Monday, June 27, 2011

تفکیک جنسیتی در دانشگاه صنعتی شریف آغاز شد

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via تحول سبز by Editor02 on 6/27/11

تحول سبز: رئیس دانشگاه صنعتی شریف گفت کلاس‌های جداگانه‌ای برای دانشجویان پسر و دختر سال اول این دانشگاه برگزار می‌شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، رضا روستاآزاد، رئیس دانشگاه صنعتی شریف تهران، «تفکیک جنسیتی» را از برنامه‌های وزارت علوم دانست و گفت این دانشگاه برنامه‌هایی را برای آن در نظر گرفته است.

وی افزود: «زمانی که دانشجویان از محیط دبیرستان وارد محیط دانشگاه می‌شوند، شوکی به آن‌ها وارد می‌شود که این امر موجب می‌شود که بسیاری از خانواده‌ها برای حل این مشکل به ما مراجعه کنند. از این رو به‌منظور عادی‌سازی محیط دانشگاه برنامه‌هایی برای دانشجویان سال اول در نظر گرفته شد.»

رئیس دانشگاه صنعتی شریف بدون اشاره به این «شوک» ادامه داد: «با توجه به فضای دانشگاه و میزان جمعیت دختران و پسران اقدام به جداسازی کلاس‌های دانشگاه می‌شود.»

وی با بیان این‌که «بهترین سن ازدواج افراد زمان دانشجویی است» گفت تمهیدات و برنامه‌هایی برای ازدواج دانشجویی در این دانشگاه پیش‌بینی شده است.

دانشگاه صنعتی شریف یکی از دانشگاه‌های معتبر ایران است که در سال ۱۳۴۴ تأسیس شده است.

طرح موضوع تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها در روزهای اخیر شدت بیشتر یافته است.

روز ۳۰ خردادماه سال جاری، علی کریمی فیروزجایی، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس از تفکیک جنسیتی کلاس‌های دانشگاه از مهرماه سال جاری خبر داد.

وی گفت: «وزیر علوم اعلام کرد در تابستان که فصل تعطیلی دانشگاه‌ها است تحقیقی انجام می‌شود تا ظرفیت دانشگاه‌ها برای تفکیک جنسیتی مشخص شود و دانشگاه‌هایی که امکان جدا شدن کلاس‌ها را داشته باشند از مهرماه تفکیک می‌شوند.»

کریمی فیروزجایی از امکان تفکیک جنسیتی در کلاس‌ها و سلف سرویس دانشگاه تهران خبر داد و همچنین از لباس یک‌شکل دانشجویان در محیط دانشگاه پشتیبانی کرد و گفت زمان اجرای چنین طرحی هنوز مشخص نیست.

کامران دانشجو، وزیر علوم ایران اسفندماه سال گذشته از گسترش دانشگاه‌های تک‌جنسیتی در همه استان‌ها سخن گفت.

کامران دانشجو گفت: «اگر از دانشگاه تک‌جنسیتی بیش‌تر استقبال شد در آن صورت تعدادی از دانشگاه‌ها تبدیل به دانشگاه تک‌جنسیتی می‌شود.»

به گفته وزیر علوم، «اختلاط در دانشگاه‌ها یعنی مناسبات با الگوی غربی، مورد پسند هیچ یک از آحاد ملت، خانواده‌ها و دانشجویان نیست.»


 
 

Things you can do from here:

 
 

كاريكاتور - آرامش فعال


ابتدا شما را نادیده می گیرند. سپس به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند. آنگاه شما پیروز خواهید شد

(ماهاتما گاندي) 

 

كاريكاتور - آرامش فعال


mardomak.jpg

پایان

گروه خبری دانشجویی موج سبز

 




--
حمایت از اعتصاب غذای هیجده زندانی سیاسی در اعتراض به شهادت
هاله سحابی
هدی صابر

سبز مي مانيم، تا هميشه





روایت ژیلا بنی یعقوب از اعتصاب در نامه به همسرش - بهمن می گوید می دانیم که مقامات صدای ما را نمی شنوند

چکیده :حالا می شنوم که می گویی: صابر به شدت جدی و اهل مبارزه بود، همیشه می گفت باید تا آخر ایستاد و مقاومت کرد و یک قدم هم کوتاه نیامد و هیچ وقت هم کوتاه نیامد. همیشه با صدای بلند و قاطع و از موضع بالا با بازجوهایش صحبت می کرد. صابر بازجوهایش را نصیحت می کرد و می گفت حیف است! با خودتان چنین نکنید. به معیارهای انسانی پایبند باشید و کرامت انسان را رعایت کنید....

کلمه: «اگر صدای ما به مردم هم نرسد مهم نیست». شاید این همه ی حرف بهمن بود برای ژیلا و  برای همه ی ما.  برای ما که در این سوی دیوار های بلند زندان غصه می خوریم به حال مملکتی  که در روزنامه ی رهبر آن، به جای داد خواهی، اعتصاب کننده ها را  انکار می کنند. غصه می خوریم به حال  کاشانه ای  که می خواستیم  مقتدایش آن علی(ع) باشد که  از ظلم به  کنیز یهودی فریادی سر می دهد که تا امروز شنیده می شود،  ولی از آن ویرانه ای  باقی مانده که ۱۸  ایرانی مسلمان  در مرکز ام القرای اسلامی برای آنکه  صدای مظلومیتشان را به گوش قاضی القضات  برسانند  باید جانشان را کف دست بگذارند که بگویند هدی را  پیش چشمان ما کشتند.

«اگر صدای ما به مردم هم نرسد مهم نیست». خار در چشم، استخوان و بغض در گلو، مظلومیت، حماسه، سکوت، فریاد، قلب های  شرحه شرحه، سرهای بلند، تن های ایستاده، سینه های زخم خورده و دل دریای همه زندانیان اعتصاب کننده در همین یک جمله نهان است.

صدایی قرار نیست به جایی برسد. آنها از ظلم به تنگ آمده اند. نه! دیگر نمی توانند این بار سنگین ظلم را  تاب بیاورند. این را از سطر سطر نامه ی  ژیلا به بهمن اش می توان دید. او  می گوید نامه را برای بهمن نوشته اما درواقع راوی مظلومیت زندانیانی شده که دیگر جز  جان اسیرشان سلاحی برای مبارزه با ستمگری ندارند.

ژیلا در نهمین روز  اعتصاب غذای زندانیان «کاری زینبی» کرد و پیام  زندانیان ظلم ستیز را از قلب اوین برای سبز ها  آورد. او از  هدی صابر برای ما پیام آورد که در زندان و  زیر بار فشار و توهین نیز خیرخواه بازجویش بود و او را نصیحت می کرد که «حیف است ! با خودتان چنین نکنید!».  پیام هدی صابر  مرام  و منش همراه بزرگ سبزها، میرحسین موسوی را  به یاد ما آورد که حتی در هنگامه سرکوب خیابانی  دست از نصیحت دلسوزانه سرکوبگران بر نمی داشت و می گفت: «برادران ما! اگر از هزینه‌های سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمی‌گیرید شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفته‌اید؛ در خیابان با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است.»

او از بهمن و همقطارانش پیام  استقامت بر اصول، اخلاق، صبر،  ایستادگی در راه هدف، ظلم ستیزی و صلح را برای ما  به ارمغان آورد.

بر ماست که راه اسیران آزاده مان را رهروی کنیم…

بر ماست که  کاری زینبی کنیم…

****

متن نامه ژیلا بنی یعقوب به همسرش بهمن احمدی امویی که در اختیار کلمه قرار گرفته است پیش روی شماست:

بهمن عزیزم، همین دوشنبه پیش بود که دوباره از پشت شیشه ی تار و کدر کابین ملاقات دیدمت، آنقدر کدر که بارها به تو گفتم نحوه نشستن ات را تغییر بدهی تا بتوانم صورتت را واضح ببینم و تو بارها جابجا شدی و من بارها جابجا شدم تا بتوانیم چهره های یکدیگر را از پشت تار شیشه کابین اندکی بهتر ببینیم و این البته همه ی دردسر یک ملاقات نبود، تو مثل همه زندانیان دیگر، حالا موقع ملاقات مجبوری انگشت خودت را روی دکمه ای که تازگی ها روی گوشی های تلفن سالن ملاقات گذاشته اند فشار بدهی و هر وقت دستت خسته می شود و ناگهان آن را رها می کنی صدایت قطع می شود. دکمه ای که اصلا معلوم نیست چرا باید مجبور باشی در تمام طول ملاقات آن را فشار بدهی تا صدایت را من بشنوم.

می گویم: بهمن! شنیده ام این دکمه ها کارش شنود حرفهای زندانیان و خانواده هایشان است.

می گویی: نمی دانم واقعیت دارد یا نه؟ اما اگر واقعیت دارد کاش دستگاهی پیش رفته تر بخرند که مجبور نباشیم در تمام طول ملاقات دستمان را روی این دکمه فشار بدهیم.

بهمن! آن روز سه روز از اعتصاب غذایت گذشته بود و حالا  ۹ روز…گفتم همه می گویند که اعتصاب غذا باید خواسته مشخص داشته باشد و اعتصاب شما خواسته مشخص و ملموسی ندارد.

تو می گویی چه کسی گفته خواسته مشخصی ندارد؟ درخواست رسیدگی به پرونده هدی صابر و هاله سحابی درخواست مشخصی نیست؟

بعد هم اضافه می کنی البته می دانیم که مقامات صدای ما را نمی شنوند و رسیدگی نمی کنند اما شاید صدای ما به مردم رسید… بعد هم مکث و این بار می گویی: «اگر صدای ما به مردم هم نرسد مهم نیست» …چون…

می پرسم چون چی بهمن؟ پس چرا اعتصاب غذا کرده اید؟

انگار به من گوش نمی دهی، انگار خیره شده ای به پنجره ای که پشت سر من است و می گویی:

صابر عاشق حنیف نژاد و مجید شریف واقفی بود، برای همین هم اسم پسرانش را حنیف و شریف گذاشته است.می گویی: صابر عاشق منش و روش و اخلاق سحابی ها بود. می گویی: مرگ عزت و بعد هاله ضربه روحی بزرگی برای صابر بود و صبر صابر را تمام کرد.

دوباره از حرف نیمه تمام ات در باره دلیل اعتصاب غذایتان می پرسم و تو انگار من را نمی شنوی و باز حرف خودت را می زنی:

صابر واقعا اصولگرا و اخلاق گرا بود…نه از این اصولگراهایی که در سیاست ایران حرفش را می زنند، نه! یعنی واقعا به اصولی که به آن باور داشت پای بند بود. خیلی مهربان بود، مراقب همه زندانی ها بود، نسبت به کوچکترین بیماری زندانی ها حساس بود و وقتی کسی بیمار بود مثل یک مادر مهربان از او پرستاری می کرد…هر زندانی تازه واردی که می آمد صابر فوری سراغش می رفت تا احساس تنهایی و دلتنگی نکند.

صدایت قطع می شود، آنقدر محو گفتن از صابر هستی که یادت رفته باید آن دکمه ی لعنتی روی گوشی را فشار بدهی. من با اشاره دست سعی می کنم به تو بفهمانم که نمی شنوم و تو دوباره آن دکمه را فشار می دهی.

حالا می شنوم که می گویی: صابر به شدت جدی و اهل مبارزه بود، همیشه می گفت باید تا آخر ایستاد و مقاومت کرد و یک قدم هم کوتاه نیامد و هیچ وقت هم کوتاه نیامد. همیشه با صدای بلند و قاطع و از موضع بالا با بازجوهایش صحبت می کرد. صابر بازجوهایش را نصیحت می کرد و می گفت حیف است! با خودتان چنین نکنید. به معیارهای انسانی پایبند باشید و کرامت انسان را رعایت کنید.

باز هم مکث می کنی و من می ترسم نکند که دوباره یادت رفته باشد آن دکمه ی لعتنی را فشار بدهی اما دویاره صدایت می آید که می گویی: صابر از نبود مطالعات جدی در میان فعالان سیاسی و اجتماعی بویژه نسل جوان خیلی گلایه مند بود. خودش هر روز برنامه مطالعه جدی داشت. برای زندانی ها کلاس تاریخ گذاشته بود. روزی سه –چهار ساعت هم قرآن می خواند.

دوباره می خواهم از اعتصاب غذایتان حرف بزنم. دستت را روبرویم می گیری و می گویی: صبر کن…چند دقیقه صبرکن!

می گویی: نحوه مرگ هاله سحابی ضربه سنگینی برای آقای صابر بود و صبرش را تمام کرد.

می گویم :این را گفتی! بهمن جان.

می گویی : وقتی صابر اعتصاب غذا کرد، عصر یکی از همان روزها که توی حیاط زندان قدم می زد، از او پرسیدم که آقای صابر! چرا اعتصاب کرده اید؟ شما که با اعتصاب غذا مخالف بودید.

صابر گفت :به خاطر فاجعه مرگ هاله سحابی دچار عذاب اخلاقی و روحی شدیدی هستم، من از این اعتصاب خواسته ای ندارم. می خواهم خودم را آرام کنم و آرام هم شده ام.

می پرسم:بهمن! می خواهی بگویی شما هم با اعتصاب غذا خودتان را آرام می کنید؟

می گویی: صابر صبرش تمام شد از مرگ هاله، ما هم صبرمان تمام شد از مرگ صابر، از مرگ هم بندی مان که چه آسان از میان ما رفت و هیچ کس هم پاسخگوی مرگش نیست.

بهمن جان! فردا در دهمین روز اعتصاب غذای تو و آن هفده نفر و در دوسالگی بازداشت ات به ملاقاتت می آیم تا به تو بگویم که می دانم تو و دوستانت هم صبرتان مثل صابر تمام شده و انتظاری از هیچ کس در برابر اعتصاب خودتان نداشتید. اما حالا خیلی ها صدای پایان صبرتان را شنیده اند، مطمئن باش صدای تو و همراهانت در اوین و رجایی شهر شنیده شده است. یادم باشد به تو بگویم خیلی از دوستانت در بیرون از زندان، در گوشه و کنار ایران و جهان به نشانه همبستگی با تو و یارانت یا اعتصاب غذا کردند و یا روزه سیاسی گرفتند و صدها پیام برایتان فرستادند و دهها تجمع به نشانه همبستگی برگزار  کردند.

Sunday, June 26, 2011

از فردا همگام با همرزمان دربند روزه می گیرم!- مهدی خزعلی

من بر این باورم که اعتصاب غذا و گذشتن از خویش در راه حق، آخرین سلاح مبارزاست،

بر شکمبارگی ظالم می شوری،  به اهانت متهم می شوی!

پرده از دزدی آنان برمی داری،  مفتری ات می خوانند!

از بیدادشان می نالی،  تشویش اذهان عمومی کرده ای!

بر جنایتشان فریاد می کنی،  اقدام علیه امنیت ملی کرده ای!

دردت را به کسی می گویی،   تبلیغ علیه نظام کرده ای!

پس از خویش می گذری و دهان از طعام می بندی، این آخرین سلاح ماست!

یعنی دشواری مرگ تدریجی در اثر اعتصاب را بر سختی تحمل ظلم ترجیح می دهم!

یعنی شما را به شکمبارگی تان وا می گذارم!

یعنی بیایید، این لقمه ناچیز - سهم من از طعام -  هم از آن تو!

ای ظالم، ای بیدادگر، بخور، هرگز سیر نخواهی شد!

این نفرینی بود که مولایمان برای معاویه کرد و هرگز از طعام سیرنشد!

ما از فردا، همراه و همگام با دلاوران خستگی ناپذیرمان در اوین، روزه می داریم!

هر کس نمی تواند نیاید، اما عقب نشستن خیانت است!

تا تحقیق و تبین علت شهادت هاله سحابی و هدی صابر این اعتصاب ادامه دارد،

اگر یکی نشست،  دیگری برمی خیزد، یکی شکست، علم را سرداری دگر برمی دارد،

آنان که تردید دارند، نیایند، آنان که پای لرزان دارند، نیایند، آنان که می ترسند، نیایند، شکم شلان و سست عنصران و بزددلان و مذبذبان نیایند!

دوستان؛ دیگر از تسلیم نگویید، هر کس در شیپور عقب نشینی بدمد خائن است!

امروز، روز فریاد است، تا پیروزی یک "یا حسین" راه است!

90/4/5   مهدی خزعلی

Saturday, June 25, 2011

نخستین افطاری سبز فعالین سیاسی تبریز در حمایت از زندانیان اعتصاب کننده+ گزار...

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via Iran Green Voice Feed - Persian by سردبیر سوم on 6/25/11

ندای سبز آزادی: در پی اعلام روزه سیاسی سه روزه توسط فعالین سیاسی تبریز‌ به پاس حمایت از زندانیان اعتصاب غذا کننده ، شب گذشته تعدادی از جوانان اصلاح طلب تبریزی ، فعالین ملی مذهبی ،‌ فعالین دانشجویی و دیگر طیف های سیاسی شهر ، اولین افطاری سبز را برگزار کردند .

به گزارش ندای سبز آزادی، در این مراسم که در نقاط مختلف شهر و در پارک ها و مکان های عمومی برگزار شد ،‌ بیش از ۱۵۰ نفر در گروه های ۱۰-۱۵ نفری پای سفره های افطاری نشسته و ضمن پاسداشت نام و خاطره هدی صابر و هاله سحابی ،‌ برای آزادی زندانیان سیاسی و سلامتی ایشان دعا کردند .

در پایان مراسم افطاری ،‌ گروه ها و فعالین سیاسی اعلام کردند طبق برنامه قبلی روزهای شنبه و یکشنبه نیز برنامه افطاری گروهی برگزار خواهند کرد . در همین حال جمعی دیگر از فعالین سیاسی تبریز نیز نسبت به حضور در این مراسم در روزهای شنبه و یکشنبه اعلام آمادگی کرده اند .

پیش از این ،‌ فعالین سیاسی تبریز طی بیانیه ای اعلام کرده بودند که روزهای جمعه ،‌ شنبه و یکشنبه برای حمایت از زندانیان اعتصاب غذا کننده زندان اوین و رجائی شهر ،‌ روزه سیاسی خواهند گرفت.

 

org-z130899812336814c52b619caea699c5db67c6a3aa0767d0373.jpg

org-z13089981102bfd64e055bcedd10f0729156f3d7ebe24416f9e.jpg

 


 
 

Things you can do from here:

 
 

انتقال محسن امین زاده، یکی از ۱۲ اعتصاب کننده اوین به سی. سی.یو بیمارستان مدرس

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via Iran Green Voice Feed - Persian by سردبیر سوم on 6/25/11

ندای سبز آزادی: محسن امین زاده به خاطر وخامت حالش صبح امروز از زندان اوین به بیمارستان مدرس تهران منتقل و در بخش سی .سی .یو این بیمارستان بستری شده است. امین زاده، معاون وزارت خارجه در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی به همراه یازده نغر دیگر در بند ۳۵۰ اوین در اعتراض به جان باختن هاله سحابی و هدی صابر از زندانیان سیاسی دست به اعتصاب غذا زده.
به گزارش کلمه، ماموران امنیتی که در اطراف محل بستری شدن امین زاده حضور دارند اجازه نداده اند که خانواده اش به وی نزدیک شوند.
خانواده محسن امین زاده در همین باره گفته اند که وی مشکل فشار خون دارد و دائماً باید دارومصرف کند و در چنین شرایطی اعتصاب غذا برای وی خطرناک است.
همسر محسن امین زاده اضافه کرده است:  مسؤولیت جان همسر من با مسؤولان زندان و مسؤولان قضایی است. ایشان دو سال است که به دلیل بی عدالتی ها در زندان به سر می برند و در طول این مدت از نظر جسمانی بسیار ضعیف شده اند. ما به شدت نگران هستیم فاجعه ای که در اثر سهل انگاری مسؤولان زندان رخ داد و آقای هدی صابر عزیز را از دست دادیم دوباره اتفاق بیفتد. من از مسؤولان می خواهم هرچه سریعتر از وقوع فجایع بیشتر جلوگیری کنند.
عبدالله مومنی ابوالفضل قدیانی و بهمن احمدی امویی نیز در هفتمین روز اعتصاب غذای خود در بند ۳۵۰ با مشکلات شدید جسمی مواجه شده اند و برای دریافت کمک های پزشکی به بهداری زندان اوین منتقل شده اند.گفته می شود پیش از محسن امین زاده، مهدی کریمیان اقبال، یکی از اعضای جبهه مشارکت نیز به دلیل اوضاع نامساعد جسمی اش به بیمارستان مدرس منتقل شده بود.


 
 

Things you can do from here:

 
 

درخواست آیت‌الله بیات، دختر و داماد آیت‌الله منتظری و دکتر مصطفی معین از زند...

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via سایت خبری تحلیلی کلمه by kaleme.com on 6/25/11

این مملکت برای رسیدن به آزادی و دوباره ساخته شدن به وجود شما نیازمند است

آیت‌الله بیات زنجانی از مراجع تقلید بعدازظهر دیروز (جمعه سوم تیرماه ۹۰) در تماس تلفنی با محمد جواد مظفر، از او خواست پیام ایشان برای شکستن اعتصاب غذا را به زندانیان سیاسی اعتصاب‌کننده منتقل کند.

بر اساس گزارش رسیده به کلمه، این مرجع تقلید ضمن تسلیت به مظفر و خانواده‌اش، خاطرنشان کرده که شکستن این اعتصاب غذا یک تکلیف شرعی است و با تاکید بر اینکه افرادی نظیر آقای مظفر و سایر زندانیان سیاسی در‌بند که مظلومانه مورد ستم قرار گرفته‌اند، ارزشمند و بر جامعه تأثیرگذارند، تصریح کرد: این مملکت برای رسیدن به آزادی و ساخته شدن دوباره به شدت به وجود این عزیزان نیازمند است.

این گزارش همچنین حاکی است که از بیت مرحوم آیت‌الله‌العظمی منتظری نیز دختر ایشان، اشرف منتظری، و داماد ایشان، حجت‌الاسلام سید هادی هاشمی، با محمدجواد مظفر تماس گرفته و از او و سایر زندانیان خواسته‌اند که به اعتصاب غذای خود پایان دهند.

همچنین دکتر مصطفی معین، نامزد انتخابات نهم ریاست‌جمهوری، نیز در گفت‌وگو با محمدجواد مظفر، ضمن ابراز همدلی با زندانیان سیاسی، خواستار پایان اعتصاب غذای ایشان شده است.

محمدجواد مظفر یکی از ۱۲ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ اوین است که در اعتراض به عدم رسیدگی به قتل هاله سحابی و هدی صابر اعلام اعتصاب غذا کردند. آقای مظفر که هفته گذشته برای شرکت در مراسم ختم مادر همسرش به مرخصی آمد، در زمان خروج از زندان اعلام کرد که در مدت مرخصی نیز همراه با دیگر زندانیان به اعتصاب غذای خود ادامه خواهد داد.

گزارش رسیده به کلمه همچنین حاکی است که آقای مظفر در پایان مراسم هفتمین روز درگذشت مادر همسرش، پشت تریبون رفته و ضمن تقدیر و تشکر از حضار در سخنان کوتاهی ابراز داشته است: خانواده ما به دلیل فوت مادر خانم عزادار است؛ ولی همه ما عزاداریم، چرا که ماهی که پشت سر گذاشتیم (خرداد امسال) ماه عجیب و جانسوزی بود. فوت عزت‌الله و هاله سحابی و هدی صابر …

اما در این زمان در حالی که بغض گلوی او را فشرده و راه سخنش را بسته و اشکهایش را جاری ساخته بود، بلندگوی مسجد قطع می‌شود و سخنان این زندانی سیاسی نیمه‌کاره می‌ماند.


 
 

Things you can do from here:

 
 

هفت زندانی سیاسی زن خواستار تشکیل کمیته حقیقت‌یاب برای بررسی فاجعه مرگ هاله ...

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via سایت خبری تحلیلی کلمه by kaleme.com on 6/25/11

زندانیان سیاسی زن محبوس در زندان اوین با نوشتن نامه‌ای خطاب به رییس قوه قضاییه خواهان آن شدند تا کمیته‌ای حقیقت‌‌یاب جهت روشن شدن ابعاد فاجعه مرگ هاله سحابی، متشکل از افراد بی‌طرف و زنان و مردان مستقل و با حضور نمایندگان خانواده وی تشکیل شود تا مسببان و مرتکبان این فاجعه دردناک معرفی و در محکمه‌ای علنی و عادلانه و بی‌طرف مورد محاکمه قرار گیرند.

به گزارش کلمه، این زندانیان که بعد از دست دادن هم‌بندی‌شان، هاله سحابی، زندانی سیاسی و فرزند عزت‌الله سحابی به شدت اندوهگین هستند، در نامه خود تاکید کرده‌اند: مرگ این عزیز از دست رفته، نه بر اثر عارضه قلبی و عروقی ناشی از فشار روحی مراسم خاکسپاری پدر بزرگوارش، بلکه به دلیل هجمه و حمله مامورانی بود که امنیت ملی را به خطر انداخته و برای انتقال پیکر مرحوم عزت‌الله سحابی آمده بودند.

این نامه به امضای لیلا توسلی، لاله حسن‌پور، فاطمه درویش، نسرین ستوده، مهدیه گلرو، عاطفه نبوی و بهاره هدایت رسیده است.

متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:

همچنان‌که مستحضرید هاله سحابی در تاریخ ۱۱/۳/۹۰ در مراسم عزاداری خانوادگی، جان به جان آفرین تسلیم کرد.

آنچه ما را بر آن داشت تا با نوشتن این نامه، از قوه قضائیه دادخواهی کنیم، مرگ نابهنگام و مستعجل هم‌بندمان هاله سحابی، از معترضان انتخاباتی است.

چنان‌که مطلع شده‌ایم، مرگ این عزیز از دست رفته نه بر اثر عارضه قلبی و عروقی ناشی از فشار روحی مراسم خاکسپاری پدر بزرگوارش، بلکه به دلیل هجمه و حمله مامورانی بود که امنیت ملی را به خطر انداخته و برای انتقال پیکر مرحوم عزت‌الله سحابی آمده بودند.

جناب آقای لاریجانی، همانگونه که مستحضرید، چنین اعمالی که موجبات مرگ فجیع انسان‌های بی‌گناهی را فراهم کرده و همچون نمونه‌ی فاجعه‌ی کهریزک بدون عقوبت مانده، به شکل غیرقابل تصوری در حال تکرار است.

در نمونه اخیر، چه آن را عملی حساب شده بدانیم و چه حاصل سوء تدبیر مسئولان، آنچه به جای مانده پیکر مرحوم هاله سحابی است که بر سر جنازه‌ی پدر جان باخته است و با شتاب غریب در همان تاریخ در دیرگاه شب به خاک سپرده می‌شود.

با عنایت به اینکه نحوه‌ی مرگ مرحوم هاله سحابی موجی از اندوه را در جمع ایرانیان و به ویژه زنانی که تجربه‌ی مشترک زندان با ایشان را داشتند، به همراه آورد و به ویژه وجدان جمعی جامعه‌ی ایران را به شدت جریحه‌دار ساخت و از آنجا که پاسداری از قوانین و جلوگیری از تکرار چنین جرایمی که متاسفانه در حال تکرار و افزایش است از وظایف اصلی قوه‌ی قضائیه است لذا به موجب این نامه درخواست داریم:

کمیته‌ای حقیقت‌یاب جهت روشن شدن ابعاد فاجعه، متشکل از افراد بی‌طرف و زنان و مردان مستقل و با حضور نمایندگان خانواده ایشان تشکیل شود تا مسببین و مرتکبین این فاجعه دردناک معرفی و در محکمه‌ای علنی و عادلانه و بی‌طرف مورد محاکمه قرار گیرند.

با تشکر

لیلا توسلی – لاله حسن‌پور – فاطمه درویش – نسرین ستوده – مهدیه گلرو – عاطفه نبوی – بهاره هدایت

رونوشت:

۱ – ریاست محترم مجلس شورای اسلامی جهت اطلاع و پیگیری موضوع.

۲ – دادستان محترم عمومی و انقلاب تهران جناب آقای دکتر جعفری دولت‌آبادی جهت اطلاع و اعلام جرم علیه مسببین.

۳ – دادستان کل کشور جهت اطلاع و اقدام مشابه.

۴ – وزارت اطلاعات جهت اطلاع و معرفی و محاکمه‌ی مامورینی که امنیت شهروندان عزادار را به خطر می‌اندازند.

۵ – وزارت کشور جهت اطلاع و اقدام مشابه.


 
 

Things you can do from here:

 
 

هشتمین روز از اعتصاب غذا در اعتراض به عدم رسیدگی به شهادت هدی صابر و هاله سحابی

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


جرس: اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در پی اعتراض به عدم رسیدگی به چگونگی شهادت هدی صابر واردهشتمین روزخود شد.

 
طی روزهای گذشته در حالی که از سوی گروههای مختلف و سازمانها و شخصیتهای سیاسی و دینی پیامهایی در حمایت از خواسته های زندانیان سیاسی و درخواست مصرانه برای پایان دادن به اعتصاب غذا داشته اند، مسئولان حکومتی سکوت کرده و برخی از رسانه های وابسته به حاکمیت سعی در تحریف اخبار زندانیان اعتصاب کننده دارند.

 


در همین رابطه مریم شربتدار قدس همسر عربسرخی  در گفت و گو با جرس با تاکید بر ادامه اعتصاب غذا از سوی دوازده تن از زندانیان بند 350 تصریح کرد که این زندانیان در اعتصاب غذا بسر می برند و
 آن دسته كه مايل به روزه داري در اين ماه عزيز هم هستند تنها در زمان افطار و سحر و فاصله بين آن را قدری آب و چای و شکر و نمک استفاده می کنند.


این در حالی است که برخی از رسانه ها اعلام کرده بودند که این زندانیان در اعتصاب غذا نبوده و صرفا بخاطر ماه رجب روزه مستحبی می گیرند. 

همسر عربسرخی به این دسته از مدعیان توصیه می کند که به جای این حرفها و تهمتهای ناروا توبه كرده و از بزرگواران اعتصاب كننده كه متحمل ظلمهاي بسياري شده اند،  حلاليت بطلبند.


وی در خصوص شبهه ای که برخی از رسانه های خارجی ایجاد کرده اند که این اعتصاب غذا خواسته مشخصی ندارد، تاکید کرد: در شهادت نامه 64 زندانی با محکومیت شهادت هدی صابر آمده بود که ما به عنوان نخستین گام این روند غیر انسانی در دستگاه قضایی و این نوع رفتار با زندانیان را محکوم و حاکمیت را مسوول آن می دانیم. بنابراین از این پس با توجه به نوع پی گیری موضوع از سوی مسوولان اقدامات بعدی را اتخاذ کرده و برای تحقق حقوق شهروندان و التزام حکومت به قانون تا آخر ایستاده ایم. در واقع اقدام به اعتصاب غذا در ادامه بی توجهی مقامات قضایی به پرونده هدی صابر بود.



گفتنی است با وجودی که طبق مقررات زندان بهداری موظف به چکاپ روزانه زندانیان اعتصاب کننده غذا ست، زندانیان اعتصاب کننده تاکنون با بی توجهی مسئولان زندان روبه رو شده اند.


بر اساس گزارشهای رسیده، زندانیان به دادسرای اوین احضار و تهدید شده اند. این در حالی است که زندانیان حاضر به بازجویی نشده اند.


بهمن احمدی امویی، حسن اسدی زیدآبادی، عمادالدین باقی، عماد بهاور، قربان بهزادیان نژاد، محمد داوری، امیرخسرو دلیرثانی، فیض الله عرب سرخی، ابوالفضل قدیانی، محمد جواد مظفر، محمدرضا مقیسه و عبدالله مومنی زندانیان سیاسی ای بودند که با صدور بیانیه ای آغاز اعتصاب غذای اعتراضی و نامحدود خود را اعلام کردند. بعد از آزادی باقی و به مرخصی رفتن مظفر، محسن امین زاده و مهدی اقبال به جمع اعتصاب کنندگان زندان اوین پیوستند .


گفتنی است شش زندانی سیاسی در زندان  رجایی شهر کرج نیز به جمع اعتصاب کنندگان  پیوستند. آن ها این اعلام را حمایت از 12 زندانی اعتصاب کننده در بند 350 اوین اعلام کردند
. 

این شش زندانی سیاسی کیوان صمیمی، عیسی سحر خیز، مسعود باستانی، علی عجمی، جعفر اقدامی و حشمت الله طبرزدی هستند. 

 

 


 
 

Things you can do from here:

 
 

عضو اسبق دفتر تحکیم وحدت: دانشجویان باید صدای اعتصاب کنندگان باشند

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


مژگان مدرس علوم
  جرس: در حالیکه گروه ها و شخصیت های مختلف سیاسی و مدنی با صدور بیانیه ها و فراخوان هایی، با زندانیان سیاسی اعتصاب کننده اعلام همبستگی کرده و خواستار رسیدگی به خواسته اعتصاب کنندگان یعنی محاکمه مسببین قتل مرحومان هاله سحابی و هدی صابر شده اند، همزمان دانشجویان و تشکل های دانشجویی نیز با صدور بیانیه هایی با محکوم کردن رفتار حاکمیت اقداماتی را در همراهی با اعتصاب کنندگان زندانی در نظر گرفته اند.  

 

علی وفقی، مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی با بیان اینکه دانشجویان باید صدای اعتصاب کنندگان باشند، می گوید: "اعتصاب غذای اخیر زندانیان سیاسی بلندترین صدای ممکن این افراد از زندان است. حاکمیت را دعوت به این می کنیم که به این شرایط و فضای امنیتی پایان داده و به قوانین جاری کشور احترام بگذارد و به قانون عمل کند، جان انسان ها را محترم شمارد و انحرافات را اصلاح کند که جز با اقداماتی چون شناسایی و محاکمه عاملین ضرب و شتم مرحوم صابر در بهداری و تحقیق شفاف در مورد علل فوت ایشان و سهل انگاری احتمالی در رساندن ایشان به بیمارستان این مهم قابل حصول نیست. اگر این اقدامات انجام شود می توان در جهت حل بحران و بن بست کنونی کشور گام هایی چون مذاکره یا حاکمیت برداشت. اما اگر رویه پیش آمده کنونی ادامه یابد و حتی امنیت جانی زندانیان تامین نشود بنده هم اعلام می کنم اگر بار دیگر به زندان بروم به اعتصاب کنندگان خواهم پیوست و اگر اتفاقی برای هر یک از اعتصاب کنندگان افتد سکوت پاسخ آن نخواهد بود و بیرون از زندانها هم "همراهی عملی" با اعتصاب کنندگان انجام خواهد شد."


در همین ارتباط، دانشجویان سبز دانشگاه تهران با صدور بیانیه ای ضمن دعوت از مردم برای گرفتن روزه سیاسی در روز چهارشنبه اول تیرماه، خواستار برگزاری همزمان افطارهای نمادین دسته جمعی، درمحافل دوستانه، خانوادگی شدند. در بخشی از بیانیه آمده است: "بر ما شاهدان این همه ظلم و بیداد است که صدای حق طلبی عزیزانمان را نه تکرار که فریاد کنیم و حامل راستین پیام هاله ها و صابرها باشیم که "ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم" که خداوند سرنوشت هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد مگر آنکه خود حالشان را تغییر دهند. از تمامی فعالان سیاسی و اصلاح طلب، روحانیون و خصوصا علمای عظام درخواست می کنیم که با اعلام موضع و حمایت عملی خود از زندانیان اعتصاب کننده، نسبت به نحوه شهادت هاله سحابی و هدی صابر موضع گیری نموده و در صورت امکان با برگزاری روزه سیاسی و اعتصاب غذای دسته جمعی ، خواهان بررسی نحوه مرگ هاله سحابی و هدی صابر و شکسته شدن اعتصاب غذای دوازده زندانی، شوند."


گفتنی است، علی وفقی عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت هفته پس از انتخابات به همراه چند تن دیگر از جوانان و دانشجویان ستاد مهندس موسوی بازداشت شده و نزدیک به دو ماه نیز در بند امنیتی ۲ الف زندان اوین بوده است. دبیر اسبق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به شش سال حبس محکوم شد. اتهام وفقی اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی عنوان شده است.

 

 گفتگوی "جرس" با علی وفقی مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی در پی می آید:


آقای وفقی همانگونه که اطلاع دارید هشت روز از اعتصاب غذای دوازده زندانی سیاسی در اعتراض به شهادت هدی صابر و هاله سحابی می گذرد. نظر شما در خصوص اعتصاب غذاي زندانيان بعنوان ابزاري براي رساندن صداي اعتراضشان به رفتار غيرقانوني حاكميت چیست؟

 

ابتدا اجازه دهید مساله اعتصاب غذای زندانی را تبیین کنیم. زندانی وقتی دست به اعتصاب غذا می زند که به حالت استیصال کامل می رسد و هیچ ابزار دیگری جز جانش نمی یابد. اعتصاب غذای نامحدود یا به علت عدم تمایل به زندگی است یا به منظور رسیدن به مطالبه یی یا صرفا رساندن فریاد اعتراض. در مورد اعتصاب اخیر زندانیان مساله "عدم تمایل به زندگی" موضوعیتی ندارد چرا که اولا ترکیب اعتصاب کنندگان، که از طیف های مختلف و با سوابق و روحیات و حتی مشی سیاسی متفاوت اند، نشان می دهد که این اقدام با "تامل" و "تفکر" بوده است.  قاعدتا این افراد با توجه به تجربه زندان و شهادتی که درباره رفتاری که با مرحوم هدی صابر شد دادند امیدی به رسیدن به مطالباتی به وسیله اعتصاب غذا ندارند. پس می توان گفت واقعا این اقدام برای اعتراض بوده است. اما چه اتفاقی افتاده که اعتراض خود را با در کف گرفتن جانشان فریاد کرده اند؟ با اعتصاب غذا آن هم نامحدود. این اقدام بلندترین صدای ممکن این افراد از زندان است. در واقع هم مساله ای که آنها مطلع اند و بنا بر شهادتشان دیده اند از نظر آنها آنقدر مهم بوده که چنین فریاد اعتراض شدیدی نیاز باشد و هم صداهای اعتراضی با شدت کمتر به گوش نمی رسیده است. هم به گوش حاکمیت هم به گوش مردم. با این اقدام و با این ترکیب افراد خواسته اند بگویند که مساله بسیار جدی و بزرگ بوده و مردم را به تامل جدی وادارند.

 

آیا برای اعتراض به رفتارهای غیرقانونی، راه دیگری جز اعتصاب غذا برای زندانیان وجود دارد؟

 

باید به دوستانمان که در زندان هستند اعتماد کنیم. شرایطی که آنها بنابر شهادتشان دیده اند و وضعیتی که هم اکنون دارند برای افراد بیرون زندان به طور کامل قابل درک نیست. ما نگران سلامتی و جان آنها هستیم و فردای ایران نیز به آنها نیاز دارد اما ترکیب آنها برای ما قطعی می کند که اقدام از روی تامل و تفکر بوده و با توجه به گذشته این افراد حتی کمترین وجاهتی برای اعتماد نکردن به درستی اقدام دوستانمان باقی نمی ماند. در مساله "امر به معروف و نهی از منکر" در مسائل عادی شروطی برای وجوب آن مطرح است و از جمله آن شروط تاثیرگذاری و عدم آسیب دیدن فرد است. اما در مسائل اساسی تر این شروط مطرح نیست و با وجود احتمال آسیب جدی حتی از دست دادن جان نهی از منکر واجب است. در این حکم اجماع فقها وجود دارد. سید الشهدا (ع) هدف خودشان را از حرکت به سوی کوفه "امر به معروف و نهی از منکر" ذکر کردند و تا پای جان نیز بر این اقدام ایستادند و فرمودند مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است. امام علی (ع) در مورد ظلم خردی که به یک زن نامسلمان در جامعه اسلامی آنهم توسط دشمن شده بود فرمودند اگر مردی از این ننگ بمیرد قابل سرزنش نیست. باید به دوستانمان که در زندان اند اعتماد کنیم و از آنها حمایت کنیم.

 

بسیاری از تحلیلگران هزينه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی را از فوايد و نتیجه آن بيشتر می دانند نظر شما چیست؟

 

تحلیل مبتنی بر هزینه- فایده را در مسائل اخلاقی و انسانی نباید وارد کرد. اقدام اعتصاب غذای اخیر به نظرم یک فعل اخلاقی است نه کنش سیاسی. حتی اخلاق سیاسی هم نیست بلکه اخلاق انسانی است و از نوع فعل اخلاقی منتج به نتیجه هم نیست. البته این حرفم معنی اش این نیست که تبعات سیاسی ندارد یا هیچ نتیجه ای و فایده یی ندارد. آگاهی که به قول مهندس موسوی همچون تیری بر چشم اسفندیار خودکامگی است مهمترین نتیجه یی است که این اقدام در پی دارد. نباید اجازه داد بی تفاوتی در جامعه اتفاق افتد گرچه این بی تفاوتی صرفا در اثر یاس از تغییر باشد. بی تفاوتی جامعه را از درون متلاشی می کند.

 

می توانید در مورد شناختی که از اعتصاب کنندگان دارید برایمان صحبت بفرمایید.

 

اعتصاب کنندگان از طیف های مختلفی هستند. آقایان بهزادیان نژاد و مقیسه از نزدیکان و معتمدین مهندس موسوی هستند. این دو نفر را لااقل پیش از انتخابات 88 و در 20 سال منتهی به سال 88 حتی نمی توان فعال سیاسی به حساب آورد. این دو فرد بسیار آرام بوده و نظرات سیاسی بسیار معتدلی دارند. آقای بهزادیان نژاد به لحاظ سیاسی  بسیارمعتدل بودند... آقای مقیسه به قول معروف از بچه های جبهه است. از ایشان شنیدم که بازجویشان به ایشان گفته بود پرونده شما تا قبل 88 در هر زمینه ای کاملا سفید است حتی نظرات و عقایدتان.


آقایان مومنی و اسدی زیدآبادی از فعالین سابق دانشجویی و از اعضای کنونی ادوار تحکیم وحدت هستند. آقای مومنی برادر شهید هستند. ایشان پس از زندانی که به اتفاق در سال 86 داشتیم دچار مشکلات جدی جسمی و به خصوص کلیوی هستند و هرگونه اعتصاب غذای حتی محدود برایشان بسیار خطرناک است. آقای اسدی مدت زیادی از زندگی مشترکشان با همسرش نمی گذرد و به نوعی تازه داماد اند.
 

آقایان قدیانی و عرب سرخی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اند. این دو فرد در فعالیت سیاسی به لحاظ رسانه ای معمولا بی سر و صدا بوده و در مشی شان علاقه ای به فعالیت جنجالی و پر سر و صدا دیده نمی شود. آقای قدیانی با کهولت سن و مشکل جدی قلبی که دارد این وضعیت جدا برای سلامتشان خطرناک است.

آقای باقی روزنامه نگار و فعال حقوق بشر است. فعالیت های حقوق بشری ایشان کاملا غیرجنجالی و حتی با گفتگو و تعامل با حاکمیت بود و با وجود فعالیت های زیاد و موثر حقوق بشری ایشان، در جامعه بیشتر به عنوان روزنامه نگار شناخته شده هستند.

آقایان مظفر و دلیرثانی از دو نسل متفاوت فعالان ملی- مذهبی هستند.

آقایان احمدی عمویی و داوری دو روزنامه نگار و فعال رسانه ای با گرایشات سیاسی متفاوتند.

آقای بهاور مسئول شاخه جوانان نهضت آزادی است و فعالیت و عقاید سیاسی معتدلی داشته و در جریان انتخابات 88 نیز از فعالان موثر موج سوم (پویش حمایت از موسوی و خاتمی) بود. ایشان نیز در سالهای آغازین زندگی مشترک با همسرشان هستند.


آقای امین زاده که به تازگی پس از بازگشت از مرخصی درمانی به زندان بازگشته و به جمع اعتصاب کنندگان پیوسته است از نزدیکان آقای خاتمی و رئیس ستاد انتخاباتی ایشان در دو دوره بوده است. ایشان نیز مشکل کلیوی دارند و حتی اعتصاب غذای محدود نیز می تواند مشکلات جسمی دائمی برایشان در پی داشته باشد.

 

شما هم مدتی در زندان بسر بردید می توانید از شرایط سخت و دشوار زندان صحبت بفرماييد؟

 

نمی خواهم از مساله دیگری جز موضوع اعتصاب اخیر سخن به میان آورم. الان این مساله در اولویت است. ناگفته های بسیاری از دوران زندان و بند 2 الف داریم که برای جلوگیری از تشدید فضای تنفر فعلا بیان نشده است؛ علاقه ای هم به ایجاد جنجال نداریم اما اگر بی توجهی ها به جان زندانیان ادامه یابد چاره ای جز بیان ناگفته ها نخواهیم داشت. اما ذکر خاطره ای که از دوران بازداشت سال 88 را در این شرایط ضروری می دانم. در بند 2 الف شایعه ای بود مبنی بر شیوع مننژیت در زندان ها. بعد از چند روز از شایعه اقدام به تزریق کردند که گفتند واکسن مننژیت است اما این تزریق دو بار انجام شد که بار دوم با خوراندن قرصی همراه بود. بگذریم از اینکه بعد از آزادی متوجه شدیم که واکسن مننژیت یک نوبت است و قرصی هم ندارد. دقایقی بعد از تزریق واکسن بنده دچار تشنج عجیبی شدم که اصلا عادی نبود و شباهتی به افت فشار هم نداشت. از ذکر جزئیات خودداری می کنم اما اوضاعم چنان شد که همبندانم می گفتند به سختی شهادتین می گفتم. اما پس از این اتفاق صرفا مداوای محدودی در سلول انجام شد و حتی یک بار هم به بهداری منتقل نشدم با اینکه تشنجم چنان بود که با درکوبیدن و فریاد همبندانم زندانبانان که به هیچ وجه چهره شان را نشان نمی دادند بدون چشم بندی به صورت همبندانم به سلول آمده بودند و مداوای محدود با تزریق سرم و آمپول توسط فردی که پزشک معرفی می شد انجام شده بود.

 

آقای وفقی شما در انتخابات 88 مسئول کمیته دانشجویان استان تهران ستاد مهندس موسوی و در عرصه دانشگاه جزء دانشجویان فعال بودید. فکر می کنید دانشجويان چگونه مي توانند از زندانيان اعتصاب كننده حمايت كنند؟

 

الان نا امیدی در جامعه موج می زند و این از هر جهت بسیار خطرناک است. همین یاس باعث کاهش حساسیت ها و بی تفاوتی می شود. دانشجویان باید از این مساله جلوگیری کنند و صدای اعتصاب کنندگان باشند. آگاهی تیری بر چشم اسفندیار خودکامگی است. از سوی دیگر دانشجویان به عنوان قشر فرهیخته پیشرو باید از تشدید فضای تنفر جلوگیری کنند که این فضا برای آینده بسیار خطرناک است.


صحبتی با مسئولین کشور دارید؟

 

حاکمیت را دعوت به این می کنیم که به این شرایط و فضای امنیتی پایان داده و به قوانین جاری کشور احترام بگذارد و به قانون عمل کند، جان انسان ها را محترم شمارد و انحرافات را اصلاح کند که جز با اقداماتی چون شناسایی و محاکمه عاملین ضرب و شتم مرحوم صابر در بهداری و تحقیق شفاف در مورد علل فوت ایشان و سهل انگاری احتمالی در رساندن ایشان به بیمارستان این مهم قابل حصول نیست. اگر این اقدامات انجام شود می توان در جهت حل بحران و بن بست کنونی کشور گام هایی چون مذاکره یا حاکمیت برداشت. اما اگر رویه پیش آمده کنونی ادامه یابد و حتی امنیت جانی زندانیان تامین نشود بنده هم اعلام می کنم اگر بار دیگر به زندان بروم به اعتصاب کنندگان خواهم پیوست و اگر اتفاقی برای هر یک از اعتصاب کنندگان افتد سکوت پاسخ آن نخواهد بود و بیرون از زندانها هم همراهی عملی با اعتصاب کنندگان انجام خواهد شد. من حاكميت را مسول هر اتفاقي براي اعتصاب كنندگان بيافتد مي دانم.

 

با تشکر از فرصتی که در اختیارمان قرار دادید.
 


 
 

Things you can do from here: