Wednesday, September 29, 2010

نبرد برای رسیدن به آزادی سالها طول می کشد- نامه مهدی محمودیان به فرزندش

نامه مهدی محمودیان به فرزندش
جرس: مهدی محمودیان در سالگرد تولدش در نامه ای به زینب دختر هشت ساله اش می نویسد: این نبردی است برای رسیدن به آرمانهای مقدس به نام "آزادی" که بی شک سالها بطول خواهد انجامید. تو و دیگر همسالانت شاید دیگر پدران خود را نبینید و یا سالها از پشت میله های زندان و یا روی ویلچر و تخت بیمارستان ببینید. هر چه هست باید بدانید که شما از نسل شیرانی هستید که حتی در غل و زنجیر نیز، غرششان لرزه بر اندام آنها انداخته است.

محمودیان؛  شهریورماه سال گذشته و در جریان حوادث بعد از انتخابات و وقایع کهریزک، بازداشت گردید و از آن زمان حتی یک روز هم به مرخصی اعزام نگردید.

محمودیان نقش مهم و اساسی در افشای جنایت کهریزک، انتشار اسامی بالغ بر ۷۰ تن از شهدای پس از انتخابات و همچنین فیلم منتشر شده از دفن پنهانی و  دسته جمعی شهدای جنبش سبز در قطعه ٣۰٢ بهشت زهرا داشت. مهدی محمودیان همچنین از اعضای انجمن دفاع از حقوق زندانیان می باشد.

وی که به پنچ سال حبس محکوم شده است، در نامه خود می نویسد: صبور باش و به انتظار دمیدن صبح آزادی در دل تاریکی شب به دعا برخیز و برای مادران و پدران و فرزندان شهدای راه آزادی دعا کن که چند سال اسارت پدرت و غمهای تو، در برابر بزرگواری این خانواده ها و جانفشانی های عزیزانشان قطره ای است در برابر دریا.


متن این نامه که نسخه ای از آن در اختیار جرس قرار گرفت به شرح زیر است:


 به نام خدا
زینب عزیزم سلام

اینروزها مقارن است با سی و چهارمین سالگرد تولدم و همینطور با اولین سالگرد بازداشتم و همچنین تایید حکم 5 سال زندان از سوی دادگاه تجدید نظر.

 

دختر عزیزم طی این یکسال اخیر بارها پرسیده ای که چرا نمی توانم در کنار تو باشم. پرسیده ای که چرا در روز اول مدرسه ات نتوانسته ام در کنارت باشم؛ وقتی اولین بار بعد از شش ماه مرا با چشمان کبود و صورت متورم دیدی یادت هست؟ دست کوچک قشنگت را بر صورتم کشیدی و پرسیدی بابا مگر چه کار کرده ای که تو را کتک زده اند؟ یادت هست؟ آن روز خندیدم و گفتم وقتی بزرگ شدی خودت می فهمی. این روزها وقتی بخاطر شکنجه های دوران بازداشت طی دو هفته مجبور شده اند شش بار به بیمارستان خارج از زندان اعزامم کنند و در نتیجه نتوانسته ام با تو تماس بگیرم باز هم پرسیدی "بابا مگر تو چکار کرده ای که اینقدر تو را اذیت می کنند؟" و طبق معمول گفتم بزرگ می شوی می فهمی. اینبار گریه کردی و گفتی "بابا من بزرگ شده ام وقتی تو نبودی کلاس اولم را تمام کرده ام" آره یادم افتاد وقتی اسیر بودم تو کلاس اولت را تمام کرده ای و حالا سواد داری و حتما بزرگ شده ای.

زینب عزیزم؛

سالها پیش در کشور عزیزمان ایران مردم با شعار استقلال و آزادی به خیابانها ریختند، به آنها گفته شد استقلال ، آزادی با "جمهوری اسلامی" محقق می شود. هزاران کشته دادند تا جمهوری اسلامی بر مسند حکومت نشست. در همان سالهای اول دیو سیاه "استقلال" ایران را نشانه رفت. میلیون ها جوان به مانند شیران دلیر دیو سیاه را از کشورمان راندند. صدها هزار نفر از خونشان را تقدیم "استقلال" کشورشان کردند، صدها هزار نفر دست و پا و اعضای بدنشان را دادند و دهها هزار نفر هم به اسارت دیو در آمدند. و بالاخره پس از هشت سال دیو را از خانمان بیرون کردند.
زینب عزیزم ، برای به دست آوردن "استقلال" چند صد هزار بچه خوب مثل تو از دیدن بابایشان محروم شدند، چند صد هزار بچه مجبور شدند پدرانشان را تا آخر عمر روی ویلچر و یا تخت بیمارستان ببینند و صدها هزار بچه نیز بهترین دوران زندگی شان را بدون پدران اسیرشان گذراندند تا ایران توانست استقلال خود را حفظ کند.

اما...

عزیز دلم، دیو سیاه رفت اما کار به سر انجام نرسید انگار بچه های آن موقع قرار نبود و نیست که به آرامش برسند.
من و همسالانم همان بچه های آن روزگاریم، انتظار داشتیم با آن همه خونی که بزرگترهامان دادند بتوانیم در سایه آرمانهای عزیزان از دست داده مان "استقلال" و "آزادی" و در پناه جمهوری اسلامی به توسعه و آبادانی و ایجاد نشاط در کشورمان بپردازیم....
اما دریغ و صد افسوس...
اینبار با لباس سفید آزادی، "جمهوری اسلامی" مان را به یغما بردند. نسل پدران تو و همسالانت یا باید پا بر خون تمام آن شهدا می گذاشتند و برای همیشه از شعار و سوگند پدرانشان می گذشتند و یا بیرق آنها را به حرکت در می آوردند. که اگر ساکت می نشستند خیانت در حق فرزندانشان بود. همانگونه که اگر پدرانمان ساکت می ماندند امروز به عنون نسلی خیانتکار به آنها می نگریستیم.
و اینگونه بود که پدر تو و دیگر دوستانش برای بدست آوردن و رسیدن به آرمان آن شهدا به پا خواستند تا جمهوری اسلامی را از چنگ آنها نجات دهند تا آزادی به اسارت رفته را باز پس گیرند تا شاید جمهوری اسلامی مبتنی بر آزادی، استقلال و معنویت را که آرمان صدها هزار شهیدی است که نهال آن را آبیاری کرده اند از آنها جدید پس بگیرند.

زینب عزیزم ماههاست که دوباره این نبرد شروع شده است . نبردی برای اصلاح و باز پس گیری استقلال، آزادی ، جمهوریت و اسلامیت ایران. صدها نفر از جوانان ایران با خون خود سنگفرش خیابانها را آبیاری کرده اند و هزاران نفر در شکنجه گاههای مختلف به وحشیانه ترین رفتارها مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند. هزاران نفر به اسارت گرفته شده اند و اینها همه باعث شد تا روپوش سفید آنها فرو ریزد.

و پدر تو به اندازه توان ناچیزش در این نبرد مقدس نقش داشته است و بیش از یکسال است که در اسارت به سر می برد.

زینب عزیزم؛

این نبردی است برای رسیدن به آرمانهای مقدس به نام "آزادی" که بی شک سالها بطول خواهد انجامید. تو و دیگر همسالانت شاید دیگر پدران خود را نبینید و یا سالها از پشت میله های زندان و یا روی ویلچر و تخت بیمارستان ببینید. هر چه هست باید بدانید که شما از نسل شیرانی هستید که حتی در غل و زنجیر نیز، غرششان لرزه بر اندام آنها انداخته است.

دختر عزیزم؛

بدون شک استقلال بدون آزادی هیچ ارزشی ندارد همانطور که آزادی بدون استقلال معنی ندارد. لذا همانگونه که نسل پدرانمان با جان و خون توانستند استقلال کشور را برای فرزندان خود به جا بگذارند وظیفه پدران تو و همسالانت است تا با همه وجودشان "آزادی" را که مقدمه توسعه و آبادانی و رفاه فرزندانشان است بدست آورند.
من و همه چند صد دوست اسیر دیگرم که در بند اسارت هستیم با تمام شکنجه ها، آزار و اذیت ها، فشارهای جسمی و روحی و روانی که در مدت بازداشت و اسارت متحمل شده ایم همچنان بر آرمانهای مقدس شهیدان گذشته و حالمان، بر آرمانهای پدران و مادران و برادران و خواهرانمان یعنی استقلال و آزادی ایستاده ایم و به این اسارتمان برای رسیدن به "آزادی" افتخار می کنیم.


دختر عزیز؛

صبور باش و به انتظار دمیدن صبح آزادی در دل تاریکی شب به دعا برخیز و برای مادران و پدران و فرزندان شهدای راه آزادی دعا کن که چند سال اسارت پدرت و غمهای تو، در برابر بزرگواری این خانواده ها و جانفشانی های عزیزانشان قطره ای است در برابر دریا.
 


پدر دربندت
مهدی محمودیان
شهریور 89


سبز مي مانيم، تا هميشه
بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم

آقای احمدی نژاد؛ خبر بدی برایت دارم! مهر رسید!
(عنوان نامه رندانی سیاسی مجید دری از اوین)

کاریکاتور خانواده درگیر - تحریم مخابرات


ابتدا شما را نادیده می گیرند. سپس به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند. آنگاه شما پیروز خواهید شد

(ماهاتما گاندي) 

 

عکس: کاریکاتور خانواده درگیر - تحریم مخابرات

76.jpg




 پ


بز مي مانيم، تا هميشه
بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم

آقای احمدی نژاد؛ خبر بدی برایت دارم! مهر رسید!
(عنوان نامه رندانی سیاسی مجید دری از اوین)


کتاب هنر بازجوئی – همه چیز در دنیا اعتراف می کند


ابتدا شما را نادیده می گیرند. سپس به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند. آنگاه شما پیروز خواهید شد

(ماهاتما گاندي) 

 

عکس: طنز - کتاب هنر بازجوئی – همه چیز در دنیا اعتراف می کند 

نکته مهم: با توجه به فیلتر شدن اکثر سایتهای اطلاع رسانی، لطفاً این ایمیل را به دیگران نیز فوروارد کنید تا بار دیگر کودتا گران را در اجرای کودتای رسانه ای، ناکام بگذاریم. قبل از ارسال کلیه ایمیلهای قبلی را پاک کنید.


نکته: منتظر باشید تا تصویر (تصاویر) بارگذاری شوند. اگر تصاویر را مشاهده نکردنید، در جیمیل دکمه Display Images Bellow را بزنید. اما اگر باز هم ندیدید، ناراحت نباشید، ما همه را برایتان، ضمیمه (attach) ایمیل نیز کرده ایم (بخش انتهایی ایمیل را ببینید).




The_art_of.jpg



سبز مي مانيم، تا هميشه
بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم

آقای احمدی نژاد؛ خبر بدی برایت دارم! مهر رسید!
(عنوان نامه رندانی سیاسی مجید دری از اوین)

کاریکاتور خانواده درگیر - بخش 81 - احضار روح استالین


ابتدا شما را نادیده می گیرند. سپس به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند. آنگاه شما پیروز خواهید شد

(ماهاتما گاندي) 

 

عکس: کاریکاتور خانواده درگیر - بخش 81 - احضار روح استالین

81.jpg



 

سبز مي مانيم، تا هميشه
بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم

آقای احمدی نژاد؛ خبر بدی برایت دارم! مهر رسید!
(عنوان نامه رندانی سیاسی مجید دری از اوین)


کاریکاتور خانواده درگیر - بخش 101


ابتدا شما را نادیده می گیرند. سپس به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند. آنگاه شما پیروز خواهید شد

(ماهاتما گاندي) 

 

عکس: کاریکاتور خانواده درگیر - بخش 101

4a550d577081c84df8c89f3a0d0f5b60.jpg



بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم

آقای احمدی نژاد؛ خبر بدی برایت دارم! مهر رسید!
(عنوان نامه رندانی سیاسی مجید دری از اوین)


Friday, September 24, 2010

کاریکاتور خانواده درگیر - بخش100


ابتدا شما را نادیده می گیرند. سپس به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند. آنگاه شما پیروز خواهید شد

(ماهاتما گاندي) 

 

عکس: کاریکاتور خانواده درگیر - بخش 100


98.jpg


سبز مي مانيم، تا هميشه
بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم
آقای احمدی نژاد؛ خبر بدی برایت دارم! مهر رسید!
(عنوان نامه مجید دری از تبعید)


اسامی بازداشت شدگان شهریور ماه ۸۹ منتشر شد

اسامی بازداشت شدگان شهریور ماه ۸۹ منتشر شد

جـــرس: بنا به گزارش ارگان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طی شهریور ماه سال جاری، حداقل ٣٣ تن از فعالان سیاسی، مدنی و قومی و مذهبی در ایران، از سوی نهاد ها و ارگان های اطلاعاتی و امنیتی بازداشت شده اند.


به گزارش هرانا، اسامی این افراد توسط واحد آمار و نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران جمع آوری شده است .

این گزارش لیست بازداشت شدگان شهریور ماه ۸۹ را به این ترتیب اعلام کرد:

١- حمید محسنی مسئول دفتر میر حسین موسوی در تاریخ ٢٢ شهریور در تهران بازداشت شد
٢- آیت کریمی فعال کرد در تاریخ ١٢ شهریور در روانسر بازداشت شد
٣- صالح کریمی فعال کرد در تاریخ ١٢ شهریور در روانسر بازداشت شد
۴- اکبر غلامی فعال کرد در تاریخ ١٢ شهریور در روانسر بازداشت شد
۵- صابر محمدی فعال کرد در تاریخ ١٢ شهریور در روانسر بازداشت شد
۶- واحد رحمانی فعال کرد در تاریخ ١٢ شهریور در روانسر بازداشت شد
۷- ملا محسن حسینی امام جمعه اهل سنت شهر کامیاران در تاریخ ٢٢ شهریور در کامیاران بازداشت شد
۸- سجاد اکبری فعال دانشجویی در تهران بازداشت شد
۹- سینا چگینی فعال دانشجویی در تهران بازداشت شد
١۰- پیام صالحی فعال دانشجویی در تهران بازداشت شد
١١- حسینی فعال دانشجویی در تهران بازداشت شد
١٢- قیصری فعال دانشجویی در تهران بازداشت شد
١٣- شریفی فعال دانشجویی در تهران بازداشت شد
١۴- رضا کرمانی عضو سابق شورای رهبری حزب پان ایرانیست در تاریخ ١۹ شهریور در اصفهان بازداشت شد
١۵- حسین شهریاری، عضو سابق شورای رهبری حزب پان ایرانیست در تاریخ ١۹ شهریور در اصفهان بازداشت شد
١۶- حجت کلاشی مسول سازمان جوانان حزب پان ایرانیست در تاریخ ١۹ شهریور در اصفهان بازداشت شد
١۷- توحید رحیمی شهروند آذربایجانی در تاریخ ١۹ شهریور در تبریز بازداشت شد
١۸- ایرج نصیرزاده شهروند آذربایجانی در تاریخ ١۹ شهریور در تبریزبازداشت شد
١۹- سینا پارسیان عضو حزب پان ایرانیست در شیراز در تاریخ ٢١شهریور در شیراز بازداشت شد
٢۰- فرزانه رضوی شهروند کرد در تاریخ ١۴شهریور در بانه بازداشت شد
٢١- محمد مروی درویش سلسله نعمت اللهی در تاریخ ١۵ شهریوردر گناباد بازداشت شد
٢٢- عزیز ناصری شاعر ومترجم کرد در تاریخ ١۶ شهریور در مریوان بازداشت شد
٢٣- نسرین ستوده وکیل دادگستری و فعال جنبش زنان در تاریخ ١٣ شهریور در تهران بازداشت شد
٢۴- هادی شيرپور شهروند حامی کربی در تاریخ ١١ شهریور در تهران بازداشت شد
٢۵- آزاد کمانگر دانشجوی دانشکده فنی در تاریخ ١٢شهریور در سنندج بازداشت شد
٢۶- حسن بالایی فعال مدنی آذربایجانی در تاریخ ١٣ شهریور در پارس آباد مغان بازداشت شد
٢۷- امیر کاوه شهروند کرد در تاریخ نهم شهریور در مریوان بازداشت شد
٢۸- مختار افرا شهروند کرد در تاریخ نهم شهریور در مریوان بازداشت شد
٢۹- مصلح بدخش شهروند کرد در تاریخ نهم شهریور در مریوان بازداشت شد
٣۰- حمید حسن زاده رییس شورای شهر اهواز در تاریخ نهم شهریور در اهواز بازداشت شد
٣١- مژگان عبادی شهروند بهایی در تاریخ سوم شهریور در اصفهان بازداشت شد
٣٢- بهزاد کردستانی شاعر سرشناس کرد در تاریخ سوم شهریور در مریوان بازداشت شد
٣٣- عابد توانچه فعال دانشجویی در تاریخ یکم شهریور در اراک بازداشت شد


-- 
سبز مي مانيم، تا هميشه
بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم
آقای احمدی نژاد؛ خبر بدی برایت دارم! مهر رسید!
(عنوان نامه مجید دری از تبعید)


Thursday, September 23, 2010

هاشمي رفسنجاني: بریدن از مردم یعنی از دست دادن همه چیز

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via جنبش راه سبز - همه گزارش‌ها by جنبش راه سبز on 9/23/10

جرس: هاشمی رفسنجانی با تاکید بر لزوم خودداری از اعمال تفرقه افکنانه گفت: قدر اين مردم كه جنگ سازندگي را پيروز كردند و توطئه‌ها را خنثي كردند را بايد بدانيم و لذا تسليم حق و با مردم باشيم، زيرا بريدن از اين مردم مثل بريدن از خداست كه اين امر مساوي با از دست دادن همه چيز است.

 
رئيس هيات امناي دانشگاه آزاد اسلامي با تاكيد بر انجام وقف اين دانشگاه براساس فتواي رهبر انقلاب و چهار نفر از اعضاي اين هيات تاكيد كرد: فكر نمي‌كنم كسي بتواند اين وقف را به هم بزند.


به گزارش ايلنا، اكبر هاشمي رفسنجاني در آيين افتتاح دانشگاه آزاد اسلامي واحد بابل با تشكر از قلي‌پور، رئيس اين واحد دانشگاهي اظهار داشت: بنده مدتي است كه براي افتتاح واحدهاي دانشگاه آزاد نمي‌روم، اما بنا به قولي كه به حجت‌الاسلام قلي‌پور داده بودم به اين جا آمدم.


وي با اشاره به نقش فعلي و آينده مازندران در انقلاب و كشور افزود: اگر از همه امكانات استان شمالي كشور استفاده شود مي‌توان تمام كشور را اداره كرد، چرا كه وجب به وجب خاك اين منطقه زرخيز است و تبعا مردم آن از استعداد و ذوقي برخوردارند كه آن را در تاريخ هم ثبت كرده‌اند.


هاشمي رفسنجاني با بيان اينكه "در دوران مسووليتم خيلي تلاش داشتم كه استعداد اين استان شكوفا شود"، گفت: من سه طرح را در اين زمينه دنبال كردم كه با عجله كار آن آغاز شد و به نخبگان اين استان‌ هم پيشنهاد مي‌كنم تا اين سه طرح را دنبال كنند‎؛ يك طرح بزرگراه تهران شمال از راه چالوس است كه هنوز تكميل نشده است و من به محسن فرزندم هم گفتم اگر مي‌تواند در اين مسير يك خط مترو نيز تاسيس كند تا از زير كوه‌ها به مازندران برسد. البته نگرانم كه در عمر خودمان انجام اين پروژه را نبينيم اما اميدواريم اين كار انجام گيرد.


وي ادامه داد: طرح دوم كانال سراسري از اولين شهرستان استان مازندران تا گنبد است كه خيلي‌ها مي‌گفتند خيالي است اما ما كار آن را شروع كرديم كه در اين طرح آب البرز به كانال‌ها ريخته مي‌شود و در نتيجه از خشكسالي‌ها جلوگيري شده و تمام اراضي منطقه به زير كشت برده مي‌شود و همچنين 3 ميليارد مترمكعب آب آن هم اضافه مي‌آمد كه در كويرهاي خشك البرز هم مي‌توان از آن استفاده كرد و مطالعات ابتدايي در اين مورد انجام شده است.


هاشمي رفسنجاني طرح سوم پيشنهادي خود براي استان‌هاي شمالي كشور را بزرگراه درياي خزر از آستارا تا گنبد ذكر كرد و اظهار داشت: در آن از مصالح خود دريا و شن‌هاي كف آن استفاده مي‌شود و عموم مردم هم از آن استفاده مي‌كنند تا گفته نشود ساحل خصوصي شده است؛ همچنين مراكز تفريحي نيز در كنار آن تاسيس شود. اين طرح در زمان وزارت تركان در وزارت راه آماده شد كه دولت فعلي حرف‌هايي از اين مساله مي‌زند و معلوم نيست كه اجرا شود.


رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام تصريح كرد: در صورت اجراي اين سه طرح استان مازندران جايگاه خود را در كشور پيدا مي‌كند.
رئيس هيات امناي دانشگاه آزاد اسلامي با اشاره به اقدامات انجام شده در جهت گسترش اين دانشگاه در كشور گفت: ما با اين امكانات و براي حفظ آن، ‌براساس فتواي رهبر و چهار مجتهد كه در هيات موسس حضور داريم تصميم به وقف اين دانشگاه گرفته‌ايم، صيغه آن نيز خوانده شد و قبض و اقباض نيز انجام شد كه فكر نمي‌كنيم كسي بتواند آن را به هم بزند و اگر كسي توانست اين كار را انجام دهد از خداوند قوي‌تر است و از او پس مي‌گيرد.


وي تاكيد كرد: هيچ اموال دولتي در مجموع دانشگاه آزاد نيست و هركس زميني به اين مجموعه اختصاص دهد براساس قيمت روز پول آن پرداخت مي‌شود. اگر هم درنهايت از اموال دولتي باشد در هر صورت وقف كرده‌ايم و فتواي رهبر انقلاب مبني بر اين مساله در شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيز خوانده شده است.


رئيس مجلس خبرگان رهبري با اشاره به فتاواي مختلف شيعي در مورد مساله وقف تصريح كرد: اميدواريم كسي اين جرات را به خود ندهد كه اين مجموعه كه سال‌هاست آموزش و تحقيقات كشور را تامين مي‌كند و حتي مي‌تواند كشور را اداره كند را پس بگيرد.


وي در ادامه با اشاره به افتخارات مردم مازندران و نقش لشكر 25 كربلاي مازندران (در جنگ تحميلي) به ذكر خاطره‌اي از حضور اين لشكر در عمليات بدر پرداخت و اظهار داشت: در آن عمليات اعضاي اين لشكر تحت محاصره عراقي‌ها قرار گرفتند كه يا شهيد مي‌شدند و يا به اسارت گرفتار مي‌شدند. بنده در آن هنگام در منطقه خطرناكي در جبهه بودم. هلي‌كوپتر را اعزام كردم و خوشبختانه توانستيم اعضاي آن را لشكر را برگردانيم و همان نيروها كه دانشگاه جبهه را ديدند اكنون در استان مازندران كه هدف تخريب‌گران هم هست، حضور دارند.


رئيس تشخيص مصلحت نظام با بيان اينكه "اگر همه مردم در جبهه حضور نمي‌يافتند نمي‌توانستيم در جنگ پيروز شويم"، يادآور شد: ما در نهايت بر شرق و غرب، دولت‌هاي ارتجاعي منطقه و همه دنيا به پيروزي در عرصه‌هاي نظامي و سياسي رسيده‌ايم. البته در جبهه سياسي پيروزي بزرگ‌تري كسب كرديم زيرا در سازمان ملل كه همه اعضاي آن ضد ما بودند عراق متجاوز شناخته شد و مبلغي براي غرامت تعيين شد.


وي افزود: سرنوشت عراق، ‌ارتش بعث و صدام حسين را در مقابل خودمان را ببينيد كه چگونه است و آنقدر اين سرنوشت واضح است كه مي‌توان از روي آن فيلم ساخت.


هاشمي رفسنجاني گفت: ‌اگر هم اكنون هم با عشق و صفاي آن دوران باشد مي‌توانيم از توطئه‌ها بيرون بياييم. آن زمان همه دشمنان عليه ما متحد بودند و ما چيزي نداشتيم براي پيروزي بر اين توطئه‌ها. در زمان فعلي نيز نيازمند اخلاص و نيز خودداري از انجام كارها غيرصحيحي هستيم كه در راستاي تفرقه‌اندازي انجام مي‌شود. كساني كه اين كار را انجام مي‌دهند اگر از انجام اين كارها خودداري كنند و بگذارند همگي متحد بمانيم مي‌توانيم در توطئه‌ها پيروز شويم.


هاشمي گفت: قدر اين مردم كه جنگ سازندگي را پيروز كردند و توطئه‌ها را خنثي كردند را بايد بدانيم و لذا تسليم حق و با مردم باشيم، زيرا بريدن از اين مردم مثل بريدن از خداست كه اين امر مساوي با از دست دادن همه چيز است.


رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با "گرامي‌داشت ياد شهدا، ‌جانبازان، آزادگان و ايثارگران" ادامه داد: بايد ياد امام را در همه كارها گرامي بداريم زيرا پس از صدر اسلام و دوران حكومت چند ساله اميرالمومنين هيچ گاه حكومت واقعي اسلام براساس مكتب اهل بيت كه قانوني و هم رسمي هم شده باشد شكل نگرفت.


وي در ادامه با بيان اينكه "ما دانشگاه آزاد را از امام مي‌دانيم"، يادآور شد: ما اين دانشگاه را طراحي كرديم و جاسبي هم زحمت آن را كشيد. اما كار امام اين مسير را سهل كرد زيرا آن هنگام حتي مدارس غيرانتفاعي هم تحمل نمي‌شدند و مدارسي مانند نيكان و علوي را هم مي‌خواستند دولتي كنند، اما در آن فضا امام مبلغ يك ميليون تومان به اين دانشگاه كمك كردند كه همين مبلغ و كمك‌هاي لفظي ايشان باعث شد تا كار تاسيس دانشگاه انجام شود.


وي در پايان ابراز اميدواري كرد كه دانشگاه آزاد به "رشد توسعه كشور و آمادگي براي ظهور امام زمان عج كمك كند".


پيش از سخنان هاشمي رفسنجاني قلي‌پور رئيس دانشگاه آزاد واحد بابل، نريمان نماينده بابل در مجلس، روحاني امام جمعه بابل و جاسبي رئيس دانشگاه آزاد اسلامي سخناني را ايراد كردند.
 


 
 

Things you can do from here:

 
 

خونخواهی پدربزرگ حسن کاظمینی از رهبر جمهوری اسلامی

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via جنبش راه سبز - همه گزارش‌ها by جنبش راه سبز on 9/23/10

جـــرس: علی کاظمینی، پدر بزرگِ حسن کاظمینی، از شهدای حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری، با انتشار نامه ای سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی، وی را عامل کشته شدن نوۀ خود دانست و با انتقاد از اظهارات رهبر جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه "دعوت کنندگان به تجمعات، عامل ریخته شدن خونهای اخیر هستند"، نسبت به این مسئله از وی خونخواهی کرد.


به گزارش منابع خبری جرس، این پیرمرد ۷۶ سالۀ کهنسال، در نامه سرگشاده خود به رهبر جمهوری اسلامی آورده است:


خداوند تبارک تعالی ۲ پسر به من عطا نمود که آنها را حسن وحسین نامگذاری کردم.


حسن ۲۲ ساله به ندای رهبرانی که یکی از آنها حضرتعالی هستید روز۱۷شهریور۵۷ به میدان ژاله رفت تا بهمراه سایرهمفکرانش برعلیه رژیم شاه تظاهرات کند .


درتجمعی که برای آن مجوزنداده بودند حاضر شد وعوامل رژیم شاه به ادعای آنکه تجمع غیرقانونی است با جمعیت برخورد کرد و حسن شهید شد .


من تا مدتی قبل، شاه راعامل ریختن خون فرزندم می دانستم .


اما چندی پیش نوه ۱۹ ساله ام ( پسر حسین)، که پدرش او را به یاد عموی شهیدش حسن نام گذاشته بود ، به ندای رهبرانی به خیابان انقلاب رفت تا بهمراه همفکرانش برعلیه حقی که ازکف داده بود، تظاهرات کند .
وی درتجمعی که برای آن مجوز نداده بودند حاضرشد وعواملی به ادعای آنکه تجمع غیر قانونی است با جمعیت حاضر برخورد و حسن دیگر به خانه برنگشت .

حال که شما فرموده اید مسبب خونهای ریخته شده دعوت کنندگان مردم به خیابان ها هستند باید گفت :
رهبرمحترم کشور
قبول فرمائید که یک بام و دو هوا نمی شود
اگر خونخواهی از دعوت کننده تظاهرات صحیح باشد، پس من بایستی خونخواهی پسرم که در۱۷شهریور۵۷ خونش ریخته شد را، از شما مطالبه کنم و اگر خونخواهی از سردمداران حکومتی که به مخالفین خود حتی اجازه ابراز مخالفت در یک تظاهرات آرام را هم نمی دهند صحیح باشد، پس خونخواهی نوه ۱۹ ساله ام از شما فقط معنی می دهد ولاغیر.



 
 

Things you can do from here:

 
 

روزنامه نگاران ایرانی خارج از کشور: پرسش های بی پاسخ ما را جواب دهید

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via جنبش راه سبز - همه گزارش‌ها by جنبش راه سبز on 9/23/10

نامه ای سرگشاده خطاب به محمود احمدی نژاد
جـــرس: جمعی از روزنامه نگاران ایرانیِ تبعیدی که به علت بسته شدن روزنامه هایشان، تهدید، بازداشت و شکنجه مجبور به ترک وطن شده اند، با نگارش نامه ای خطاب به محمود احمدی نژاد، به دروغ پردازی های وی مبنی بر وجود آزادی در ایران اعتراض کرده و از وی خواستند تا برای اثبات حقانیت صحبت هایش به روزنامه نگاران ایرانی نیز فرصت پرسش از او را فراهم آورد.


در  این نامه تاکید شده است " پاسخ منفی شما به این نامه و یا بی پاسخ گذشتن شما از کنار پرسش های روزنامه نگاران ایرانی افکار عمومی دنیا را متوجه این سوال می سازد که چرا رییس دولت ایران از پاسخگویی به روزنامه نگاران کشور خود گریزان است و گفته شما را در باره وجود آزادی بیان در ایران با تردید روبرو می سازد ."


گفتنی است این نامه امشب به محمود احمدی نژاد در نیویورک تحویل داده می شود.


متن کامل این نامه به شرح ذیل است :

جناب آقای محمود احمدی نژاد، رییس دولت جمهوری اسلامی ایران، با سلام، ما جمعی از خبرنگاران، عکاسان و روزنامه نگاران ایرانی هستیم که به دلیل بسته شدن روزنامه هایمان و فشارهای سیاسی از کشور مهاجرت کرده ایم. هیچ روزنامه ای در ایران نداریم اما پرسش های زیادی داریم که متاسفانه به هیچ کدام از آن پرسش ها در مصاحبه های مطبوعاتی تان با رسانه های غربی پاسخی نیافتیم.


همکاران روزنامه نگارمان در داخل ایران نیز یا در زندان به سر می برند، یا با قید وثیقه آزاد هستند و یا به دلیل تهدیدها و تذکرهای نهادهای امنیتی در یک فضای نا امن رسانه ای ناگزیر شده اند که سکوت را به عنوان تنها راه چاره برگزینند. پس از انتخابات پر اما و اگر ایران بسیاری از شهروندان در اعتراض های مدنی به همراه روزنامه نگاران، دانشجویان و فعالان سیاسی بازداشت و جمعی دیگر نیز در راهپیمایی ها هدف گلوله قرار گرفتند و جان باختند. از آن هنگام شما چندین کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرده اید که غالبا با حضور رسانه های هوادار دولت برگزار می شد و جای خالی بسیاری از روزنامه نگاران منتقد حاکمیت در این کنفرانس ها مشهود بود. در نتیجه روزنامه نگاران منتقد در کنفرانس های خبری شما فرصت پرسشگری نمی یابند.


از آنجا که شما در مصاحبه با خبرنگاران رسانه های غربی بارها تاکید کرده اید که در ایران آزادی بیان وجود دارد و هر کسی می تواند عقیده و نظر خود را بیان کند لذا با ارسال این نامه خواهان این هستیم که به احترام آنچه خود گفته اید، زمینه ای فراهم سازید تا ما روزنامه نگاران که بخشی از قربانیان محدودیت آزادی بیان در ایران و مهاجرانی رانده شده به خارج از ایران هستیم در یک کنفرانس خبری، پرسش های مان را مطرح کنیم. ما روزنامه نگارانی هستیم که تنها به دلیل پرسشگری از داشتن روزنامه در ایران محروم مانده ایم. حتی اگر برای توجیه مهاجرت ما شما نظر دیگری داشته باشید هیچ عقل سلیمی باور نمی کند که این تعداد از روزنامه نگاران یک کشور بدون اضطرار خاک و خانه و خانواده شان را رها کرده باشند تا به کشوری دیگر مهاجرت کند. پاسخ منفی شما به این نامه و یا بی پاسخ گذشتن شما از کنار پرسش های روزنامه نگاران ایرانی افکار عمومی دنیا را متوجه این سوال می سازد که چرا رییس دولت ایران از پاسخگویی به روزنامه نگاران کشور خود گریزان است و گفته شما را در باره وجود آزادی بیان در ایران با تردید روبرو می سازد.


امضا کنندگان:
شبنم آذر
محمد اروند
محمد ایزدی
مرتضی اصلاحچی
کیان امانی
سولماز ایکدر
بیتا بختیاری
بهداد بردبار
نگین بهکام
سپیده بهکام
آرش بهمنی
دلبر توکلی
منصور تیفوری
مهدی جامی
سعید جلالی فر
احمد جلالی فراهانی
رحمان جوانمردی
وحید حبیب پناه
آیدین جهانبخش
سیامک حیدری
بابک داد
فریبا داوودی مهاجر
علیرضا رضایی
نیلوفر رستمی
سامان رسول پور
امیر رشیدی
اردوان روزبه
لادن سلامی
مسعود سفیری
حسن سربخشیان
فریبرز سروش
لیلا سعادتی
آیدا سعادت
مسعود سفیری
لادن سلامی
کیانوش سنجری
شکوفه شادابی
محمد رضا شکوهی فرد
سولماز شریف
صادق شجاعی
رضا شمس
شهاب الدین شیخی
فرح شیلندری
آسو صالح
باقر صمیمی
حمیدرضا ظریفی نیا
مسیح علینژاد
بابک غفوری آذر
فاطمه فناییان
آیدا قجر
مهرداد قاسمفر
بهنام قلی پور
کاوه قریشی
مهرانگیز کار
پریسا کاکایی
رویا کریمی مجد
نیک آهنگ کوثر
مژگان مدرس علوم
رویا ملکی
لیلا ملک محمدی
حسام میثاقی
روزبه میر ابراهیمی
ابراهیم نبوی
شاهین نوربخش
پروانه وحیدمنش
رضا ولی زاده
محمد رضا یزدان پناه



 
 

Things you can do from here: