان هم پیش از این تهدید می شدند. اما باز رفتارشان کمی بهتر بود هر چند که یکشب جلوی پدرم زنگ زدند به خواهرم و شروع به بازجویی تلفنی کردند که پدرم بشدت عصبانی شدند و گفتند در هیچ فرهنگ و دینی نداریم که دختر را جلوی پدرش بازجویی کنند. اما هیچوقت به این شکل که فحاشی و تهدید کنند و هل دهند، نبوده است.»

وی همچنین به فشارهایی اشاره کرده که در نهایت به جدایی همسرش منجر شده است. ماموران امنیتی از همسر دختر موسوی خواسته بودند از وی طلاق بگیرد. وی در این گفت و گو اشاره کرده است:«پیش از شروع حصر پدر و مادرم، همسر سابقم را بطور مکرر می بردند و بازجویی می کردند. بخاطر همین برخوردها مشکلاتی در زندگی مشترک ما ایجاد کردند. تقریبا هفته ای یکبار او را بازجویی می بردند و تهدیدش می کردند. به او برای طلاق فشار می آوردند. حتی به او می گفتند چرا زن صیغه ای نمی گیری و یکسری حرفهایی که از گفتن آن شرم دارم و بازگویی آن را در شان خود نمی دانم. این برخوردها منجر به طلاق ما شد و زمانیکه اعتراض کردم به اینگونه برخوردها جواب می دادند بیا اثبات کن. خلاصه از بازجویی همسر سابقم شروع شد تا کتک زدن شوهر خواهرم و اخراج خواهرم که دارای دکتراست و یک استاد دانشگاه بود و به این نحو کنار زده شد. خود من هم امنیت شغلی نداشتم. هر وقت که کاری را شروع می کردم اختلال ایجاد می کردند و برای همکاران و در محیط کار مزاحمت برایم ایجاد می کردند.»

متن کامل گفت و گو به شرح زیر است:

 لطفا از آغاز دوره جدید فشارها و برخوردها صحبت بفرمایید؟
زهرا موسوی: صبح روز دوشنبه با ترفند های همیشگی خودشان چند آقا وارد منزل شدند. من لپ تاپم را سریع زیر آب گذاشتم تا عکسهای خانوادگی و بی حجاب به دست نامحرم نیفتد. اول یک آقایی وارد شد. گفتم حجاب ندارم که گفت سرم را آنطرف می کنم و یک چیزی سرت بینداز. تا آمدم اینکار را بکنم، یکدفعه چند تا مرد به خانه ریختند و یک خانم هم همراهشان بود و مدام می گفتند خانم همراهمان است، انگار سند و مجوزشان بود. بعد از بازرسی منزل یکسری از وسایل از جمله کتاب و لپ تاپ و هرچه بود جمع کردند و گفتند برویم. از در پشتی اوین داخل شدیم البته مثل اینکه هماهنگی صورت نگرفته بود و نیم ساعت در حیاط بودیم تا بالاخره گذاشتند بالا برویم و در یک اتاق بازجویی شروع شد. بیشترین حساسیت آنها روی سایت کلمه بود که به قول خودشان سایت ضدانقلاب است و ما قبول نکردیم زیرا دنبال این هستند که بهانه بتراشند و ما را به ضد انقلاب وصل کنند؛ در صورتیکه سایت کلمه مورد تایید پدر و مادر ما است و هرچه آنها تایید کنند ما قبول داریم. حساسیت دیگرشان این بود که با پسر آقای مهدی کروبی چگونه بیانیه نوشتیم. در کل می گفتند نشر اکاذیب کردید و چرا واژه مهندسی انتخابات و آدم ربایی را در بیانیه آوردید؟ چرا می گویید حصرغیر قانونی است؟ خلاصه این بازجویی ادامه داشت تا اینکه رفتارشان کاملا تغییر کرد و مردی که با خواهرم درگیر شده بود آمد و گفت ما نمی خواهیم این صحنه ها تکرار شود و ما هم اخلاق داریم و می خواهیم کرامت انسانی (دقیقا همین واژه هایی که پدر ما استفاده می کرد) رعایت شود. بعد از ما قول شفاهی گرفتند که اگر زنگ زدند و ما را خواستند، برویم. گفتند کوکب هم نشر اکاذیب کرده و سراغ او هم خواهند رفت. بعد من و نرگس تلفنی با هم حرف می زدیم و از احضار کوکب ناراحت بودیم و با هم می گفتیم اگر بخواهند خواهرمان را اذیت کنند اینکار را می کنیم که گویا احضارها در واکنش به این مسئله است.
نرگس موسوی: روز دوشنبه زمانیکه داشتم بهمراه پسرم سر کار می رفتم یک ماشین جلوی ما نگه داشت و چند نفر مرد و یک زن گفتند حکم بازرسی داریم و ما را با خود به منزلمان بردند. بعد خیلی احساس ناامنی کردم و می خواستم داد بزنم و مردم را خبر کنم که یکی از آقایون من را هل داد داخل. بطوریکه دستم آسیب دید و نسبت به این برخوردشان خیلی عصبی شده بودم. یکی از آنها دستش را بالا برد و گفت چنان می زنم توی دهانت که دندانهایت بریزد داخل دهانت. تمام این برخوردها جلوی چشم پسر چهار ساله من صورت گرفت. تمام خانه را به شکل وحشتناکی زیر و رو کردند و مقداری وسایل از جمله صد و پنجاه عدد سی دی، دو تا لپ تاپ، دو تا دوربین، آی پد و سه تا موبایل با خود بردند. حالا تصمیم دارم شکایت هم کنم زیرا اینها اموال شخصی هستند و هنوز پس نداده اند. در حالیکه به من گفتند تا عصر بر می گردانیم. آقایان به حدی رفتار غیرانسانی داشتند که حتی زمانیکه پسرم وحشت زده شده بود، آی پد را دادم تا بازی کند اما آی پد را از دستش کشیدند. من را جلوی چشم فرزندم تهدید به قتل کردند. زمانیکه داشتند خانه را تفتیش می کردند یکی از همان آقایان به من گفت اگر دست او بود از ساختمان من را پایین پرت می کرد. نکته قابل توجه دیگر این است که در بازرسی که از منزل کردند در میان کتابها یک انجیل قدیمی را به عنوان مدرک جرم برداشتند و پیروزمندانه به هم نگاه می کردند و اصلا متوجه قرآن که میان کتابها بود نشدند. یا میان سی دی ها چند تا سی دی بود که پسرم روی آن خط خطی کرده بود و باز آنها به هم نگاه کردند و سی دی ها را به عنوان مدرک جرم برداشتند.
باز تاکید می کنم ما احساس ناامنی برای خود و فرزندانمان می کنیم. هجوم آنها به خانه یک مادرِ تنها اخلاقی نیست و اینگونه رفتارها تجاوز به حریم خصوصی است.
 چهره این افراد برای شما آشنا بود؟
نرگس موسوی: بله، آن آقایی که توهین کرد شخصی بود که جزو نیروهای اطلاعات بود و روزهای اول حصر در ون سفید جلوی کوچه اختر می نشست. حتی از او پرسیدم شما همان شخص نیستید که جلوی خانه پدرم در ون سفید بودید؟ که با وقاحت پاسخ داد آره همان هستم.
 حکمی هم به شما نشان دادند و معلوم بود از سوی چه ارگانی هستند؟
نرگس موسوی: بله، حکم دادگستری را به من نشان دادند. اما یک منبع موثق بعد به ما گفت از طرف دفتر ریاست جمهوری بوده است. بخاطر همین در خصوص حکم تردید دارم.
زهرا موسوی:
 یک نامه ای به من نشان دادند که از سوی دادسرای اوین بود اما آقایانی که وارد شدند اصلا کارت نداشتند همان سربازان گمنام امام زمان در حقیقت دشمنان گمنام امام زمان بودند و معلوم نیست به کدام ارگان وابسته هستند و واقعا نمی دانیم با چه کسانی روبرو هستیم؟
تفاوت این برخورد با برخوردهایی که قبلا با شما داشتند چه بود؟
نرگس موسوی: بعد از انتخابات به اشکال مختلف با ما برخورد می کردند و همیشه تحت عنوان اطلاعات یا سپاه بوده است اما اینبار ما نمی دانیم چه ارگانی مسئول این برخوردهاست. قبلا تهدید می کردند و می گفتند شاید یکدفعه در خیابان ماشین زیرتان کرد یا شاید مریضی سختی گرفتید. خلاصه از این تهدیدها که بچه هایمان هم پیش از این تهدید می شدند. اما باز رفتارشان کمی بهتر بود هر چند که یکشب جلوی پدرم زنگ زدند به خواهرم و شروع به بازجویی تلفنی کردند که پدرم بشدت عصبانی شدند و گفتند در هیچ فرهنگ و دینی نداریم که دختر را جلوی پدرش بازجویی کنند. اما هیچوقت به این شکل که فحاشی و تهدید کنند و هل دهند، نبوده است.
کوکب موسوی: چیزی که در این میان مهم است و در مقابل این برخوردها باید صورت گیرد اطلاع رسانی است. روز دوشنبه که زهرا و نرگس را بازداشت کردند به آنها گفتند لباس ها و لوازم شخصی اتان را بردارید زیرا به این زودی ها بر نمی گردید. اما بعد از بازداشت آنها سریع اطلاع رسانی شد و این باعث شد که آنها را آزاد کنند وگرنه شاید هنوز آنها را نگه می داشتند. اطلاع رسانی بسیار مهم است و باید ادامه پیدا کند.
در طی این دو سال چه مشکلات و اختلالاتی در زندگی شما ایجاد کردند؟
نرگس موسوی: پیش از شروع حصر پدر و مادرم، همسر سابقم را بطور مکرر می بردند و بازجویی می کردند. بخاطر همین برخوردها مشکلاتی در زندگی مشترک ما ایجاد کردند. تقریبا هفته ای یکبار او را بازجویی می بردند و تهدیدش می کردند. به او برای طلاق فشار می آوردند. حتی به او می گفتند چرا زن صیغه ای نمی گیری و یکسری حرفهایی که از گفتن آن شرم دارم و بازگویی آن را در شان خود نمی دانم. این برخوردها منجر به طلاق ما شد و زمانیکه اعتراض کردم به اینگونه برخوردها جواب می دادند بیا اثبات کن. خلاصه از بازجویی همسر سابقم شروع شد تا کتک زدن شوهر خواهرم و اخراج خواهرم که دارای دکتراست و یک استاد دانشگاه بود و به این نحو کنار زده شد. خود من هم امنیت شغلی نداشتم. هر وقت که کاری را شروع می کردم اختلال ایجاد می کردند و برای همکاران و در محیط کار مزاحمت برایم ایجاد می کردند.
الان هم با هدف آزار و اذیت ما یک دور جدیدی از بازجویی ها و فشارها آغاز شده و نمی دانیم فریادمان را باید به کجا برسانیم. نمی دانیم روزی که باید خودمان را به دادسرا معرفی کنیم چه بازجویی و برنامه ای برایمان دارند. اصلا نمی دانیم شب برمی گردیم یا نگهمان می دارند، به شدت نگران امنیت خود هستیم. اگرچه ما همیشه خدا را شکر می کنیم و می گویم در مسیر خیر مطلق است. این چیزی است که پدر به ما آموزش داده که هر چیزی در مسیر خیر و تکامل خودش است.
علت ممانعت از دیدار شما با پدر و مادرتان چیست و آخرین باری که با آنها ملاقات داشتید به چه زمانی بر می گردد؟
نرگس موسوی: تقریبا سه ماه پیش. در آخرین ملاقات ماموران گفتند زهرا اجازه ندارد به ملاقات بیاید. پدر هم گفتند یا هر سه با هم می آیند یا هیچکدام. بعد از آن هم آقایان شروع به پرونده سازی برای ما کردند. تلفنها را هم ممنوع کردند یعنی ما الان سه ماه است که حتی صدای پدر و مادرمان را هم نشنیده ایم.
زهرا موسوی: اینها به ما گفته بودند که اگر از وضعیت پدر و مادرتان خبری بدهید شما را ممنوع الملاقات می کنیم. بعد یکبار گفتند از پدر و مادر خبر رسانی کردیم و بنابراین ممنوع الملاقات هستیم. آنها گفتند اگر ادامه دهید، مورد پیگرد قضایی قرار می گیرید که می بینیم این تهدید خود را عملی کردند.
 از وضعیت جسمانی آنها اطلاعی دارید؟
نرگس موسوی: هیچ اطلاعی نداریم. پدر من پیش از حصر هیچ مشکل قلبی نداشت و بعد از این حبس غیر قانونی به بیماری قلبی دچار شدند. از وضعیت سلامت مادرم هم هیچ اطلاعی نداریم. زمانیکه شکایت می کنیم و می خواهیم پرونده پزشکی آنها را ببینیم مثلا آزمایش خون آنها را نشانمان بدهند. می گویند نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی! یعنی ما حق نداریم از وضعیت جسمی پدر و مادرمان باخبر شویم. در آخرین دیداری که با پدر و مادرمان داشتیم مادرم گفتند که "اینجا از گواتنامو بدتر است". ما نمی دانیم در این دو سال چه گذشته که مادرم می گوید از گواتنامو بدتر است و مسئول بیماریشان زندانبانان اند (که هنوز نمی دانیم از سوی چه ارگانی هستند) مادرم می گفتند نمی دانیم چه به ما خوراندند و یا چکاری کرده اند که مریض شدیم. در حالیکه پیش از حبس خانگی سالم بودند و هیچ مشکل جسمانی نداشتند. اینها مسئول جان پدر و مادر ما هستند و کاملا در خصوص وضعیت جسمانی آنها ابهام داریم.
 جدیدا هم گویا بطور ناگهانی گفته اند خود شما غذا تهیه کنید، می توانید در این زمینه برای ما بگویید؟
نرگس موسوی: ما وقتی می خواستیم برای آنها غذا ببریم قبول نمی کردند و می گفتند نه احتمال دارد که شما بخواهید آنها را مسموم کنید! اما مدتی پیش به ما گفتند ما دیگر خریدی نمی کنیم (البته پول مواد غذایی را پدر و مادرمان می دادند) و خودتان غذای آنها را تهیه کنید. بار آخر که مواد غذایی برایشان بردیم یکسری وسائل مانند کاغذ و ظرف که بسته بندی آنها باز نشده بود و مارک معروفی بود را بردیم. بعد از مدتی متوجه شدیم که به آنها تحویل نداده اند. از آنها پرسیدیم چرا؟ گفتند بردیم آزمایشگاه! واقعا هنوز نمی دانیم چه سناریوی جدیدی برای این قضیه دارند.
جرس: تحلیل شما از این فشارها و برخوردها چیست؟
کوکب موسوی: یکی از مسائل آقایان آبروریزی هایشان از جمله اتفاقی است که در حرم حضرت معصومه افتاد که می خواهند آن را بپوشانند و بخاطر همین شروع به یکسری تحرکات کردند. مسئله دیگر هم انتخابات است که می خواهند هیچ سر و صدایی نشود و با سرکوب ایجاد رعب و وحشت کنند. از سوی دیگر می خواهند هیچ صدایی از پدر و مادرمان نباشد و مردم به یک حالت رخوت و فراموشی فرو بروند.
زهرا موسوی: کشور دارای بحران است. ضمن انکار بحران می خواهند بحران زایی کنند تا آن را بپوشانند درحالیکه بهتر بود این مشکلات را با آرامش حل می کردند و دست از سر زندگی مردم برمی داشتند. این رفتارها که بریزند به خانه ها و رعب و وحشت برای خانواده ایجاد کنند نه اخلاقی است و نه نتیجه ای خواهد داشت. خشم می کارند و کینه درو می کنند. این وضعیت در درازمدت دستاوردی برای آنها در بر نخواهد داشت. در این دو سال متوجه شدیم که کلا بی برنامه هستند و فشارهای درونی و بیرونی خود را برای کوتاه مدت برنامه ریزی می کنند. پدرم بارها گفته است این اعتراضات فتنه نبوده بلکه یک حرکت جمعی بزرگ بوده است. این عین کلام پدر است و نشر اکاذیب هم نیست.
نرگس موسوی: به هر حال در آستانه سومین سال این حبس غیر قانونی شاید یادآوری این حبس است که فشارها را افزایش داده اند. این برخوردها قطعا برای همه هزینه دارد. از سوی دیگر حقانیت پیش بینی های پدر در مورد شرایط امروز به همه اثبات شده است. واقعیت این است که آنچه پدر ما می خواست نه رای و نه قدرت بود. او تنها نگران فقدان انسانیت و فقدان کرامت انسانی بود. این درد پدر ما بود. با این شرایط بحرانی کشور و وضعیت اقتصادی و مشکلات معیشتی مردم همه یادشان می آید که میر حسین موسوی همه اینها را پیش بینی کرده و نگران بود و به جرم همین الان دو سال است که در حبس بسر می برد.
به نگرانی میر حسین موسوی نسبت به شرایط کشور اشاره کردید. ایشان هشت سال بود که از عرصه سیاسی کشور کنار کشیده بودند و بیشتر نظاره گر مسائل کشور بودند. چه شرایطی پیش آمد که پا به میدان سیاست گذاشتند؟
نرگس موسوی: شاید مثل صدای یک طوفانی که از دور می آید و کسی که قدرت شنوایی بالایی دارد آن را می شنود و پدر من این صدا را شنید. طوفانی که الان می بینیم همه چیز را دارد با خاک یکسان می کند. او برای نجات کشور و مردم احساس مسئولیت کردند و وارد عرصه شدند، وگرنه همه می دانند که او سالها از سیاست کنار کشیده بود و دغدغه قدرت نداشت. بعد از اینهم که اعتراضات شروع شد تمام حرفشان این بود که می خواستند در کنار مردم بمانند اما تهمت های زیادی به او زدند به نظر من اینها تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب است.
آقای میرحسین موسوی وقتی وارد عرصه انتخاباتی شدند این شرایط سخت را پیش بینی می کردند؟

نرگس موسوی: پدر وقتی وارد صحنه شدند خود را برای همه چیز آماده کرده بودند مثل یک جعبه دربسته که کسی از داخل آن خبر ندارد. پدر با وجود اینکه یک آدم هنرمند و مهربان هستند در عین حال در شرایط سخت یک استقامت و قدرت بی نظیری دارند که من خودم گاهی از این جذبه و قدرت می ترسیدم. به خاطر همین روحیات است که الان پایدار و مقاوم و صبور ایستاده اند.خود من نتیجه صبر را رضایت از قدم برداشتن در راه حق می بینم. از قدیم گفته اند حق دادنی نیست بلکه گرفتنی است. باید دنبال حق رفت و سکوت نکرد حتی اگر در این راه هزینه دهیم. پدر می گویند که باید در مسیر حق قدم برداشت تا به همان خیر مطلق و تکامل رسید.
پدر و مادر همیشه یار و مشوق هم هستند و در تمام عرصه ها همدیگر را حمایت می کردند و در حقیقت این دو غیر قابل تفکیک هستند. یک خصوصیت خوب مادرم شجاعت و سرسختی اوست. همیشه در شرایط سخت تحمل زیادی دارند. به خاطر همین روحیات او است که در این شرایط و فشارها به خودم می گویم من دختر زهرا رهنورد هستم پس می توانم همه اینها را تحمل کنم. در این دو سال هروقت ما را می دید می گفت قوی باشید و صبور. در هر حال هرچه هست دلتنگی و نگرانی است.
 دغدغه اصلی و درخواست شما چیست؟
نرگس موسوی: خواسته ما در درجه اول آزادی فوری پدر و مادرمان است. مسئله دیگر پاسخگویی در خصوص این اقدامات زیرا تاکنون هیچ ارگانی مسئولیت حصر (به قول آنها) نذیرفته است. در پیگیری های ما جوابهای متفاوتی داده اند یکبار می گویند دادستانی، باردیگر دادگاه انقلاب، دادگستری، اطلاعات، سپاه و بیت و هنوز نمی دانیم مسئول حبس خانگی پدر و مادر ما کیست؟ بالاخره در این کشور یکی باید نسبت به این حبس غیرقانونی، غیر شرعی، غیر اخلاقی، غیر اسلامی پاسخ دهند. بگویند ما اینکار را انجام دادیم و مجرم هستیم. مادر من یک دانشمند و پرفسور است که می تواند در عرصه های علمی کشور باعث رشد و توسعه جامعه شود. پدر ما بعنوان یکی از چهره های سیاسی انقلابی شناخته شده حضورش در این مقطع حساس کنونی که کشور با بحران های زیادی دست به گریبان است می تواند موثر باشد. چرا باید دو سال در حبس باشند؟
زهرا موسوی: ما هیچ خبری از پدر و مادر نداریم، نه تلفن نه ملاقات. وقتی با ما که در جلوی چشم مردم هستیم و صدایمان به جایی می رسد اینگونه برخورد می کنند با پدر و مادرمان که زندانی هستند چه خواهند کرد و چه بر آنها می گذرد؟
ما امنیت نداریم از کجا بدانیم که شب خوابیدیم یکدفعه کسی بالای سرمان نیاید؟ چه امنیتی داریم که وقتی جایی می برند بدانیم کجاست و تحت نظارت چه ارگانی است؟ ما نگران فرزندانمان هستیم با توجه به سابقه ای که از آقایان دیدیم. برای من این مساله پیش آمد، جلوی پدرم به من زنگ زدند و شروع به تهدید کردند. وقتی اینکار را می کنند آیا ممکن نیست این بلا را سر فرزندانمان بیاورند؟ ما نگران امنیت جانی فرزندانمان هستیم. مساله دیگر این است که اخلاقیات رعایت نمی شود لپ تاپ های ما لپ تاپ های یک خانم است، عکس و تصویر و نوشته های شخصی و خاطراتی ممکن است در آن باشد که حریم خصوصی شخص محسوب می شود.


 
 

Things you can do from here:

 
 

نمی دانیم چه به ما خوراندند و یا چه کرده اند که مریض شدیم/ اینجا از گوانتانا...

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via ملی-مذهبی by nima on 2/15/13

 روز دوشنبه(۲۳ بهمن) نرگس و زهرا موسوی فرزندان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد برای ساعاتی بازداشت شدند و ماموران امنیتی با برخوردهایی خشونت بار اقدام به تجسس منزل آنان و ضبط لوازم شخصی شان کردند. در همین روز حسین کروبی فرزند مهدی کروبی دیگر رهبر جنبش سبز نیز برای ساعاتی بازداشت شد. دختران موسوی در گفتگو با جرس  از احساس ناامنی شدید برای خود و والدینشان گفته اند و اطلاع رسانی درباره این وضعیت را مفیدترین راه ممکن دانسته اند. نرگس موسوی در بخشی از گفت و گوی خود آورده است:«بعد از انتخابات به اشکال مختلف با ما برخورد می کردند و همیشه تحت عنوان اطلاعات یا سپاه بوده است اما اینبار ما نمی دانیم چه ارگانی مسئول این برخوردهاست. قبلا تهدید می کردند و می گفتند شاید یکدفعه در خیابان ماشین زیرتان کرد یا شاید مریضی سختی گرفتید. خلاصه از این تهدیدها که بچه هایمان هم پیش از این تهدید می شدند. اما باز رفتارشان کمی بهتر بود هر چند که یکشب جلوی پدرم زنگ زدند به خواهرم و شروع به بازجویی تلفنی کردند که پدرم بشدت عصبانی شدند و گفتند در هیچ فرهنگ و دینی نداریم که دختر را جلوی پدرش بازجویی کنند. اما هیچوقت به این شکل که فحاشی و تهدید کنند و هل دهند، نبوده است.»

وی همچنین به فشارهایی اشاره کرده که در نهایت به جدایی همسرش منجر شده است. ماموران امنیتی از همسر دختر موسوی خواسته بودند از وی طلاق بگیرد. وی در این گفت و گو اشاره کرده است:«پیش از شروع حصر پدر و مادرم، همسر سابقم را بطور مکرر می بردند و بازجویی می کردند. بخاطر همین برخوردها مشکلاتی در زندگی مشترک ما ایجاد کردند. تقریبا هفته ای یکبار او را بازجویی می بردند و تهدیدش می کردند. به او برای طلاق فشار می آوردند. حتی به او می گفتند چرا زن صیغه ای نمی گیری و یکسری حرفهایی که از گفتن آن شرم دارم و بازگویی آن را در شان خود نمی دانم. این برخوردها منجر به طلاق ما شد و زمانیکه اعتراض کردم به اینگونه برخوردها جواب می دادند بیا اثبات کن. خلاصه از بازجویی همسر سابقم شروع شد تا کتک زدن شوهر خواهرم و اخراج خواهرم که دارای دکتراست و یک استاد دانشگاه بود و به این نحو کنار زده شد. خود من هم امنیت شغلی نداشتم. هر وقت که کاری را شروع می کردم اختلال ایجاد می کردند و برای همکاران و در محیط کار مزاحمت برایم ایجاد می کردند.»

متن کامل گفت و گو به شرح زیر است:

 لطفا از آغاز دوره جدید فشارها و برخوردها صحبت بفرمایید؟
زهرا موسوی: صبح روز دوشنبه با ترفند های همیشگی خودشان چند آقا وارد منزل شدند. من لپ تاپم را سریع زیر آب گذاشتم تا عکسهای خانوادگی و بی حجاب به دست نامحرم نیفتد. اول یک آقایی وارد شد. گفتم حجاب ندارم که گفت سرم را آنطرف می کنم و یک چیزی سرت بینداز. تا آمدم اینکار را بکنم، یکدفعه چند تا مرد به خانه ریختند و یک خانم هم همراهشان بود و مدام می گفتند خانم همراهمان است، انگار سند و مجوزشان بود. بعد از بازرسی منزل یکسری از وسایل از جمله کتاب و لپ تاپ و هرچه بود جمع کردند و گفتند برویم. از در پشتی اوین داخل شدیم البته مثل اینکه هماهنگی صورت نگرفته بود و نیم ساعت در حیاط بودیم تا بالاخره گذاشتند بالا برویم و در یک اتاق بازجویی شروع شد. بیشترین حساسیت آنها روی سایت کلمه بود که به قول خودشان سایت ضدانقلاب است و ما قبول نکردیم زیرا دنبال این هستند که بهانه بتراشند و ما را به ضد انقلاب وصل کنند؛ در صورتیکه سایت کلمه مورد تایید پدر و مادر ما است و هرچه آنها تایید کنند ما قبول داریم. حساسیت دیگرشان این بود که با پسر آقای مهدی کروبی چگونه بیانیه نوشتیم. در کل می گفتند نشر اکاذیب کردید و چرا واژه مهندسی انتخابات و آدم ربایی را در بیانیه آوردید؟ چرا می گویید حصرغیر قانونی است؟ خلاصه این بازجویی ادامه داشت تا اینکه رفتارشان کاملا تغییر کرد و مردی که با خواهرم درگیر شده بود آمد و گفت ما نمی خواهیم این صحنه ها تکرار شود و ما هم اخلاق داریم و می خواهیم کرامت انسانی (دقیقا همین واژه هایی که پدر ما استفاده می کرد) رعایت شود. بعد از ما قول شفاهی گرفتند که اگر زنگ زدند و ما را خواستند، برویم. گفتند کوکب هم نشر اکاذیب کرده و سراغ او هم خواهند رفت. بعد من و نرگس تلفنی با هم حرف می زدیم و از احضار کوکب ناراحت بودیم و با هم می گفتیم اگر بخواهند خواهرمان را اذیت کنند اینکار را می کنیم که گویا احضارها در واکنش به این مسئله است.
نرگس موسوی: روز دوشنبه زمانیکه داشتم بهمراه پسرم سر کار می رفتم یک ماشین جلوی ما نگه داشت و چند نفر مرد و یک زن گفتند حکم بازرسی داریم و ما را با خود به منزلمان بردند. بعد خیلی احساس ناامنی کردم و می خواستم داد بزنم و مردم را خبر کنم که یکی از آقایون من را هل داد داخل. بطوریکه دستم آسیب دید و نسبت به این برخوردشان خیلی عصبی شده بودم. یکی از آنها دستش را بالا برد و گفت چنان می زنم توی دهانت که دندانهایت بریزد داخل دهانت. تمام این برخوردها جلوی چشم پسر چهار ساله من صورت گرفت. تمام خانه را به شکل وحشتناکی زیر و رو کردند و مقداری وسایل از جمله صد و پنجاه عدد سی دی، دو تا لپ تاپ، دو تا دوربین، آی پد و سه تا موبایل با خود بردند. حالا تصمیم دارم شکایت هم کنم زیرا اینها اموال شخصی هستند و هنوز پس نداده اند. در حالیکه به من گفتند تا عصر بر می گردانیم. آقایان به حدی رفتار غیرانسانی داشتند که حتی زمانیکه پسرم وحشت زده شده بود، آی پد را دادم تا بازی کند اما آی پد را از دستش کشیدند. من را جلوی چشم فرزندم تهدید به قتل کردند. زمانیکه داشتند خانه را تفتیش می کردند یکی از همان آقایان به من گفت اگر دست او بود از ساختمان من را پایین پرت می کرد. نکته قابل توجه دیگر این است که در بازرسی که از منزل کردند در میان کتابها یک انجیل قدیمی را به عنوان مدرک جرم برداشتند و پیروزمندانه به هم نگاه می کردند و اصلا متوجه قرآن که میان کتابها بود نشدند. یا میان سی دی ها چند تا سی دی بود که پسرم روی آن خط خطی کرده بود و باز آنها به هم نگاه کردند و سی دی ها را به عنوان مدرک جرم برداشتند.
باز تاکید می کنم ما احساس ناامنی برای خود و فرزندانمان می کنیم. هجوم آنها به خانه یک مادرِ تنها اخلاقی نیست و اینگونه رفتارها تجاوز به حریم خصوصی است.
 چهره این افراد برای شما آشنا بود؟
نرگس موسوی: بله، آن آقایی که توهین کرد شخصی بود که جزو نیروهای اطلاعات بود و روزهای اول حصر در ون سفید جلوی کوچه اختر می نشست. حتی از او پرسیدم شما همان شخص نیستید که جلوی خانه پدرم در ون سفید بودید؟ که با وقاحت پاسخ داد آره همان هستم.
 حکمی هم به شما نشان دادند و معلوم بود از سوی چه ارگانی هستند؟
نرگس موسوی: بله، حکم دادگستری را به من نشان دادند. اما یک منبع موثق بعد به ما گفت از طرف دفتر ریاست جمهوری بوده است. بخاطر همین در خصوص حکم تردید دارم.
زهرا موسوی:
 یک نامه ای به من نشان دادند که از سوی دادسرای اوین بود اما آقایانی که وارد شدند اصلا کارت نداشتند همان سربازان گمنام امام زمان در حقیقت دشمنان گمنام امام زمان بودند و معلوم نیست به کدام ارگان وابسته هستند و واقعا نمی دانیم با چه کسانی روبرو هستیم؟
تفاوت این برخورد با برخوردهایی که قبلا با شما داشتند چه بود؟
نرگس موسوی: بعد از انتخابات به اشکال مختلف با ما برخورد می کردند و همیشه تحت عنوان اطلاعات یا سپاه بوده است اما اینبار ما نمی دانیم چه ارگانی مسئول این برخوردهاست. قبلا تهدید می کردند و می گفتند شاید یکدفعه در خیابان ماشین زیرتان کرد یا شاید مریضی سختی گرفتید. خلاصه از این تهدیدها که بچه هایمان هم پیش از این تهدید می شدند. اما باز رفتارشان کمی بهتر بود هر چند که یکشب جلوی پدرم زنگ زدند به خواهرم و شروع به بازجویی تلفنی کردند که پدرم بشدت عصبانی شدند و گفتند در هیچ فرهنگ و دینی نداریم که دختر را جلوی پدرش بازجویی کنند. اما هیچوقت به این شکل که فحاشی و تهدید کنند و هل دهند، نبوده است.
کوکب موسوی: چیزی که در این میان مهم است و در مقابل این برخوردها باید صورت گیرد اطلاع رسانی است. روز دوشنبه که زهرا و نرگس را بازداشت کردند به آنها گفتند لباس ها و لوازم شخصی اتان را بردارید زیرا به این زودی ها بر نمی گردید. اما بعد از بازداشت آنها سریع اطلاع رسانی شد و این باعث شد که آنها را آزاد کنند وگرنه شاید هنوز آنها را نگه می داشتند. اطلاع رسانی بسیار مهم است و باید ادامه پیدا کند.
در طی این دو سال چه مشکلات و اختلالاتی در زندگی شما ایجاد کردند؟
نرگس موسوی: پیش از شروع حصر پدر و مادرم، همسر سابقم را بطور مکرر می بردند و بازجویی می کردند. بخاطر همین برخوردها مشکلاتی در زندگی مشترک ما ایجاد کردند. تقریبا هفته ای یکبار او را بازجویی می بردند و تهدیدش می کردند. به او برای طلاق فشار می آوردند. حتی به او می گفتند چرا زن صیغه ای نمی گیری و یکسری حرفهایی که از گفتن آن شرم دارم و بازگویی آن را در شان خود نمی دانم. این برخوردها منجر به طلاق ما شد و زمانیکه اعتراض کردم به اینگونه برخوردها جواب می دادند بیا اثبات کن. خلاصه از بازجویی همسر سابقم شروع شد تا کتک زدن شوهر خواهرم و اخراج خواهرم که دارای دکتراست و یک استاد دانشگاه بود و به این نحو کنار زده شد. خود من هم امنیت شغلی نداشتم. هر وقت که کاری را شروع می کردم اختلال ایجاد می کردند و برای همکاران و در محیط کار مزاحمت برایم ایجاد می کردند.
الان هم با هدف آزار و اذیت ما یک دور جدیدی از بازجویی ها و فشارها آغاز شده و نمی دانیم فریادمان را باید به کجا برسانیم. نمی دانیم روزی که باید خودمان را به دادسرا معرفی کنیم چه بازجویی و برنامه ای برایمان دارند. اصلا نمی دانیم شب برمی گردیم یا نگهمان می دارند، به شدت نگران امنیت خود هستیم. اگرچه ما همیشه خدا را شکر می کنیم و می گویم در مسیر خیر مطلق است. این چیزی است که پدر به ما آموزش داده که هر چیزی در مسیر خیر و تکامل خودش است.
علت ممانعت از دیدار شما با پدر و مادرتان چیست و آخرین باری که با آنها ملاقات داشتید به چه زمانی بر می گردد؟
نرگس موسوی: تقریبا سه ماه پیش. در آخرین ملاقات ماموران گفتند زهرا اجازه ندارد به ملاقات بیاید. پدر هم گفتند یا هر سه با هم می آیند یا هیچکدام. بعد از آن هم آقایان شروع به پرونده سازی برای ما کردند. تلفنها را هم ممنوع کردند یعنی ما الان سه ماه است که حتی صدای پدر و مادرمان را هم نشنیده ایم.
زهرا موسوی: اینها به ما گفته بودند که اگر از وضعیت پدر و مادرتان خبری بدهید شما را ممنوع الملاقات می کنیم. بعد یکبار گفتند از پدر و مادر خبر رسانی کردیم و بنابراین ممنوع الملاقات هستیم. آنها گفتند اگر ادامه دهید، مورد پیگرد قضایی قرار می گیرید که می بینیم این تهدید خود را عملی کردند.
 از وضعیت جسمانی آنها اطلاعی دارید؟
نرگس موسوی: هیچ اطلاعی نداریم. پدر من پیش از حصر هیچ مشکل قلبی نداشت و بعد از این حبس غیر قانونی به بیماری قلبی دچار شدند. از وضعیت سلامت مادرم هم هیچ اطلاعی نداریم. زمانیکه شکایت می کنیم و می خواهیم پرونده پزشکی آنها را ببینیم مثلا آزمایش خون آنها را نشانمان بدهند. می گویند نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی! یعنی ما حق نداریم از وضعیت جسمی پدر و مادرمان باخبر شویم. در آخرین دیداری که با پدر و مادرمان داشتیم مادرم گفتند که "اینجا از گواتنامو بدتر است". ما نمی دانیم در این دو سال چه گذشته که مادرم می گوید از گواتنامو بدتر است و مسئول بیماریشان زندانبانان اند (که هنوز نمی دانیم از سوی چه ارگانی هستند) مادرم می گفتند نمی دانیم چه به ما خوراندند و یا چکاری کرده اند که مریض شدیم. در حالیکه پیش از حبس خانگی سالم بودند و هیچ مشکل جسمانی نداشتند. اینها مسئول جان پدر و مادر ما هستند و کاملا در خصوص وضعیت جسمانی آنها ابهام داریم.
 جدیدا هم گویا بطور ناگهانی گفته اند خود شما غذا تهیه کنید، می توانید در این زمینه برای ما بگویید؟
نرگس موسوی: ما وقتی می خواستیم برای آنها غذا ببریم قبول نمی کردند و می گفتند نه احتمال دارد که شما بخواهید آنها را مسموم کنید! اما مدتی پیش به ما گفتند ما دیگر خریدی نمی کنیم (البته پول مواد غذایی را پدر و مادرمان می دادند) و خودتان غذای آنها را تهیه کنید. بار آخر که مواد غذایی برایشان بردیم یکسری وسائل مانند کاغذ و ظرف که بسته بندی آنها باز نشده بود و مارک معروفی بود را بردیم. بعد از مدتی متوجه شدیم که به آنها تحویل نداده اند. از آنها پرسیدیم چرا؟ گفتند بردیم آزمایشگاه! واقعا هنوز نمی دانیم چه سناریوی جدیدی برای این قضیه دارند.
جرس: تحلیل شما از این فشارها و برخوردها چیست؟
کوکب موسوی: یکی از مسائل آقایان آبروریزی هایشان از جمله اتفاقی است که در حرم حضرت معصومه افتاد که می خواهند آن را بپوشانند و بخاطر همین شروع به یکسری تحرکات کردند. مسئله دیگر هم انتخابات است که می خواهند هیچ سر و صدایی نشود و با سرکوب ایجاد رعب و وحشت کنند. از سوی دیگر می خواهند هیچ صدایی از پدر و مادرمان نباشد و مردم به یک حالت رخوت و فراموشی فرو بروند.
زهرا موسوی: کشور دارای بحران است. ضمن انکار بحران می خواهند بحران زایی کنند تا آن را بپوشانند درحالیکه بهتر بود این مشکلات را با آرامش حل می کردند و دست از سر زندگی مردم برمی داشتند. این رفتارها که بریزند به خانه ها و رعب و وحشت برای خانواده ایجاد کنند نه اخلاقی است و نه نتیجه ای خواهد داشت. خشم می کارند و کینه درو می کنند. این وضعیت در درازمدت دستاوردی برای آنها در بر نخواهد داشت. در این دو سال متوجه شدیم که کلا بی برنامه هستند و فشارهای درونی و بیرونی خود را برای کوتاه مدت برنامه ریزی می کنند. پدرم بارها گفته است این اعتراضات فتنه نبوده بلکه یک حرکت جمعی بزرگ بوده است. این عین کلام پدر است و نشر اکاذیب هم نیست.
نرگس موسوی: به هر حال در آستانه سومین سال این حبس غیر قانونی شاید یادآوری این حبس است که فشارها را افزایش داده اند. این برخوردها قطعا برای همه هزینه دارد. از سوی دیگر حقانیت پیش بینی های پدر در مورد شرایط امروز به همه اثبات شده است. واقعیت این است که آنچه پدر ما می خواست نه رای و نه قدرت بود. او تنها نگران فقدان انسانیت و فقدان کرامت انسانی بود. این درد پدر ما بود. با این شرایط بحرانی کشور و وضعیت اقتصادی و مشکلات معیشتی مردم همه یادشان می آید که میر حسین موسوی همه اینها را پیش بینی کرده و نگران بود و به جرم همین الان دو سال است که در حبس بسر می برد.
به نگرانی میر حسین موسوی نسبت به شرایط کشور اشاره کردید. ایشان هشت سال بود که از عرصه سیاسی کشور کنار کشیده بودند و بیشتر نظاره گر مسائل کشور بودند. چه شرایطی پیش آمد که پا به میدان سیاست گذاشتند؟
نرگس موسوی: شاید مثل صدای یک طوفانی که از دور می آید و کسی که قدرت شنوایی بالایی دارد آن را می شنود و پدر من این صدا را شنید. طوفانی که الان می بینیم همه چیز را دارد با خاک یکسان می کند. او برای نجات کشور و مردم احساس مسئولیت کردند و وارد عرصه شدند، وگرنه همه می دانند که او سالها از سیاست کنار کشیده بود و دغدغه قدرت نداشت. بعد از اینهم که اعتراضات شروع شد تمام حرفشان این بود که می خواستند در کنار مردم بمانند اما تهمت های زیادی به او زدند به نظر من اینها تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب است.
آقای میرحسین موسوی وقتی وارد عرصه انتخاباتی شدند این شرایط سخت را پیش بینی می کردند؟

نرگس موسوی: پدر وقتی وارد صحنه شدند خود را برای همه چیز آماده کرده بودند مثل یک جعبه دربسته که کسی از داخل آن خبر ندارد. پدر با وجود اینکه یک آدم هنرمند و مهربان هستند در عین حال در شرایط سخت یک استقامت و قدرت بی نظیری دارند که من خودم گاهی از این جذبه و قدرت می ترسیدم. به خاطر همین روحیات است که الان پایدار و مقاوم و صبور ایستاده اند.خود من نتیجه صبر را رضایت از قدم برداشتن در راه حق می بینم. از قدیم گفته اند حق دادنی نیست بلکه گرفتنی است. باید دنبال حق رفت و سکوت نکرد حتی اگر در این راه هزینه دهیم. پدر می گویند که باید در مسیر حق قدم برداشت تا به همان خیر مطلق و تکامل رسید.
پدر و مادر همیشه یار و مشوق هم هستند و در تمام عرصه ها همدیگر را حمایت می کردند و در حقیقت این دو غیر قابل تفکیک هستند. یک خصوصیت خوب مادرم شجاعت و سرسختی اوست. همیشه در شرایط سخت تحمل زیادی دارند. به خاطر همین روحیات او است که در این شرایط و فشارها به خودم می گویم من دختر زهرا رهنورد هستم پس می توانم همه اینها را تحمل کنم. در این دو سال هروقت ما را می دید می گفت قوی باشید و صبور. در هر حال هرچه هست دلتنگی و نگرانی است.
 دغدغه اصلی و درخواست شما چیست؟
نرگس موسوی: خواسته ما در درجه اول آزادی فوری پدر و مادرمان است. مسئله دیگر پاسخگویی در خصوص این اقدامات زیرا تاکنون هیچ ارگانی مسئولیت حصر (به قول آنها) نذیرفته است. در پیگیری های ما جوابهای متفاوتی داده اند یکبار می گویند دادستانی، باردیگر دادگاه انقلاب، دادگستری، اطلاعات، سپاه و بیت و هنوز نمی دانیم مسئول حبس خانگی پدر و مادر ما کیست؟ بالاخره در این کشور یکی باید نسبت به این حبس غیرقانونی، غیر شرعی، غیر اخلاقی، غیر اسلامی پاسخ دهند. بگویند ما اینکار را انجام دادیم و مجرم هستیم. مادر من یک دانشمند و پرفسور است که می تواند در عرصه های علمی کشور باعث رشد و توسعه جامعه شود. پدر ما بعنوان یکی از چهره های سیاسی انقلابی شناخته شده حضورش در این مقطع حساس کنونی که کشور با بحران های زیادی دست به گریبان است می تواند موثر باشد. چرا باید دو سال در حبس باشند؟
زهرا موسوی: ما هیچ خبری از پدر و مادر نداریم، نه تلفن نه ملاقات. وقتی با ما که در جلوی چشم مردم هستیم و صدایمان به جایی می رسد اینگونه برخورد می کنند با پدر و مادرمان که زندانی هستند چه خواهند کرد و چه بر آنها می گذرد؟
ما امنیت نداریم از کجا بدانیم که شب خوابیدیم یکدفعه کسی بالای سرمان نیاید؟ چه امنیتی داریم که وقتی جایی می برند بدانیم کجاست و تحت نظارت چه ارگانی است؟ ما نگران فرزندانمان هستیم با توجه به سابقه ای که از آقایان دیدیم. برای من این مساله پیش آمد، جلوی پدرم به من زنگ زدند و شروع به تهدید کردند. وقتی اینکار را می کنند آیا ممکن نیست این بلا را سر فرزندانمان بیاورند؟ ما نگران امنیت جانی فرزندانمان هستیم. مساله دیگر این است که اخلاقیات رعایت نمی شود لپ تاپ های ما لپ تاپ های یک خانم است، عکس و تصویر و نوشته های شخصی و خاطراتی ممکن است در آن باشد که حریم خصوصی شخص محسوب می شود.


 
 

Things you can do from here:

 
 

نمی دانیم چه به ما خوراندند و یا چه کرده اند که مریض شدیم/ اینجا از گوانتانا...

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via ملی-مذهبی by nima on 2/15/13

 روز دوشنبه(۲۳ بهمن) نرگس و زهرا موسوی فرزندان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد برای ساعاتی بازداشت شدند و ماموران امنیتی با برخوردهایی خشونت بار اقدام به تجسس منزل آنان و ضبط لوازم شخصی شان کردند. در همین روز حسین کروبی فرزند مهدی کروبی دیگر رهبر جنبش سبز نیز برای ساعاتی بازداشت شد. دختران موسوی در گفتگو با جرس  از احساس ناامنی شدید برای خود و والدینشان گفته اند و اطلاع رسانی درباره این وضعیت را مفیدترین راه ممکن دانسته اند. نرگس موسوی در بخشی از گفت و گوی خود آورده است:«بعد از انتخابات به اشکال مختلف با ما برخورد می کردند و همیشه تحت عنوان اطلاعات یا سپاه بوده است اما اینبار ما نمی دانیم چه ارگانی مسئول این برخوردهاست. قبلا تهدید می کردند و می گفتند شاید یکدفعه در خیابان ماشین زیرتان کرد یا شاید مریضی سختی گرفتید. خلاصه از این تهدیدها که بچه هایمان هم پیش از این تهدید می شدند. اما باز رفتارشان کمی بهتر بود هر چند که یکشب جلوی پدرم زنگ زدند به خواهرم و شروع به بازجویی تلفنی کردند که پدرم بشدت عصبانی شدند و گفتند در هیچ فرهنگ و دینی نداریم که دختر را جلوی پدرش بازجویی کنند. اما هیچوقت به این شکل که فحاشی و تهدید کنند و هل دهند، نبوده است.»

وی همچنین به فشارهایی اشاره کرده که در نهایت به جدایی همسرش منجر شده است. ماموران امنیتی از همسر دختر موسوی خواسته بودند از وی طلاق بگیرد. وی در این گفت و گو اشاره کرده است:«پیش از شروع حصر پدر و مادرم، همسر سابقم را بطور مکرر می بردند و بازجویی می کردند. بخاطر همین برخوردها مشکلاتی در زندگی مشترک ما ایجاد کردند. تقریبا هفته ای یکبار او را بازجویی می بردند و تهدیدش می کردند. به او برای طلاق فشار می آوردند. حتی به او می گفتند چرا زن صیغه ای نمی گیری و یکسری حرفهایی که از گفتن آن شرم دارم و بازگویی آن را در شان خود نمی دانم. این برخوردها منجر به طلاق ما شد و زمانیکه اعتراض کردم به اینگونه برخوردها جواب می دادند بیا اثبات کن. خلاصه از بازجویی همسر سابقم شروع شد تا کتک زدن شوهر خواهرم و اخراج خواهرم که دارای دکتراست و یک استاد دانشگاه بود و به این نحو کنار زده شد. خود من هم امنیت شغلی نداشتم. هر وقت که کاری را شروع می کردم اختلال ایجاد می کردند و برای همکاران و در محیط کار مزاحمت برایم ایجاد می کردند.»

متن کامل گفت و گو به شرح زیر است:

 لطفا از آغاز دوره جدید فشارها و برخوردها صحبت بفرمایید؟
زهرا موسوی: صبح روز دوشنبه با ترفند های همیشگی خودشان چند آقا وارد منزل شدند. من لپ تاپم را سریع زیر آب گذاشتم تا عکسهای خانوادگی و بی حجاب به دست نامحرم نیفتد. اول یک آقایی وارد شد. گفتم حجاب ندارم که گفت سرم را آنطرف می کنم و یک چیزی سرت بینداز. تا آمدم اینکار را بکنم، یکدفعه چند تا مرد به خانه ریختند و یک خانم هم همراهشان بود و مدام می گفتند خانم همراهمان است، انگار سند و مجوزشان بود. بعد از بازرسی منزل یکسری از وسایل از جمله کتاب و لپ تاپ و هرچه بود جمع کردند و گفتند برویم. از در پشتی اوین داخل شدیم البته مثل اینکه هماهنگی صورت نگرفته بود و نیم ساعت در حیاط بودیم تا بالاخره گذاشتند بالا برویم و در یک اتاق بازجویی شروع شد. بیشترین حساسیت آنها روی سایت کلمه بود که به قول خودشان سایت ضدانقلاب است و ما قبول نکردیم زیرا دنبال این هستند که بهانه بتراشند و ما را به ضد انقلاب وصل کنند؛ در صورتیکه سایت کلمه مورد تایید پدر و مادر ما است و هرچه آنها تایید کنند ما قبول داریم. حساسیت دیگرشان این بود که با پسر آقای مهدی کروبی چگونه بیانیه نوشتیم. در کل می گفتند نشر اکاذیب کردید و چرا واژه مهندسی انتخابات و آدم ربایی را در بیانیه آوردید؟ چرا می گویید حصرغیر قانونی است؟ خلاصه این بازجویی ادامه داشت تا اینکه رفتارشان کاملا تغییر کرد و مردی که با خواهرم درگیر شده بود آمد و گفت ما نمی خواهیم این صحنه ها تکرار شود و ما هم اخلاق داریم و می خواهیم کرامت انسانی (دقیقا همین واژه هایی که پدر ما استفاده می کرد) رعایت شود. بعد از ما قول شفاهی گرفتند که اگر زنگ زدند و ما را خواستند، برویم. گفتند کوکب هم نشر اکاذیب کرده و سراغ او هم خواهند رفت. بعد من و نرگس تلفنی با هم حرف می زدیم و از احضار کوکب ناراحت بودیم و با هم می گفتیم اگر بخواهند خواهرمان را اذیت کنند اینکار را می کنیم که گویا احضارها در واکنش به این مسئله است.
نرگس موسوی: روز دوشنبه زمانیکه داشتم بهمراه پسرم سر کار می رفتم یک ماشین جلوی ما نگه داشت و چند نفر مرد و یک زن گفتند حکم بازرسی داریم و ما را با خود به منزلمان بردند. بعد خیلی احساس ناامنی کردم و می خواستم داد بزنم و مردم را خبر کنم که یکی از آقایون من را هل داد داخل. بطوریکه دستم آسیب دید و نسبت به این برخوردشان خیلی عصبی شده بودم. یکی از آنها دستش را بالا برد و گفت چنان می زنم توی دهانت که دندانهایت بریزد داخل دهانت. تمام این برخوردها جلوی چشم پسر چهار ساله من صورت گرفت. تمام خانه را به شکل وحشتناکی زیر و رو کردند و مقداری وسایل از جمله صد و پنجاه عدد سی دی، دو تا لپ تاپ، دو تا دوربین، آی پد و سه تا موبایل با خود بردند. حالا تصمیم دارم شکایت هم کنم زیرا اینها اموال شخصی هستند و هنوز پس نداده اند. در حالیکه به من گفتند تا عصر بر می گردانیم. آقایان به حدی رفتار غیرانسانی داشتند که حتی زمانیکه پسرم وحشت زده شده بود، آی پد را دادم تا بازی کند اما آی پد را از دستش کشیدند. من را جلوی چشم فرزندم تهدید به قتل کردند. زمانیکه داشتند خانه را تفتیش می کردند یکی از همان آقایان به من گفت اگر دست او بود از ساختمان من را پایین پرت می کرد. نکته قابل توجه دیگر این است که در بازرسی که از منزل کردند در میان کتابها یک انجیل قدیمی را به عنوان مدرک جرم برداشتند و پیروزمندانه به هم نگاه می کردند و اصلا متوجه قرآن که میان کتابها بود نشدند. یا میان سی دی ها چند تا سی دی بود که پسرم روی آن خط خطی کرده بود و باز آنها به هم نگاه کردند و سی دی ها را به عنوان مدرک جرم برداشتند.
باز تاکید می کنم ما احساس ناامنی برای خود و فرزندانمان می کنیم. هجوم آنها به خانه یک مادرِ تنها اخلاقی نیست و اینگونه رفتارها تجاوز به حریم خصوصی است.
 چهره این افراد برای شما آشنا بود؟
نرگس موسوی: بله، آن آقایی که توهین کرد شخصی بود که جزو نیروهای اطلاعات بود و روزهای اول حصر در ون سفید جلوی کوچه اختر می نشست. حتی از او پرسیدم شما همان شخص نیستید که جلوی خانه پدرم در ون سفید بودید؟ که با وقاحت پاسخ داد آره همان هستم.
 حکمی هم به شما نشان دادند و معلوم بود از سوی چه ارگانی هستند؟
نرگس موسوی: بله، حکم دادگستری را به من نشان دادند. اما یک منبع موثق بعد به ما گفت از طرف دفتر ریاست جمهوری بوده است. بخاطر همین در خصوص حکم تردید دارم.
زهرا موسوی:
 یک نامه ای به من نشان دادند که از سوی دادسرای اوین بود اما آقایانی که وارد شدند اصلا کارت نداشتند همان سربازان گمنام امام زمان در حقیقت دشمنان گمنام امام زمان بودند و معلوم نیست به کدام ارگان وابسته هستند و واقعا نمی دانیم با چه کسانی روبرو هستیم؟
تفاوت این برخورد با برخوردهایی که قبلا با شما داشتند چه بود؟
نرگس موسوی: بعد از انتخابات به اشکال مختلف با ما برخورد می کردند و همیشه تحت عنوان اطلاعات یا سپاه بوده است اما اینبار ما نمی دانیم چه ارگانی مسئول این برخوردهاست. قبلا تهدید می کردند و می گفتند شاید یکدفعه در خیابان ماشین زیرتان کرد یا شاید مریضی سختی گرفتید. خلاصه از این تهدیدها که بچه هایمان هم پیش از این تهدید می شدند. اما باز رفتارشان کمی بهتر بود هر چند که یکشب جلوی پدرم زنگ زدند به خواهرم و شروع به بازجویی تلفنی کردند که پدرم بشدت عصبانی شدند و گفتند در هیچ فرهنگ و دینی نداریم که دختر را جلوی پدرش بازجویی کنند. اما هیچوقت به این شکل که فحاشی و تهدید کنند و هل دهند، نبوده است.
کوکب موسوی: چیزی که در این میان مهم است و در مقابل این برخوردها باید صورت گیرد اطلاع رسانی است. روز دوشنبه که زهرا و نرگس را بازداشت کردند به آنها گفتند لباس ها و لوازم شخصی اتان را بردارید زیرا به این زودی ها بر نمی گردید. اما بعد از بازداشت آنها سریع اطلاع رسانی شد و این باعث شد که آنها را آزاد کنند وگرنه شاید هنوز آنها را نگه می داشتند. اطلاع رسانی بسیار مهم است و باید ادامه پیدا کند.
در طی این دو سال چه مشکلات و اختلالاتی در زندگی شما ایجاد کردند؟
نرگس موسوی: پیش از شروع حصر پدر و مادرم، همسر سابقم را بطور مکرر می بردند و بازجویی می کردند. بخاطر همین برخوردها مشکلاتی در زندگی مشترک ما ایجاد کردند. تقریبا هفته ای یکبار او را بازجویی می بردند و تهدیدش می کردند. به او برای طلاق فشار می آوردند. حتی به او می گفتند چرا زن صیغه ای نمی گیری و یکسری حرفهایی که از گفتن آن شرم دارم و بازگویی آن را در شان خود نمی دانم. این برخوردها منجر به طلاق ما شد و زمانیکه اعتراض کردم به اینگونه برخوردها جواب می دادند بیا اثبات کن. خلاصه از بازجویی همسر سابقم شروع شد تا کتک زدن شوهر خواهرم و اخراج خواهرم که دارای دکتراست و یک استاد دانشگاه بود و به این نحو کنار زده شد. خود من هم امنیت شغلی نداشتم. هر وقت که کاری را شروع می کردم اختلال ایجاد می کردند و برای همکاران و در محیط کار مزاحمت برایم ایجاد می کردند.
الان هم با هدف آزار و اذیت ما یک دور جدیدی از بازجویی ها و فشارها آغاز شده و نمی دانیم فریادمان را باید به کجا برسانیم. نمی دانیم روزی که باید خودمان را به دادسرا معرفی کنیم چه بازجویی و برنامه ای برایمان دارند. اصلا نمی دانیم شب برمی گردیم یا نگهمان می دارند، به شدت نگران امنیت خود هستیم. اگرچه ما همیشه خدا را شکر می کنیم و می گویم در مسیر خیر مطلق است. این چیزی است که پدر به ما آموزش داده که هر چیزی در مسیر خیر و تکامل خودش است.
علت ممانعت از دیدار شما با پدر و مادرتان چیست و آخرین باری که با آنها ملاقات داشتید به چه زمانی بر می گردد؟
نرگس موسوی: تقریبا سه ماه پیش. در آخرین ملاقات ماموران گفتند زهرا اجازه ندارد به ملاقات بیاید. پدر هم گفتند یا هر سه با هم می آیند یا هیچکدام. بعد از آن هم آقایان شروع به پرونده سازی برای ما کردند. تلفنها را هم ممنوع کردند یعنی ما الان سه ماه است که حتی صدای پدر و مادرمان را هم نشنیده ایم.
زهرا موسوی: اینها به ما گفته بودند که اگر از وضعیت پدر و مادرتان خبری بدهید شما را ممنوع الملاقات می کنیم. بعد یکبار گفتند از پدر و مادر خبر رسانی کردیم و بنابراین ممنوع الملاقات هستیم. آنها گفتند اگر ادامه دهید، مورد پیگرد قضایی قرار می گیرید که می بینیم این تهدید خود را عملی کردند.
 از وضعیت جسمانی آنها اطلاعی دارید؟
نرگس موسوی: هیچ اطلاعی نداریم. پدر من پیش از حصر هیچ مشکل قلبی نداشت و بعد از این حبس غیر قانونی به بیماری قلبی دچار شدند. از وضعیت سلامت مادرم هم هیچ اطلاعی نداریم. زمانیکه شکایت می کنیم و می خواهیم پرونده پزشکی آنها را ببینیم مثلا آزمایش خون آنها را نشانمان بدهند. می گویند نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی! یعنی ما حق نداریم از وضعیت جسمی پدر و مادرمان باخبر شویم. در آخرین دیداری که با پدر و مادرمان داشتیم مادرم گفتند که "اینجا از گواتنامو بدتر است". ما نمی دانیم در این دو سال چه گذشته که مادرم می گوید از گواتنامو بدتر است و مسئول بیماریشان زندانبانان اند (که هنوز نمی دانیم از سوی چه ارگانی هستند) مادرم می گفتند نمی دانیم چه به ما خوراندند و یا چکاری کرده اند که مریض شدیم. در حالیکه پیش از حبس خانگی سالم بودند و هیچ مشکل جسمانی نداشتند. اینها مسئول جان پدر و مادر ما هستند و کاملا در خصوص وضعیت جسمانی آنها ابهام داریم.
 جدیدا هم گویا بطور ناگهانی گفته اند خود شما غذا تهیه کنید، می توانید در این زمینه برای ما بگویید؟
نرگس موسوی: ما وقتی می خواستیم برای آنها غذا ببریم قبول نمی کردند و می گفتند نه احتمال دارد که شما بخواهید آنها را مسموم کنید! اما مدتی پیش به ما گفتند ما دیگر خریدی نمی کنیم (البته پول مواد غذایی را پدر و مادرمان می دادند) و خودتان غذای آنها را تهیه کنید. بار آخر که مواد غذایی برایشان بردیم یکسری وسائل مانند کاغذ و ظرف که بسته بندی آنها باز نشده بود و مارک معروفی بود را بردیم. بعد از مدتی متوجه شدیم که به آنها تحویل نداده اند. از آنها پرسیدیم چرا؟ گفتند بردیم آزمایشگاه! واقعا هنوز نمی دانیم چه سناریوی جدیدی برای این قضیه دارند.
جرس: تحلیل شما از این فشارها و برخوردها چیست؟
کوکب موسوی: یکی از مسائل آقایان آبروریزی هایشان از جمله اتفاقی است که در حرم حضرت معصومه افتاد که می خواهند آن را بپوشانند و بخاطر همین شروع به یکسری تحرکات کردند. مسئله دیگر هم انتخابات است که می خواهند هیچ سر و صدایی نشود و با سرکوب ایجاد رعب و وحشت کنند. از سوی دیگر می خواهند هیچ صدایی از پدر و مادرمان نباشد و مردم به یک حالت رخوت و فراموشی فرو بروند.
زهرا موسوی: کشور دارای بحران است. ضمن انکار بحران می خواهند بحران زایی کنند تا آن را بپوشانند درحالیکه بهتر بود این مشکلات را با آرامش حل می کردند و دست از سر زندگی مردم برمی داشتند. این رفتارها که بریزند به خانه ها و رعب و وحشت برای خانواده ایجاد کنند نه اخلاقی است و نه نتیجه ای خواهد داشت. خشم می کارند و کینه درو می کنند. این وضعیت در درازمدت دستاوردی برای آنها در بر نخواهد داشت. در این دو سال متوجه شدیم که کلا بی برنامه هستند و فشارهای درونی و بیرونی خود را برای کوتاه مدت برنامه ریزی می کنند. پدرم بارها گفته است این اعتراضات فتنه نبوده بلکه یک حرکت جمعی بزرگ بوده است. این عین کلام پدر است و نشر اکاذیب هم نیست.
نرگس موسوی: به هر حال در آستانه سومین سال این حبس غیر قانونی شاید یادآوری این حبس است که فشارها را افزایش داده اند. این برخوردها قطعا برای همه هزینه دارد. از سوی دیگر حقانیت پیش بینی های پدر در مورد شرایط امروز به همه اثبات شده است. واقعیت این است که آنچه پدر ما می خواست نه رای و نه قدرت بود. او تنها نگران فقدان انسانیت و فقدان کرامت انسانی بود. این درد پدر ما بود. با این شرایط بحرانی کشور و وضعیت اقتصادی و مشکلات معیشتی مردم همه یادشان می آید که میر حسین موسوی همه اینها را پیش بینی کرده و نگران بود و به جرم همین الان دو سال است که در حبس بسر می برد.
به نگرانی میر حسین موسوی نسبت به شرایط کشور اشاره کردید. ایشان هشت سال بود که از عرصه سیاسی کشور کنار کشیده بودند و بیشتر نظاره گر مسائل کشور بودند. چه شرایطی پیش آمد که پا به میدان سیاست گذاشتند؟
نرگس موسوی: شاید مثل صدای یک طوفانی که از دور می آید و کسی که قدرت شنوایی بالایی دارد آن را می شنود و پدر من این صدا را شنید. طوفانی که الان می بینیم همه چیز را دارد با خاک یکسان می کند. او برای نجات کشور و مردم احساس مسئولیت کردند و وارد عرصه شدند، وگرنه همه می دانند که او سالها از سیاست کنار کشیده بود و دغدغه قدرت نداشت. بعد از اینهم که اعتراضات شروع شد تمام حرفشان این بود که می خواستند در کنار مردم بمانند اما تهمت های زیادی به او زدند به نظر من اینها تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب است.
آقای میرحسین موسوی وقتی وارد عرصه انتخاباتی شدند این شرایط سخت را پیش بینی می کردند؟

نرگس موسوی: پدر وقتی وارد صحنه شدند خود را برای همه چیز آماده کرده بودند مثل یک جعبه دربسته که کسی از داخل آن خبر ندارد. پدر با وجود اینکه یک آدم هنرمند و مهربان هستند در عین حال در شرایط سخت یک استقامت و قدرت بی نظیری دارند که من خودم گاهی از این جذبه و قدرت می ترسیدم. به خاطر همین روحیات است که الان پایدار و مقاوم و صبور ایستاده اند.خود من نتیجه صبر را رضایت از قدم برداشتن در راه حق می بینم. از قدیم گفته اند حق دادنی نیست بلکه گرفتنی است. باید دنبال حق رفت و سکوت نکرد حتی اگر در این راه هزینه دهیم. پدر می گویند که باید در مسیر حق قدم برداشت تا به همان خیر مطلق و تکامل رسید.
پدر و مادر همیشه یار و مشوق هم هستند و در تمام عرصه ها همدیگر را حمایت می کردند و در حقیقت این دو غیر قابل تفکیک هستند. یک خصوصیت خوب مادرم شجاعت و سرسختی اوست. همیشه در شرایط سخت تحمل زیادی دارند. به خاطر همین روحیات او است که در این شرایط و فشارها به خودم می گویم من دختر زهرا رهنورد هستم پس می توانم همه اینها را تحمل کنم. در این دو سال هروقت ما را می دید می گفت قوی باشید و صبور. در هر حال هرچه هست دلتنگی و نگرانی است.
 دغدغه اصلی و درخواست شما چیست؟
نرگس موسوی: خواسته ما در درجه اول آزادی فوری پدر و مادرمان است. مسئله دیگر پاسخگویی در خصوص این اقدامات زیرا تاکنون هیچ ارگانی مسئولیت حصر (به قول آنها) نذیرفته است. در پیگیری های ما جوابهای متفاوتی داده اند یکبار می گویند دادستانی، باردیگر دادگاه انقلاب، دادگستری، اطلاعات، سپاه و بیت و هنوز نمی دانیم مسئول حبس خانگی پدر و مادر ما کیست؟ بالاخره در این کشور یکی باید نسبت به این حبس غیرقانونی، غیر شرعی، غیر اخلاقی، غیر اسلامی پاسخ دهند. بگویند ما اینکار را انجام دادیم و مجرم هستیم. مادر من یک دانشمند و پرفسور است که می تواند در عرصه های علمی کشور باعث رشد و توسعه جامعه شود. پدر ما بعنوان یکی از چهره های سیاسی انقلابی شناخته شده حضورش در این مقطع حساس کنونی که کشور با بحران های زیادی دست به گریبان است می تواند موثر باشد. چرا باید دو سال در حبس باشند؟
زهرا موسوی: ما هیچ خبری از پدر و مادر نداریم، نه تلفن نه ملاقات. وقتی با ما که در جلوی چشم مردم هستیم و صدایمان به جایی می رسد اینگونه برخورد می کنند با پدر و مادرمان که زندانی هستند چه خواهند کرد و چه بر آنها می گذرد؟
ما امنیت نداریم از کجا بدانیم که شب خوابیدیم یکدفعه کسی بالای سرمان نیاید؟ چه امنیتی داریم که وقتی جایی می برند بدانیم کجاست و تحت نظارت چه ارگانی است؟ ما نگران فرزندانمان هستیم با توجه به سابقه ای که از آقایان دیدیم. برای من این مساله پیش آمد، جلوی پدرم به من زنگ زدند و شروع به تهدید کردند. وقتی اینکار را می کنند آیا ممکن نیست این بلا را سر فرزندانمان بیاورند؟ ما نگران امنیت جانی فرزندانمان هستیم. مساله دیگر این است که اخلاقیات رعایت نمی شود لپ تاپ های ما لپ تاپ های یک خانم است، عکس و تصویر و نوشته های شخصی و خاطراتی ممکن است در آن باشد که حریم خصوصی شخص محسوب می شود.


 
 

Things you can do from here:

 
 

Monday, February 11, 2013

انتشار مصادیق مجرمانه مرتبط با انتخابات ریاست جمهوری: محدودیت شدید برای انتش...

مصادیق جدید جرم:اعتراض کردن به هر شکل، نفس کشیدن بلند و با صدا، نگاه چپ به عکس های انتخاباتی کردن، صحبت در رابطه با انتخابات

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


به گفته عبدالصمدخرم آبادی در تاریخ هجدهم بهمن ماه ۱۳۹۱، جلسه کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه با حضور دادستان کل کشور، معاونین وزارتخانه های عضو کارگروه،‌ دو تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و غیره برگزار شد.

با انتشار مصادیق مجرمانه مرتبط با انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه سال آینده توسط دادستانی کل کشور، مقامات قضایی عملا هر گونه انتشار محتوا که قانون گذار آن را «به منظورترغیب وتشویق به تحریم و یا کاهش مشارکت درانتخابات» تشخیص دهد یا «انتشار هجو یا هجویه و یا هرگونه محتوای توهین آمیز یا تخریب در فضای مجازی علیه انتخابات ونامزدهای انتخابات ریاست جمهوری» جرم تلقی شده و با افرادی که اقدام به انتشار چنین مواردی می کنند برخورد قضایی خواهد شد.

فهرست عناوین مجرمانه یاد شده که امروز خبرگزاری فارس آن را به نقل از عبدالصمدخرم آبادی، دبیرکارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه منتشر شده است، عملا هرگونه انتقاد و یا اظهار نظر در خصوص کاندیداها وبرنامه های انتخاباتی آنان و نیز بررسی وضعیت کاهش مشارکت مردم و یا نظر مردم در خصوص شرکت یا در عدم شرکت در انتخابات را در طبقه بندی قرارداده است که روزنامه نگاران و کاریکاتوریست ها و یادداشت نویسان می توانند با برخورد قضایی مواجه شوند. عناوین مجرمامه مرتبط با انتخابات در حالی منتشر می شود که هم اکنون بیش از دو هفته است که بیش از ۱۶ روزنامه نگار بازداشت و بدون ارائه توضیحی از سوی مقامات در زندان به سر می برند. این عناوین همچنین نقش محدود کننده شدیدی برای پوشش خبرهای انتخاباتی برای خبرنگاران و دیگر شهروندانی که در فضای مجازی یا وب لاگ ها فعالیت می کنند و به ارائه نظرهای خود می پردازند فراهم خواهد کرد.

محتوای کلی و هم چنین فراگیربودن عناوین مجرمانه مرتبط با انتخابات هر گونه مطلب انتقاد آمیز یا حتی پرسشگرانه نسبت به کاندیداهای انتخاباتی و نمایندگان آنها، وضعیت مشارکت مردم در حوزه های انتخاباتی گوناگون و حتی نوشتن روی فیس بوک و یا توییت کردن خبرها و یا نقطه نظرات در خصوص انتخابات را می تواند بالقوه به صورت عنوانی مجرمانه دربیاورد.

به گفته عبدالصمدخرم آبادی در تاریخ هجدهم بهمن ماه ۱۳۹۱، جلسه کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه با حضور دادستان کل کشور، معاونین وزارتخانه های عضو کارگروه،‌ دو تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و غیره برگزار شد.

بند "ط" مصادیق محتوای مجرمانه مرتبط با انتخابات ریاست جمهوری تصریح می کند: انتشار هرگونه محتوا به منظور ترغیب و تشویق مردم به تحریم و یا کاهش مشارکت در انتخابات، تجمع اعتراض آمیز بدون مجوز، اعتصاب، تحصن، ادعای غیرواقع مبنی بر توقف انتخابات و یا هر اقدامی که به نحوی موجب اخلال در امر انتخابات ریاست جمهوری شود. (بند ۷ ماده ۳۳ قانون انتخابات ریاست جمهوری و بند۵ ماده ۶ و ۲۵ قانون مطبوعات)

به علاوه « انتشار هجو یا هجویه و یا هرگونه محتوای توهین آمیز یا تخریب در فضای مجازی علیه انتخابات و نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری» (ماده ۷۰۰ قانون مجازات اسلامی) هم عنوان کلی ایی است که عملا محدودیت جدی را برای فضای آزادی بیان در جریان زمان انتخابات ایجاد خواهد کرد.

مواد بند "ط" – مصادیق محتوای مجرمانه مرتبط با انتخابات ریاست جمهوری در زیر آمده است:

۱- انتشار هرگونه محتوا به منظور ترغیب و تشویق مردم به تحریم و یا کاهش مشارکت در انتخابات، تجمع اعتراض آمیز بدون مجوز، اعتصاب، تحصن، ادعای غیرواقع مبنی بر توقف انتخابات و یا هر اقدامی که به نحوی موجب اخلال در امر انتخابات ریاست جمهوری شود. (بند ۷ ماده ۳۳ قانون انتخابات ریاست جمهوری و بند۵ ماده ۶ و ۲۵ قانون مطبوعات )

۲- تشویش اذهان عمومی، سیاه نمایی و بیان مطالب خلاف واقع علیه کشور، ایجاد اختلافات مابین اقشار جامعه به ویژه از طریق طرح مسائل قومی و نژادی، انتشار هرگونه نتایج نظرسازی و نظرسنجی کاذب در خصوص انتخابات و نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری (بند۷ مادة ۳۳ قانون انتخابات ریاست جمهوری– مواد۵۰۰ و ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی – بند ۴ مادة ۶ قانون مطبوعات- مصوبه شورایعالی امنیت ملی)

۳- انتشار و تبلیغ علائم تحریم انتخابات (ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی)

۴- انتشار هجو یا هجویه و یا هرگونه محتوای توهین آمیز یا تخریب در فضای مجازی علیه انتخابات و نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری (ماده ۷۰۰ قانون مجازات اسلامی)

۵- انتشار هرگونه مطلب از سه روز قبل شروع اخذ رأی تا پایان رأی‌گیری علیه نامزدهای انتخاباتی و یا انتشار مطالبی خلاف واقع دال بر انصراف گروه یا نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری (مواد ۷۴ و ۹۱ قانون انتخابات ریاست جمهوری اسلامی)

۶- استفاده غیرمجاز از سایت‌ها و وبلاگ‌های متعلق به دستگاه‌های دولتی و مؤسسات و نهادهایی که تمام یا بخشی از دارایی و بودجه آنها از اموال عمومی است، به منظور تبلیغ له یا علیه نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری (مواد ۶۲، ۶۸ و ۸۸ قانون انتخابات ریاست جمهوری)

۷- انتشار محتوای تبلیغاتی نامزدهای ریاست جمهوری در فضای مجازی خارج از مدت زمان مقرر برای فعالیت انتخاباتی (مواد ۶۶ و ۶۷ قانون انتخابات ریاست جمهوری)

۸- انتشار هرگونه محتوا در جهت تحریک، ترغیب، تطمیع و یا تهدید افراد به خرید و فروش آرا، رأی دادن با شناسنامه جعلی و شناسنامه دیگری، جعل اوراق تعرفه، رأی دادن بیش از یک بار، تقلب در رأی گیری و شمارش آراء (ماده ۳۳ قانون انتخابات ریاست جمهوری و ماده ۴۳ قانون مجازات اسلامی )

۹- انتشار هرگونه محتوا به منظور ایجاد رعب و وحشت برای رأی دهندگان یا اعضاء شعب (بند ۱۶ ماده ۳۳ قانون انتخابات ریاست جمهوری و آئین نامه اجرایی آن )

۱۰- استفاده ابزاری از تصاویر اشخاص برای تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری (بند ۱۰ ماده ۶ قانون مطبوعات )

۱۱- انتشار هرگونه محتوا مشتمل بر توهین، افترا و نشر اکاذیب علیه نظام، قوای سه گانه، سازمان‌های حکومتی و نهادهای اجرایی و نظارتی انتخابات ریاست جمهوری (مواد ۵۰۰ ، ۶۱۸ و ۶۰۹ قانون مجازات اسلامی و بند ۸ ماده ۶ قانون مطبوعات و ماده ۱۸ قانون جرایم رایانه ای )

۱۲- انتشار هرگونه محتوای دارای طبقه بندی (محرمانه و سری ) مرتبط با انتخابات ریاست جمهوری (تبصره ۴ ماده ۸۰ قانون انتخابات ریاست جمهوری، ماده ۳ قانون مجازات انتشار و افشای اسناد محرمانه و سری دولتی و ماده ۳ قانون جرایم رایانه‌ای و بند ۶ ماده ۶ قانون مطبوعات )

۱۳- انتشار محتوای خلاف واقع در ارتباط با نتایج بررسی صلاحیت ها، شمارش آرا، نتایج انتخابات. (مواد ۶۹۷ و ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی و بند ۷ماده ۳۳ و ۸۰ و ۸۵ قانون انتخابات ریاست جمهوری)

۱۴- انتشار محتوا با هدف دخالت در امر انتخابات با سمت یا سند مجعول یا به هر نحو غیر قانونی در فضای مجازی (بند ۱۵ و ۱۷ ماده ۳۳ و ۸۵ قانون انتخابات ریاست جمهوری )

۱۵- انتشار و توزیع هرگونه محتوای تبلیغاتی از سوی کارکنان ادارات، سازمان ها، ارگان های دولتی و نهادها با ذکر سمت خود، له یا علیه هر یک از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری درفضای مجازی (مواد ۶۸و ۸۸ قانون انتخابات ریاست جمهوری )

۱۶- انتشار و توزیع هرگونه محتوای تبلیغاتی از سوی مقامات اجرایی و نظارتی انتخابات له یا علیه هر یک از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری درفضای مجازی (ماده ۷۳ قانون انتخابات ریاست جمهوری )


 
 

Things you can do from here: