Wednesday, August 25, 2010

بیانیه مهدی کروبی درباره حقوق زنان

بیانیه مهدی کروبی درباره حقوق زنان

از آنجا که احیای حاکمیت قانون و حقوق شهروندی که بخش عظیمی از این حقوق، حقوق زنان است، از مهمترین دغدغه های فکری ام می باشد، معتقدم که باید زنان توانمند و شایسته ایرانی از کلیه حقوق حقه خود در جهت رفع عقب ماندگی های تاریخی برخوردار شوند.
مهدی کروبی در مورد دیدگاه‌های خود در حوزه مسایل زنان بیانیه ای به این شرح صادر کرد:

اسلام دین رحمت، رافت و عدالت است و هرکس اسلام را به گونه ای متفاوت تفسیر و تاویل کند، جفای بزرگ در حق اسلام کرده است.
یک زن – خدیجه (س) – اولین لبیک گوی دین محمد (ص) بود و با یک زن – فاطمه (س) – سر منشا خیر کثیر ذریه پیامبر (ص) بود.
اسلام بر آن بود که در فضای جاهلیت عرب، ارزش و منزلت انسانی زنان را به آنها بازگرداند، هرچند که در طول تاریخ اسلام، به دلیل غلبه تفکر جاهلی و اسرائیلیات بر ذهن جامعه، زنان منزلت خود را بازنیافتند.
انقلاب اسلامی ایران براساس پیام رحمت و عدالت دین محمد (ص)، درصدد تحقق تساوی حقوق زنان و مردان بود و این خواسته بارها توسط بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) بیان گردید. در شرایطی که در سال های نخست انقلاب، تفکری متحجرانه حضور زنان را در عرصه های عمومی بر نمی تابید و به دنبال خانه نشین کردن زنان بود، امام خمینی (ره) با توجه به دیدگاه های روشنفکرانه و عدالت خواهانه خود، در برابر این نگرش های تنگ نظرانه ایستادگی کرد و با صلابت و اقتدار پشتیبان حضور زنان در عرصه های مختلف بود و بارها تاکید کرد که زنان باید در مقدرات اساسی کشور نقش تعیین کننده داشته باشند.
انتخابات یکی از صحنه هایی است که زنان همواره به عنوان بازیگران اصلی در آن نقش آفرینی کرده اند ولی کمتر از نتایج آن به نفع پیشبرد اهداف خود بهره گرفته اند.
به عنوان کاندیدای دهمین دوره ریاست جمهوری معتقدم که باید حضور زنان را در جامعه احیا و تقویت کرد و نباید از آنان به عنوان پیاده نظام در عرصه های سیاسی – اجتماعی بهره جست یا از آنان به عنوان نردبان به قدرت رسیدن مردان سوءاستفاده کرد.
باتوجه به اینکه «تغییر» شعار اصلی من در انتخابات ریاست جمهوری است، این تغییر محقق نمی شود مگر آنکه منزلت و کرامت زنان احیا شود و حقوق تضییع شده آنها تامین گردد. براین اساس بازیابی حقوق انسانی زنان و دستیابی به منزلت و جایگاه واقعیشان، اصل بنیادین برنامه های انتخاباتی این جانب است.
از آنجا که احیای حاکمیت قانون و حقوق شهروندی که بخش عظیمی از این حقوق، حقوق زنان است، از مهمترین دغدغه های فکری ام می باشد، معتقدم که باید زنان توانمند و شایسته ایرانی از کلیه حقوق حقه خود در جهت رفع عقب ماندگی های تاریخی برخوردار شوند.
اینجانب در گذشته، چه در زمانی که رئیس مجلس بودم و چه قبل و بعد از آن بارها حمایت خود را از زنان و حقوقشان اعلام کرده ام. نه تنها ضرورت ورود زنان به مجلس خبرگان، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام را تاکید نموده ام، بلکه بارها با دولتمردان برسر انتخاب زنان در سمت های مدیریتی جدل کرده ام یا در برابر انتقاداتی که به زنان وارد شده از آنها دفاع نموده ام.
حضور زنان را در کابینه در قامت وزیر، معاون و مشاور رئیس جمهور را یک ضرورت می دانم و بارها در سخنانم بر این نکته پای فشرده ام و چنانچه برنامه ریزی براساس مدیریت دانش محور استقرار یابد پرواضح است که با توجه به پیشتازی زنان در عرصه علم و جمعیت برتر دانشگاهی این قشر بخش وسیعی از مدیریت باید به زنان واگذار شود و محیط آزمون و خطای مدیریتی مردانه با محوریت زنان توانا به محیطی دانش محور و انسان مدار تبدیل شود.
تاکید به وزرا بر استفاده از زنان در سطوح معاونت، مشاورت و مدیر کلی وزارتخانه ها برای ساختن کادرهای مجرب و متخصص و توصیه آنها به تخصیص سهمیه مشخصی برای زنان مدیر می تواند یک راهکار عملی برای ارتقای شغلی زنان در سطح مدیریتی باشد.
اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی که تامین کنندهحقوق زنان هم سطح مردان است یکی دیگر از اولویت های برنامه انتخاباتی من است. ضمن آنکه باید بررسی و بازخوانی بندهایی از قانون اساسی که به ظاهر با برخی حقوق زنان مغایرت دارد، مورد اهتمام نظام هم قرار گیرد.
در حال حاضر بیشترین توجه ما باید ارائه لوایح روزآمدی باشد که حقوق زنان را در سطوح مختلف تامین می کند. لوایح و مقرراتی که در جهت ایجاد عدالت، به رفع کلیه اشکال تبعیض جنسیتی اهتمام دارد. از جمله لوایحی که به ارتقای سطح مشارکت زنان در کلیه عرصه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و بین المللی می پردازد.
جایگاه زنان خانه دار در تحکیم و آرامش خانواده و ثبات جامعه مهمتر از آن است که نیازی به توضیح داشته باشد زنانی که عمر و جوانی خود را برای رفاه و راحتی حال همسر و فرزندان خود فدا می کنند، باید نسبت به آینده خود اطمینان خاطر داشته باشند. حمایت و تقویت نقش و شان این زنان با محاسبه نتیجه اقتصادی کار آنها در خانه، ایجاد صندوق بازنشستگی خاص زنان خانه دار و بیمه زنان خانه دار از جمله مهمترین اولویت های من در دولت آینده خواهد بود.
تاکید می کنم که حق آموزش در کلیه سطوح از جمله بدیهی ترین حقوق همه شهروندان است.
سهمیه بندی ها و بومی گزینی ناعادلانه منجر به تضییع حق بدیهی نیمی از جامعه و جمع کثیری از دختران نخبه می شود. به نظرم مسئولان کشور باید برای بی انگیزگی پسران راهکار دیگری بیندیشند و در آینده به جای محروم کردن جمع کثیری از دختران و زنان با استعداد، در فکر اشتغال خیل زنان تحصیلکرده برآیند.
ضمن ابراز تاثر از دستگیری یا ارعاب فعالان زنان به خاطر دفاع از حقوق خود، معتقدم که زنان از طیف های مختلف فکری باید امکان برگزاری تجمع های قانونی و مسالمت آمیز جهت ارائه دیدگاه های خود داشته باشند و بتوانند نشریات خاص خود را در چارچوب قانون اساسی منتشر کنند و چنین رخدادی کمک موثری به درک بهتر حکومت از مطالبات بانوان خواهد داشت.
هر نوع اهانت، تحقیر یا هتک حرمت زنان چه در خانواده و چه در جامعه از نظر اینجانب محکوم است. باید انواع خشونت های خانگی و اجتماعی، قتل های ناموسی، قتل های خانوادگی، فحشا و خودفروشی به طور ریشه ای آسیب شناسی و بررسی شود و برای صیانت از زنان و حل این مشکلات برنامه ریزی همه جانبه شود.
برنامه ریزی و تلاش جهت حل مشکلات زنان در زمینه های بهداشت، ورزش، آموزش، تفریح، حمایت از زنان سرپرست خانواده و بدون سرپرست با ارائه طرح جامع توانمندسازی آنها، تدوین برنامه های مناسب برای اشتغالزایی زنان، تهیه طرح های حمایتی مناسب جهت حمایت از زنان سالمند، معلول یا مبتلا به بیماری های خاص، توانمندسازی و افزایش بهره وری زنان عشایر و روستایی، ایجاد فرصت های شغلی در بخش کشاورزی، صنعت، خدمات و تقویت مهارت های آنان با انواع آموزش های حرفه ای، از جمله دیگر سر فصل های برنامه های من در رابطه با زنان در دوران ریاست جمهوری است.
از مسائل مهمی که در مجلس ششم تصویب ولی در شورای نگهبان رد و فعلا در مجمع تشخیص مصلحت نظام، متوقف مانده است، کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان است. پذیرش مشروط کنوانسیون با حق تحفظ عدم مغایرت با شرع و قانون اساسی در کنار اصلاح قوانین متناسب با شرایط روز جامعه، می تواند به اصلاح بسیاری از رویه های جاری کمک کند.
بدون تردید اگر تاکنون حقوق زنان را با ارائه طرح ها و لوایح کارآمد تامین نموده بودیم، چهره زن ایرانی در دنیا مخدوش ترسیم نمی شد.
به هر تقدیر، ایران به عنوان عضوی از نظام بین المللی، نمی تواند و نباید به خاطر برخی سوءتدبیرها، به ویژه در رابطه با مسئله زنان از جامعه جهانی منزوی باقی بماند.
در پایان بر این باورم که زن ایرانی شایسته شان و منزلتی بیش از آن است که تاکنون از آن برخوردار بوده است. علی رغم اینکه مسئله زنان یکی از سرفصل های ۳۵ گانه برنامه من در اداره کشور محسوب می شود که جداگانه تقدیم خواهد شد، اما به لحاظ اهمیت مسئله زنان، شرح تفصیلی تری از نگاه خود را به این موضوع تقدیم به دختران جوان و بانوان محترم داشتم و امیدوارم که در ایضاح مسئله کمک نموده باشد.

مهدی کروبی
چهارشنبه، ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸




--
سبز مي مانيم، تا هميشه

متن کامل رنجنامه حمزه کرمی به دادستان کل کشور

متن کامل رنجنامه حمزه کرمی به دادستان کل کشور

جرس:حمزه کرمی در رنجنامه خود به بیان شکنجه های روحی و جسمی در زندان پرداخته و خواستار تشکیل یک دادگاه غیرسیاسی برای رسیدگی به اتهاماتش شده است. کرمی در این نامه به فشار و شکنجه برای اخذ اعتراف به رابطه با نوامیس و خویشاوندان رهبران جنبش سبز اشاره می کند.   جرس چندی پیش اقدام به انتشار خبر نامه حمزه کرمی کرد که واکنشهای زیادی به همراه داشت. در آن خبر تصریح شده بود که هاشمی رفسنجانی نامه را شخصا نزد آقای خامنه ای می برد و به او می گوید این نامه را به دفتر شما ندادم، مبادا در پیچ و خم نامه های اداری فراموش شود، می خواهم شخصا برایتان بخوانم تا مبادا اگر به دستتان بدهم فراموشش کنید یا بدست یکی از کارگزاران بیت بدهید و به سرنوشت دیگر نامه ها دچار شود. وی تمام مفاد نامه پنج صفحه ای حمزه کرمی را برای رهبر جمهوری اسلامی می خواند و بعد از آقای خامنه ای می پرسد باز هم می گوئید اعترافهای یک سال اخیر زیر شکنجه اخذ نشده است!؟ .

کرمی که در دادگاه بدوی به شانزده سال زندان محکوم شده بود ،با ارائه لایحه تجدید نظرخواهی ،تمامی اعترافات خود را در بازجویی ها و دادگاه اولیه تکذیب و اظهار کرده است که تمامی این اعترافات تحت فشارهای شدید از او اخذ شده و فاقد هرگونه ارزش حقوقی و اخلاقی است.شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر تهران، حمزه کرمی را به ۱۱ سال حبس قطعی و انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم کرد.کرمی از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، به ۱۶ سال حبس و انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم شده بود که دادگاه تجدید‌نظر، پنج سال از این حکم را کاهش داد.کرمی از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۴، فرماندار ورامین و از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۰، مدیرکل سیاسی دفتر رئیس جمهوری در دولت‌های اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی بود.  وی در جریان انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری، مسئول ستاد مطبوعات هاشمی رفسنجانی بود و در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، مدیریت وب‌سایت جمهوریت را بر عهده داشت.کرمی در این نامه به فشار و شکنجه برای اخذ اعتراف به رابطه با نوامیس و خویشاوندان رهبران جنبش سبز اشاره می کند.  به گزارش تحول سبز، متن کامل این نامه به شرح زیر می باشد:
 

بسمه تعالی

حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای محسنی اژه ایدادستان محترم کل کشور  با سلام و احترام و آرزوی توفیقات الهی ، پیور مذاکرات حضوری بدین وسیله توضیحاتی را در مورد نحوه بازداشت و بازجویی ها و سایر مسائل مربوط به پرونده ام به استحضار می رساند:

اینجانب در تاریخ ۸۸/۰۳/۲۷ در حالیکه در منزل دخترم در حال استراحت بوده نزدیک ساعت یک نصف شب بطور فجیعی با محاصره کل منطقه از سوی نیروهای امنیتی و شکستن درورودی ساختمان و وارد شدن به آپارتمان دخترم با کفش و بدون ارائه حکم و بد اخلاقی و فحاشی به دختر و داماد و همسرم دستگیر نموده و به بند ۲۰۹ و سپس به بند ۲۴۰ زندان اوین منتقل نمودند.

۱۳۸ روز یعنی چهارماه و نیم در انفرادی بسر بردم . بازجویی ها از همان ابتدا با کتک و سیلی و مشت و لگد آغاز شد. از ابتدا ۷ نفر بازجوی من بودند. چهار نفر از آنان پس از یکی دوماه دیگر نیامدند، اما دو یا سه نفر از آن‌ها تا مراحل پایانی پرونده این‌جانب بازجویی می نمودند.  در طول مدت بازجویی پانزده بار در حین بازجویی یا پس از آن بیهوش شدم. بازجویی ها همرا با فشار های روحی و جسمی بود که بخشی از آن به شرح زیر به استحضار میرساند:

- از جمله فشارهای روحی تهدید بنده به اعدام و مرگ بود که هر روز بازجوی بنده مرا بخاطر همکاری با هاشمی ها مستحق مرگ می دانست و نوید آنرا می داد. مسأله دیگر تهدید به تجاوز و همچنین تهدید به استعمال بطری توسط بازجو ها بود. یا تهدید به ارسال و اعزام بنده به بندهای عمومی مخوف که افراد خلاف در آن سپری میکنند و ظاهراً حسب گفته بازجوها در آن بند ها به افراد جدید الورود تجاوز جنسی می نمایند.
 

- تهدید به اینکه همسر و دختر و دامادم را به دلیل پیگیری مسائل مزبور به بازداشت و زندانی شدن بنده دستگیر می نمایند. یک روز صدای خانمی از فاصله چند سلول آن طرف تر حین بازجویی می‌آمد که در حال گریه و زاری بود و بازجویم اعلام کرد که این صدای دختر شما زینب است که دارد شکنجه می‌شود و من با شنیدن این خبر دنیا بر سرم خراب شد. زیرا دخترم فرزندی خردسال دارد و تا یکماه به لحاظ روحی و روانی به هم ریخته بودم. زیرا وقتی بنده را تهدید به تجاوز و … می نمودند با دختری جوان چه می کردند!؟ از طرفی نگران فرزند دخترم بودم که بدون مادر چگونه سپری می نماید. تا این‌ها پس از یک ماه تماس تلفنی با منزلم داشتم و متوجه شدم بازجویم دروغ می گفته و دخترم دستگیر نشده است.
  
- اصرار بازجویم با فحش و کتک کاری مخصوص خود مبنی بر اینکه اعتراف کنم با کلیه خانم‌هایی که ایام انتخابات با بنده تماس داشته‌اند رابطه داشته‌ام ، از جمله خانم ……. که بابت پیگیری صحت مدرک……. با من تماس داشت و یا خانم‌ها فائزه و فاطمه هاشمی و ..

  - تفتیش مسائل شخصی و خصوصی همراه با فشار و شکنجه، آن‌ها هر از گاهی اعلام میکردند فلان خانم خبرنگار که دستگیر شده است اعتراف کرده که با تو رابطه داشته است و بدین صورت مرا شکنجه روحی میکردند. از نظر بازجو ها بنده با زمین و زمان رابطه داشته‌ام مگر خلاف آن ثابت شود .

  - آن‌ها اعلام کردند اگر روز دادگاه من متن مورد نظر بازجوها را نخوانم خانمی در جلسه علنی دادگاه بلند خواهد شد و علیه تو در دادگاه افشاگری خواهد کرد که تو با او رابطه داشته‌ای و غیره !! بدین صورت آن‌ها مرا مجبور کردند بخاطر حفظ آبروی خانوادگی ام متن مورد نظرشان را در دادگاه بخوانم و بلافاصله آنرا که علیه مهدی هاشمی و خودم تنظیم شده بود، از تلویزیون پخش کردند. در حالیکه بعد ها شنیدم که مقام معظم رهبری با پخش دادگاه ها از صدا و سیما موافق نبودند.

  - ……………. متن مورد اشاره حاوی مشکلات زیادی بود زیرا در آن علیه دیگران اقاریری وجود داشت که بعد ها فهمیدم مقام معظم رهبری در خطبه عید فطر اعلام کرده‌اند پخش اعترافات علیه دیگران در دادگاه غیر شرعی و عیر نافذ است. در حالیکه اعترافات علیه دیگران بر اساس اصرار بازجویان صورت می‌گرفت. حداقل در مورد خود بنده این مطالب کاملاً صادق است.

  - اصرار بازجوها به تک نویسی علیه دیگران. آن‌ها از این‌جانب علیه دیگران تک نویس می خواستند و وقتی من نمینوشتم کتکم می زدند. می نوشتم باز هم کتکم میزدند که تو نوشته‌ای ولی همه‌اش را ننوشته ای! و با اعصاب و روان من بازی می کردند.

  - از جمله کارهایی که بازجوها میکردند نگهداری این‌جانب در کنار دیوار بصورت ایستاده تا ساعت‌های متمادی بود. کتک کاری ، زدن با سیلی، پس گردنی، لگد و مشت به شکم و سایر اعضای بدنم به طوری که بنده در دو مرحله دچار خون ریزی شدم و چندین روز خون ریزی ادامه داشت. در آن ایام هر چه اصرار می‌کردم مرا به پزشک و دکتر نشان بدهند تا معاینه کنند آن‌ها به بهانه اینکه بند ۲۴۰ پزشک ندارد ( آنموقع بند ۲۴۰ فاقد پزشک و بهداری بود و بیماران را برای معاینه به یند ۲۰۹ می بردند) از رسیدگی پزشکی طفره می رفتند.

  - بازجوها سناریویی نوشته بودند و حسب سناریوی آن‌ها بنده باید در مورد مسائل بهینه سازی مصرف سوخت علیه هاشمی و خودم اقرار می نمودم و این کار را با شکنجه از من طلب می کردند. یکی از بازجویان بارها گلوی مرا می فشرد، در حدی که بیهوش میشدم و با کتک و لگد مرا شکنجه می نمود.

  - فرو کردن سرم در چاه توالت و آزار جنسی و روحی در این زمینه.

  - محروم کردن بنده از داشتن وکیل و سایر حقوق قانونی در مرحله اول دادگاه و تجدید نظر و دخالت آن‌ها در متن ها و پاسخ‌ها یی که به دادگاه می نوشتم. زیرا در موقع صدور حکم بنده هنوز در ۲۴۰ زندانی بودم. اتهام داشتن انحرافات اخلاقی توسط وکیلم آقای علیزاده طباطبایی مبنی بر اینکه وی دچار انحرافات اخلاقی است! و اعلام اینکه او دچار انحرافات جنسی و مانع شدن از پذیرش وکالت بنده توسط نامبرده و هر وکیل دیگر.

  - جلوگیری از کارشناسی شدن ادعاهای مالی علیه بنده و مهدی هاشمی توسط دادگاه اولیه و تجدید نظر و صدور حکم ناروا در این زمینه.

  - جنگ روانی با بنده و اعزام افراد متفاوت به درب سلول من و سئوال اینکه بازجوی شما کیست؟ که نقش همه آن‌ها ترساندن بنده از بازجوی وحشی و بیرحمی که دارم بود که مسائل از این بخش بسیار مفصل است.

  - توهین و تحقیر بنده نزد همبندان و دوستانم که در سلولهای دیگر بودند و توهین و تحقیر آن‌ها نزد بنده و شکستن و خرد کردن شخصیت و غرور بنده و سایرین.

  - توهین و تحقیر و اتهام بستن به همسرم و دخترانم که بسیار مرا عذاب می‌داد و شرح مفصلی دارد که در این نامه نمی گنجد.

  - کتک کاری بنده در نزد دیگران و کتک کاری دیگران در نزد من.

  - دادن فحش های رکیک و ناموسی و عدم توجه آن‌ها به سوابق و شخصیت این‌جانب ، به هر حال بنده شش سال از فرماندهان دفاع مقدس و جنگ بوده‌ام و رئیس ستاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استان تهران (‌منطقه ۱۰ ) و همچنین حدود شش سال فرماندار شهرستان ورامین و هفت سال مدیر کل سیاسی دفتر رئیس جمهوری در زمان آقایان هاشمی و خاتمی بودم . مدتی نیز مشاور سیاسی نهاد ریاست جمهوری را بر عهده داشتم. آن‌ها بدون توجه به سوابق و خدمات بنده بسیار سخیف و بی ادبانه و رفتار می کردند.

  - نگهداری طولانی مدت بنده در انفرادی ۱۳۸ روز در ۲۴۰ و در مرحله دوم نگهداری بنده به مدت ۱۰۰ روز به اتفاق یکی دیگر از متهمان بدون هر گرونه بازجویی. در مجموع ۸ ماه از دوران بنده در ۲۴۰ بوده‌ام که چهار ماه نیم آن انفرادی بود.

- تحقیر نمودن بنده در نزد فرزندان و همسرم و طرح اینکه اگر شما بدانید چه پدر و یا همسر فاسدی دارید ، یک روز هم با او زندگی نمی کنید! به هر روش در جهت ایجاد اختلاف و بدبینی خانوادگی که کاری غیر شرعی و انسانی است.
  
- اتهام بستن و دروغ گفتن در مورد خانواده‌ام و اینکه ما می‌خواهیم تو را آزاد کنیم آما آن‌ها با بی بی سی مصاحبه کرده‌اند و نمی‌گذارند تو را آزاد کنیم ، این در حالی است که تا کنون خانواده بنده حتی با رسانه‌های داخلی هم مصاحبه نکرده اند چه رسد به رسانه‌های خارجی و بی بی سی.

- شکنجه روحی من از طریق بردن بنده به سلول دیگران و افرادی که در حال بازجویی بودند ، از جمله آقای سید علیرضا بهشتی فرزند شهید بهشتی ، الویری ، ابو طالبی، هدایت الله آقایی ، محمد رضا نوربخش و … که باعث آزار روحی و روانی من می شد.
  
- تحقیر بنده از طریق تراشیدن ریشم و نگهداری سیبیل هایم و تشبیه کردن بنده به هنرپیشه های فیلم‌های سینمایی خارجی و خندیدن و تحقیر کردن دسته‌جمعی.

  - تهدید کردن خانواده‌ام در حین مکالمه با خانوده ام و دخالت هایی که در حین تماسها و تهدید آن‌ها به دستگیری و غیره.

  - قطع کردن مکرر تلفن هایم در حین تماس با خانواده و شکنجه روحی به خودم و خانواده‌ام.

  - فحاشی های بسیاری که از بیان آن‌ها شرم دارم.

  - اعلام اینکه هاشمی منتظری دوم است و تو هم سید مهدی هاشمی هستی و باید اعدام شوی و وعده اعدام هاشمی به دستور مقام معظم رهبری !!

  - ایراد تهمت بر انداز و ضد انقلاب به بنده در حالیکه از همه آن‌ها، سابقه حضورم در جبهه و دفاع مقدس و صحنه‌های انقلاب اسلامی بیشتر بوده ولی آن‌ها میراث خواران خود را محرم انقلاب کرده بودند و دیگران و بنده را نامحرم و ضد انقلاب می نامیدند.

  - آن‌ها نیروهای خودسری بودند، بنده را تهدید به مرگ می کردند حتی اگر دادگاه در مورد من حکم اعدام صادر نکند! اعلام میدارم خود و خانواده‌ام از دست آن‌ها امنیت نداریم ، آن‌ها اعلام کردند اگر روزی آزاد شوی ما تو را از بین می بریم ! زیرا از نظر آن‌ها بنده مفسد فی الارض هستم.

  - و اما داستان بازجویی ها هم تاثر برانگیز است، که در این مجال نمی گنجد، آن‌ها در برابر فشارهایشان با قسم دادن به خدا و پیامبر از سوی این‌جانب رو برو میشدند ولی در کمال تعجب آن‌ها مقدسات را مسخره میکردند و از توهین به مقدسات ابایی نداشتند.

- موضوع مهم بعدی اعترافات بنده بود که آن‌ها با زور اعتراف میگرفتند و با کتک و فخاشی، اعترافات چندین مرحله بود، همراه با نوشتن اقاریر و تهیه فیلم.
  
- توهین های آن‌ها به خانواده بسیار تاثربرانگیز بود، زیرا وقتی همسر آقای هاشمی به همسر و دخترانم تعارف کرده بودند که به اتفاق آن‌ها برای نیمه شعبان به مشهد بروند، بازجوها توهین می کردند که پسران هاشمی …. قصد سو ء به خانواده ات دارند!

  - در تمام دورانی که بنده در ۲۴۰ بودم در انفرادی که چهار ماه نیم طول کشید، آن‌ها مرا از دیدن پزشک محروم کردند، در حالیکه بنده بیماری قلبی دارم و از گذشته تحت نظر پزشک بودم ، بیش از پانزده بار در مدت زندان در حین بازجویی ها و پس از آن بی‌هوش شدم که محل تأمل جدی است.

  در خصوص اثبات ادعاهای خودم برای رسیدن به حقیقت می توانیم مطالب ذکر شده را با بازجوهایم رو در رو کنم و یا از سایر متهمان که بعضا مثل من اذیت و آزار دیده اند کمک بگیرم و آن‌ها را معرفی کنم که رویه بازجوها مشخص شود. هر چند معتقدم هیچ‌کس را به اندازه بنده مورد فشار قرار ندادند، زیرا آن‌ها با آقای هاشمی رفسنحانی عداوت داشتند و بنده بدلیل ارتباطم با آقای هاشمی مورد فشار و شکنجه شدید آقایان بودم .

  در مورد اتهامات خود، پیشنهاد دارم ، کار کارشناسی صورت پذیرد.

بخش مالی که ده سال حکم برایم صادر کرده‌اند فاقد کارشناسی رسمی است و هیچ کارشناسی مالی آنرا تائید نکرده مگر با فشار و تهدید از افراد اقرار گرفته‌اند و اقاریری که زیر فشار و شکنجه بدست بیاید ارزشی ندارد!
  
تشکیل یک دادگاه غیر سیاسی و اعمال ماده ۱۸ در مورد بنده و سایر متهمین مرتبط با پرونده بنده تقاضای اصلی حقیر است که امیدوارم با آن موافقت فرموده و در محیطی حقوقی و قانونی به پرونده بنده رسیدگی شوند و نه در محیطی سیاسی و با پیش‌داوری‌های آنچنانی.

  اینک که این نامه را بحضور عالی مرقوم می دارم ، چند روزی است که از سی سی یو خارج شده‌ام و هنوز معالجاتم به پایان نرسیده ، گاهی بیهوش می شوم، بدلیل کابوس های شبانه !

 پزشکان به لحاظ روحی نگران وضعیت حقیر هستند لذا خواهشمند است دستور فرمائید تا بهبودی کامل با مرخصی این‌جانب موافقت گردد، زیرا محیط زندان برایم نگران کننده و استرس آور است.

  ضمناً مدارک پزشکی که اخیراً در سی سی یو و بیمارستان بودم و نظرات پزشکان و همچنین لایجه دفاعیه وکیلم که برای تجدید نظر نوشته و هیچ گاه مطالعه نشد، به ضمیمه تقدیم می گردد.

 

حمزه کرمی
۸۹/۵/۱۱

برای دیدن تصاویر در سایز اصلی روی آنها کلیک نمائید




--
سبز مي مانيم، تا هميشه
هیجدهم تیر یاد آورد سالگرد حمله به کوی دانشگاههمواره زنده است

Thursday, August 12, 2010

شنود جلسات؛ واترگیت به سبک ایرانی

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via جنبش راه سبز - همه گزارش‌ها by جنبش راه سبز on 8/12/10

نیلوفر زارع
جرس: شنود جلسات گروه ها و چهره های  اصلاح طلب در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته تنها یکی از فعالیت های غیرقانونی و خرابکارانه ای است که سردار مشفق از مسوولین ارشد اطلاعاتی قرارگاه ثارالله سپاه بدان اذعان کرده است. او در سخنرانی خود سربازان گمنام امام زمان را مجری شنود این مکالمات معرفی کرده است. عنوانی که در ادبیات رسمی مقام های جمهوری اسلامی معمولا درباره پرسنل وزارت اطلاعات به کار می رود. پیش از افشای سخنان او نیز بسیاری از معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری اطمینان داشتند که پروژه کودتای انتخابات با هماهنگی مقام ها و نهادهای ارشد حکومت انجام شده اما سخنرانی سردار مشفق سندی مهم برای اثبات موضع اصلاح طلبان مبنی بر تقلب سازمان یافته در انتخابات است. تقلبی که با سرکوب بی سابقه احزاب اصلاح طلب،روزنامه نگاران و نهادهای مدنی از فردای انتخابات توام شد و بعد از گذشت بیش از یک سال هنوز از ابعاد آن کاسته نشده است.

 آمران این کودتا که برخی از ارشدترین نیروهای حکومت را شامل می شوند به دلیل برخورداری از مصونیت آهنین در حاشیه امن قرار گرفته اند اما برخی از تئوریسین ها و مجریان این پروژه هنوز حتی از تاریکخانه ها بیرون نیامده اند. در این میان افشای نوار سخنرانی سردار مشفق که حاوی اعتراف به ده ها فقره فعالیت غیرقانونی در روند برگزاری انتخابات است سندی محکم به دست اصلاح طلبان داده تا بر حقانیت موضع خود مبنی بر تقلب در انتخابات ریاست جمهوری پافشاری کنند. شکایت اخیر هفت چهره سرشناس اصلاح طلب از سردار مشفق و نهاد نظامی- اطلاعاتی متبوع وی نیز در همین راستا انجام شده است. به جهت اهمیت این شکایت نامه، "جرس "طی سلسله گزارش هایی به بررسی محورهای آن پرداخته و با واکاوی اهداف و انگیزه های سناریست های تقلب، زمینه های شکل گیری کودتای انتخاباتی را تشریح خواهد کرد. در  بخش اول این گزارشها، آن بخش از شکایت اصلاح طلبان که مربوط به اختلال در سیستم های مخابراتی در روز انتخابات ریاست جمهوری است مورد بررسی قرار گرفت و در این بخش فعالیت های غیرقانونی برای شنود جلسات اصلاح طلبان و تلاش برای ایجاد اختلاف میان رهبران جنبش سبز مورد بررسی قرار می گیرد.

 

 

دفاع از رسوایی

 

سردار مشفق در سخنرانی خود انواع و اقسام ترفندها برای مهندسی انتخابات را تشریح کرده که یکی از آنها شنود جلسات چهره های اصلاح طلب است. ادعاهای او درباره محتوای جلسات شنود شده، از سوی اصلاح طلبان مورد تکذیب قرار گرفته اما نفس اعتراف به شنود جلسات کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری نه تنها قابل پیگیری که قبول یک رسوایی بزرگ است. رسوایی از جنسی که در سال 1974 وقتی گریبان حزب جمهوری خواه آمریکا را گرفت بزرگترین رسوایی تاریخ سیاسی آن حزب را رقم زد. در ماجرای واترگیت  تعدادی از ماموران اف‌بی‌آی در جریان انتخابات ریاست جمهوری وارد ساختمان هتل واترگیت محل استقرار ستاد انتخاباتی حزب دموکرات شدند و دستگاه‌های شنود کار گذاشتند و سپس اسناد و مدارکی را برای اهداف مختلف به سرقت بردند. زمانی که این اقدم غیر قانونی با پیدا شدن یک نوار کاست توسط یک مامور حراست هتل بطور تصادفی لو رفت ، روزنامه واشنگتن پست از طریق دو تن از روزنامه نگاران خود آن را به اطلاع افکار عمومی رساند. بعدها مشخص شد که چنین اقداماتی قبلا به طور مکرر انجام گرفته بوده‌ و تحقیقات بعدی نشان داد که عمق این گونه فعالیت‌های جاسوسی بسیار گسترده بوده ‌است. ابتدا چنین تصور می‌شد که این قانون شکنی توسط افراد دون‌پایه طراحی و هدایت شده‌است. اما پس از آنکه "ریچارد نیکسون" از تحویل نوارهای ضبط شده به کمیته قضایی مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا خودداری کرد پای رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا  نیز به میان کشیده شد. کنگره تصمیم به استیضاح او گرفت و او در نگرانی از استیضاح به ناچار از سمتش استعفا داد.

 

سخنان سردار مشفق درباره شنود جلسات اصلاح طلبان در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته دقیقا یک نسخه ایرانی از ماجرای واترگیت را به ذهن می آورد با این تفاوت که وقتی در ایالات متحده این ماجرا افشا شد هیچ یک از آمران و عاملان ماجرا حتی جرات اشاره به این رسوایی را نداشتند اما در ایران سردار مشفق با افتخار از فعالیت غیرقانونی شنود جلسات اصلاح طلبان دفاع کرده و این رسوایی را یک برگه افتخار برای جناح حاکم دانسته است. او در بخشی از سخنرانی تازه افشا شده خود توضیح داده که ماموران اطلاعات به طور دائم فعالیت های میرحسین موسوی در روند انتخابات از جمله ملاقات های وی با متقاضیان ملاقات و هوادارانش را کنترل کرده و مواردی را که برای عملیات روانی علیه  ایشان مناسب تشخیص می دادند منتشر می کردند. وی درباره دیدار گروهی از چهره های ملی- مذهبی با میر حسین موسوی گفته است که : ".....به لطف امام زمان و به برکت تلاش سربازان گمنام، خبر این جلسه منتشر شد. ما ظرف 24 ساعت خبر را برای مردم منتشر کردیم تا بگوییم که مردم این( مهندس موسوی) دارد دروغ می گوید و دستش پشت صحنه با جریان رادیکالی است که علیه نظام شمشیر کشیده اند..."

 

در شکایت هفت چهره اصلاح طلب از سردار مشفق و نهاد نظامی- امنیتی متبوع وی سوال هایی کلیدی درباره ماهیت و نیت آمران و مجریان شنود جلسات انتخاباتی اصلاح طلبان طرح شده است. آنها با اشاره به بکارگیری عبارت:" به برکت تلاش سربازان گمنام" گفته اند این عبارت حکایت  از آن دارد که ماموران نظامی - اطلاعاتی برای کسب خبر از ملاقات های مهندس موسوی از ابزار اطلاعاتی استفاده می کردند و از نتیجه کار اطلاعاتی خود برای تبلیغات علیه نامزد رقیب آقای احمدی نژاد بهره می گرفتند. اصلاح طلبان سپس سوال کرده اند که  واقعا با کدام مجوز چنین فعالیت هایی برای تخریب رقیبان آقای احمدی نژاد تدارک دیده شده است؟ کدام قانون و مقررات اجازه می دهد که یک گروه سیاسی و حزبی با استفاده از امکانات نظامی و اطلاعاتی تحت پوشش سازمانی اطلاعاتی به چنین فعالیت غیرقانونی علیه یک کاندیدای قانونی انتخابات ریاست جمهوری دست بزند؟  سلسله مراتب تصمیم گیری برای انجام این اقدامات چه کسانی بوده اند؟ چنین سوال هایی بی پاسخ مانده اند. در عوض پرسش کنندگان که اکنون با قید وثیقه از زندان آزاد هستند خود را آماده بازگشت دوباره به زندان می کنند.

 

در فاصله دو روز پس از انتشار شکایت نامه اصلاح طلبان، "محسن صفایی فراهانی" یکی از هفت امضا کننده این شکایت، از سوی نهادهای امنیتی به زندان فراخوانده شده است. ناظران پیش بینی می کنند که برخی دیگر از امضاکنندگان نیز طی روزهای آینده به زندان بازگردانده شوند. بازگشت شاکیان پرونده سردار مشفق به زندان ثابت می کند که تئوریسین ها و مجریان تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته نقش کلیدی خود برای تداوم بخشیدن به خفقان سیاسی و تسلط بر قوه قضاییه را حفظ کرده اند.

 

سناریوی تکراری، نتیجه تکراری

 

یکی از اهداف همیشگی شنود جلسات اصلاح طلبان از سوی نهادهای اطلاعاتی یافتن سرنخ هایی از اختلاف میان افراد و گروه های اصلاح طلب بوده است. آنها جلسات را شنود می کنند تا نقاط اختلاف را پیدا کنند و بعد با بزرگنمایی اختلافها فضای سوء تفاهم و بدبینی میان طیف گسترده جریان اصلاح طلب را حاکم کنند. سخنانی که سردار مشفق درباره شنود جلسات اصلاح طلبان گفته است نیز دقیقا مبتنی بر همین کارکرد است. او در جای جای سخنرانی اش نقل قول هایی را از زبان چهره های برجسته اصلاح طلب مطرح کرده و مدعی شده که آنها در جلسات درون گروهی خود نسبت به یکدیگر بسیار بدبین و بی رحم هستند. برای مثال او ادعا کرده  نهاد نظامی- اطلاعاتی متبوعش مطالبی که توسط بهزاد نبوی علیه "میرحسین موسوی" و "مهدی کروبی" ابراز شده را  بدست آورده و در اختیار آنان قرار داده است.

 

وی از قول بهزاد نبوی نقل می کند: اگر کروبی نرفت کنار، می رویم مدیریتش را در دوران بنیاد شهید بررسی می کنیم و از دوران بنیاد شهید او فساد اقتصادی پیدا می کنیم و بزرگش می کنیم و مطرح می کنیم تا خودش برود کنار. اگر هم پیدا نکردیم یک فساد برایش می سازیم...... در ارتباط با میرحسین هم ... اگر میرحسین کنار نرفت عکس خانمش را که قبل از انقلاب بی حجاب است منتشر می کنیم و به گوشش می رسانیم که اگر نروی کنار ما منتشر می کنیم."  هفت اصلاح طلبی که از سردار مشفق شکایت کرده اند تمام نقل های  ادعایی این سردار سپاه را کذب محض خوانده اند اما در نظر آنان نکته مهم آن است که سخنران اعتراف کرده "از این قصه به اصطلاح مستند به اقدامات اطلاعاتی، برای ایجاد اختلاف میان اصلاح طلبان استفاده شده است." آنها بر همین اساس این پرسش را پیش کشیده اند که یک گروه نظامی – اطلاعاتی چه اختیاراتی دارد که با استفاده از موقعیت و امکانات خود دست به چنین بازی های سیاسی غیرقانونی و غیراخلاقی، براساس مطالب کذب، علیه رقیبان یک نامزد انتخاباتی بزند؟  اصلاح طلبان همچنین خواهان پاسخ حکومت به این سوال شده اند و گفته اند که "اگر این اقدامات در چارچوب یک برنامه از پیش طراحی شده برای شکست رقبای آقای احمدی نژاد توسط این نهاد نظامی- اطلاعاتی تعریف نشود چگونه می توان آنرا توجیه کرد؟"

 

با این حال شکست های پیاپی تاکتیک اختلاف افکنی میان رهبران و گروه های حامی جنبش سبز نهادهای امنیتی حکومت را متقاعد به کنار گذاشتن این تاکتیک نکرده است.این نهادها پس از انتخابات ریاست جمهوری بارها و بارها به تلاش برای شکاف میان اصلاح طلبان دست زده اند و تا جایی پیش رفته اند که حتی مدعی تنش سیاسی و خانوادگی میرحسین موسوی و "زهرا رهنورد" شده اند. از آنجا که ادعاهای آنها پیرامون اختلاف رهبران جنبش سبز به طور کامل عاری از حقیقت است کوچکترین کمکی به پیشبرد پروژه جنگ روانی حکومت علیه اصلاح طلبان نخواهد کرد. موفقیت سناریوهای جنگ روانی در گرو برخورداری سناریست های آن از هوشمندی و تسلط بر زمین بازی است. ویژگی هایی که سناریست های کنونی حکومت ظاهرا از آن بی بهره اند.

 

آنها هراز چندگاهی سخنانی از قول رهبران جنبش نقل می کنند یا دست به کار دادن اخباری می شوند که بلافاصله مورد تکذیب قرار می گیرد. در صورتی که اگر تئوریسین های جنگ روانی حکومت در کار خود خبره بودند اخبار و اطلاعات آنها باید برای مدتی اصلاح طلبان را سرگرم می کرد و فضای بدبینی را میان آنها حکم فرما می ساخت. این که اکنون رهبران جنبش سبز در داخل حداکثر همسویی را با یکدیگر دارند و به رغم همه فشارهای سیاسی و امنیتی طی ماه های پس از انتخابات  بر تنوع طیف های حامی جنبش سبز افزوده شده است روشن ترین دلیل از شکست پروژه های جنگ روانی است. این واقعیتی است که نهادهای امنیتی و اطلاعاتی حکومت حاضر به پذیرفتن آن نیستند.

 

ادامه دارد

 


 
 

Things you can do from here:

 
 

پریسا صفایی: از پدرم خواستند بگوید ما شکایتی نداشتیم و نامه را نخوانده امضاء...

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via جنبش راه سبز - همه گزارش‌ها by جنبش راه سبز on 8/12/10

مژگان مدرس علوم
جرس: در پی شکایت نامه هفت چهره برجسته اصلاح طلب کشور  از  سپاه پاسداران، محسن صفایی فراهانی یکی از امضاء کنندگان این شکایت نامه به زندان اوین برگردانده شد.

 

طی روزهای گذشته محسن امین زاده، مصطفی تاج زاده، عبداله رمضان زاده، فیض الله عرب سرخی، محسن صفایی فراهانی، محسن میردامادی، بهـزاد نبـوی در شکایتنامه ای  به اظهارات فردی موسوم به "سردار مشفق " اشاره کرده و آن را سند مهمی در جهت روشن شدن مسائل پشت پرده انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث بعد از آن و اقدامات خلاف قانون در جریان انتخابات و پس از آن دانسته بودند.


پس از انتشار مصاحبه محسن صفایی فراهانی در مورد شکایت این هفت تن از یکی از مسئولان سپاه پاسداران، مسئولان قضایی از او خواستند تا خود را به زندان اوین معرفی کند و صفایی فراهانی با تاکید بر اینکه شکایت خود را پس نخواهد گرفت اعلام کرد که به زندان باز خواهد گشت.


به همین مناسبت "جرس" گفتگویی با پریسا دختر آقای صفایی فراهانی انجام داده است که در پی می آید:

 

خانم فراهانی می توانید درباره بازگشت ناگهانی آقای فراهانی به زندان اوین توضیح بدهید؟


علت آن در خصوص نامه ای بود که ایشان به همراه شش تن دیگر از اعضای جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی در مورد سردار مشفق داده بودند. این نامه یک شکواییه بر علیه سردار مشفق و سپاه بود که در این شکایت نامه خواسته بودند به سخنان کذبی که سردار مشفق در مورد این هفت تن زده بودند رسیدگی شود. بعد از این شکایت نامه بود که با آقای فراهانی تماس گرفتند و گفته بودند این شکایت را پس بگیرید که پدر قبول نکردند، به همین علت هم از آقای صفایی خواستند به زندان برگردد. بخاطر اینکه تهمتهایی به آنها زده شده بود که باید مورد رسیدگی قرار می گرفت.


آقای فراهانی در خصوص علت پس نگرفتن شکایت خود توضیحی ندادند؟


این سردار سپاه "تهمت" براندازی به پدر و شش تن دیگر زده بودند و وقتی  این شکایت  منتشر شد انتظار داشتند به این شکایت رسیدگی بشود به علت اینکه این تهمت کاملا "کذب" و سنگینی بود، و اگر این گفته های کذب را می خواستند ثابت کنند در همان زمانی که اینها در زندان بودند ثابت می کردند. و همه می دانند که این افراد هیچ اقدامی برای براندازی نکرده بودند و چنین تهمت سنگینی را نمی توان به این افراد چسباند. با کمال تعجب به جای اینکه به این شکایت رسیدگی شود، از آقای صفایی خواستند که شکایت را پس بگیرند و در حقیقت بگویند ما شکایتی نداشتیم و این نامه را نخوانده امضاء کردیم.


آیا اطلاع دارید از چه نهادی با ایشان تماس گرفته شد تا این شکایت را پس بگیرند؟


اینکه چه نهادی بود ما دقیقا اطلاعی نداریم اما ازایشان خواسته شد که اگر این شکواییه را پس نگیرند به زندان اوین برگردند یا اینکه یک نامه ای بنویسند که ما شکایتمان را پس گرفته ایم و یا اینکه این نامه را نخوانده امضاء کردیم و از این قبیل حرفها که اصلا قابل پذیرش نیست.


آیا آقای فراهانی پیش بینی اینگونه برخوردها را زمانی که این شکواییه  منتشر شد، داشتند؟ و واکنش ایشان به اینگونه درخواستها و تهدیدات چه بود؟


پدرم این مسئله را قبول نکردند و خیلی راحت گفتند من حاضر به پس گرفتن شکایت خود نیستم و ترجیح می دهم به زندان برگردم، به جای اینکه حقم ضایع شود. من فکر می کنم ایشان آمادگی این برخوردها را به جای بررسی شکایتشان را داشتند و با توجه به شم سیاسی که دارند در ته ذهنشان این پیش بینی را می کردند که این برخوردها صورت بگیرد.
در واقع حق ایشان ضایع شده است فرض کنید یکی به شما تهمتی بزند و شما شکایتی تنظیم کنید اما به جای رسیدگی از شما بخواهند شکایتتان را پس بگیرید و تهدید هم بشوید که باید به زندان برگردید و چیزهای دیگر. به هر حال پدرم ترجیح داد تا شرافتش حفظ شود و به زندان بازگردد به جای اینکه زیر بار حرفهایی برود که اصلا درست نیست.


واکنش آقای پوربابایی وکیل ایشان به این مسئله چه بود و آیا این مسئله قابل پیگیری است؟


چون مسئولین نمی خواهند که به این شکایت رسیدگی شود و اگر قرار بود حتی این شکایت مورد بررسی قرار بگیرد اینگونه برخورد نمی شد. با وکیل ایشان هم صحبت شد که اقداماتی صورت بگیرد اما کاری نمی شود انجام داد چون مسئولین نمی خواهند که به این شکایت رسیدگی شود. آقای صفایی با مرخصی بیرون از زندان بودند و به هر بهانه ای می توانستند بگویند مرخصی ایشان تمدید نمی شود و باید به زندان بگردند و محکومیت پنج سال زندان خود را که برای ایشان داده بودند بگذراند.


آیا از زمانی که ایشان را به زندان بازگردانند شما اطلاعی از وضعیت ایشان دارید؟


از دیروز که ساعت دو به زندان برگشتند تا الان ما هیچ اطلاعی از وضعیت ایشان نداریم و متاسفانه نمی دانیم در چه وضعیتی هستند. امیدواریم هر چه زودتر بگذارند یک تماس تلفنی با خانواده بگیرد تا از سلامت ایشان مطلع شویم و از نگرانی درآییم علی رغم اینکه به دلیل وضعیت بند 350 تلفن ها قطع می باشد ما امیدواریم ایشان یک تماس تلفنی داشته باشند.


پس ایشان به بند 350 منتقل شده اند؟


طبق گفته های مسئولین قرار این بود که ایشان به بند عمومی 350 برگردند اما اینکه در این میان اتفاق دیگری بیافتد نمی دانیم.


می توانید در خصوص وضعیت روحی آقای فراهانی در زمان بازگشت به زندان اوین توضیح دهید؟


ایشان از روحیه بسیارخوب و "عالی" برخوردار بودند و از ما هم می خواستند تا روحیه امان را حفظ کنیم. هیچ نگرانی و ترسی نداشتند و واقعا برای همه ما نمونه یک انسان "شجاع" است، انسانی که حرفی را می زند، می داند که حرفش "حق" است و تا آخر پای حرفش می ایستد. این برای ما بسیار ارزشمند است و ما هم سعی می کنیم به همان نسبت روحیه محکم و قوی ایشان، روحیه خود را حفظ کنیم اگرچه نبود ایشان برای همه ما سخت است. حتی در آن هفت ماه قبل که تحت بازجویی سختی قرار داشتند و چهار ماه را تحت بدترین شرایط در انفرادی بودند سر حرف و عملکرد خود "محکم" ایستادند. در آن مدت به خاطر روحیه قویی که داشتند توانستند این شرایط سخت را تحمل کنند. پرونده ایشان اینقدر "پاک" است که هیچکس نمی تواند از آن سوء استفاده ای بر علیه ایشان انجام دهد.


واکنش شما و دیگر اعضای خانواده به بازگشت ناگهانی آقای فراهانی چه بود؟


وقتی یک عزیزی که به جز یک عمر "خدمت" به این کشور کاری نکرده را به پشت میله های زندان برگردانند برای همه ما سنگین است. وقتی می بینیم که سالیان زیادی آقای فراهانی خالصانه برای مردم کشورش کار کرد و با یک پرونده سفید و پاکی که دارد به جای قدردانی ازایشان، بی گناه و به خاطر یکسری تهمتهایی که همیشه بوده باید به زندان برگردد، برای ما بسیار سخت است. اما به خاطر اینکه پدرم روحیه بسیار خوبی دارد و از ما هم خواست که روحیه امان را حفظ کنیم ما تلاش می کنیم این روزهای سخت و دشوار را تحمل و طی کنیم. پدرمان برای ما یک "اسطوره" است.


آیا تصور می کردید روز اول ماه مبارک رمضان ایشان به زندان برگردند؟


نخیر، این خبر برای حداقل من یک شوک بود و ما اصلا فکر نمی کردیم یک حکومتی که نام اسلامی بدنبالش است اول ماهی که "مبارک" و حرمتش "واجب" است ایشان را به پشت میله های زندان برگردانند.


در پایان آیا به عنوان خانواده آقای صفایی فراهانی، صحبتی با مسئولین نظام دارید؟


نخیر وقتی به جای رسیدگی به شکایت، اینگونه برخورد می شود دیگر چیزی برای گفتن باقی نمی ماند. ما فقط انتظار داشتیم به شکایت رسیدگی بشود نه اینکه از ایشان بخواهند به زندان برگردند و ما فکر می کنیم این یک حرکت درستی برای یک حکومت نیست.


با تشکر از فرصتی که در اختیار جرس قرار دادید.

 




 
 

Things you can do from here:

 
 

جبهه مشارکت خواستار رسیدگی به پرونده کودتای انتخاباتی در دیوان عالی کشور شد

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via جنبش راه سبز - همه گزارش‌ها by جنبش راه سبز on 8/12/10

جـــرس: جبهه مشارکت، با انتشار نامه ای خطاب به رئیس قوه قضائیه، خواستار آن شد که دیوان عالی کشور مامور رسیدگی به کودتای انتخاباتی سال گذشته شده و آنچه را که سردار مشفق در سخنرانی اخیر خود بر آن صحه گذاشته است، مورد بررسی و رسیدگی قرار دهد. این تشکل اصلاح طلب، با برشمردن آنچه برخی محافل امنیتی – اطلاعاتی در سایه حمایت نظامیان انجام داده اند، خطاب به رئیس دستگاه قضایی خاطرنشان می کند "اگر ریشه موارد رخ داده خشک نشود، هیچ انسان سالم و دلسوزی مجال خدمت پیدا نخواهد کرد و این قوم به هیچکس رحم نخواهند کرد. تا دیر نشده است برای حفظ نظام اقدام کنید. اگربر این کار توانایی ندارید، دامن قوه قضائیه را از این پلشتی بیرون بکشید و پاک کنید. اگر در این حد هم توانایی ندارید بدانید که این شتر بر درگاه شما هم خواهد خوابید پس حداقل به فکر آخرت خود باشید و کناره گیری نمائید."

 


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوروز، متن کامل این نامه، که علاوه بر صادق آملی لاریجانی، به هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام و همچنین علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی ارسال شده، به شرح زیر می باشد:


بسم الله الرحمن الرحیم
آیت الله آقای حاج شیخ صادق لاریجانی
رئیس محترم قوّه قضائّیه


با سلام و احترام
انتشار گسترده نوار سخنرانی سردار مشفق از فرماندهان ارشد قرارگاه ثارالله، پرده از کودتای انتخاباتی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برداشت و صحّت ادّعای رهبران جنبش سبز را در مورد مهندسی این انتخابات به اثبات رساند.


این فرد که بی پروا ، مست از قدرت و جاهلانه از سازماندهی کودتا صحبت می کند صریحا به ارتکاب اعمالی اعتراف می کند که در همه مکاتب سیاسی جهان نامی جز کودتا نمی توان بر آن نهاد.


وی ضمن اعتراف به برنامه ریزی گسترده در ستاد کودتا که جا به جا با اصطلاح "ما " از آن یاد می کند چگونگی اقدامات این ستاد را برای پیروزی بدون قید و شرط و به هر قیمت آقای احمدی نژاد به عنوان نامزد رهبری تشریح می کند و با توضیح اقدامات فرقه خود برای از میدان به در کردن همه، حتی نامزدهای جناح راست، به خوبی نشان می دهد که این ستاد از ماهها قبل از انتخابات ریاست جمهوری کار خود را آغاز کرده بوده است ، و جالب تر آنکه رسما به فعّالیّت ضدّ قانونی خود و دوستانش در انتخابات مجلس هشتم نیز اعتراف می کند.همه این اظهارات مشخص می کند که جریانی انحرافی از سالها قبل در درون حساس ترین نهادهای کشور شکل گرفته است که هدفی جز براندازی نظام جمهوری اسلامی ندارد. عمق فاجعه و اوج انحراف این فرقه نظامی-امنیتی آنجا روشن می شود که جز مقام رهبری هیچکس و هیچ جریانی در جمهوری اسلامی از هر جناحی و حتی شخص امام راحل از هتاکی،دروغ زنی و افترائات این فرقه در امان نمانده است.


این سردار سپاه به صراحت و با افتخار چگونگی سوء استفاده از همه مقدّسات و لگد مال کردن قانون را توضیح می دهد و انجام همه این جرائم را برای تحقق خواست بزرگان و با رضایت و اطلاع آنها اعلام می کند.
اینک قوه قضائیه در آزمونی بزرگ و فیصله بخش قرار گرفته است. یا شجاعانه با این انحراف بزرگ برخورد می کند و جمهوری اسلامی را نجات می دهد و یا خدای ناکرده با اهمال و تحت فشار قدرت حاکم در سقوط همه آرمانهایی که ملت برای آن خون دادند شریک جرم کودتاگران می شود.


آقای لاریجانی!
در برخورد با این انحراف، یک قوه قضاییه مستقل و عدل گستر و خداترس چه باید بکند؟


جبهه مشارکت ایران اسلامی از شما در خواست اقدامات زیر را دارد:
1- اینک که معلوم شده است فردی که به نام رئیس جمهور معرفی شده است در یک فرایند کودتا (و نه فقط تقلب) به این جایگاه رسیده است و هیچ مشروعیّت قانونی و شرعی ندارد. بر شما است تا با احاله موضوع به دیوان عالی کشور، خواستار رسیدگی به این امر شوید.جا دارد همین جا از برادر محترم شما ، رئیس قوه مقننه هم بخواهیم به وظیفه قانونی خود در بررسی صلاحیت این فرد اهتمام کنند.هرچند با این اعتراف بی نقص و شرح دقیق کودتا از زبان کودتا گران خود به خود عزل است.

 

 

2- اینک که یکی از افراد کودتا رسما و علنا خود را معرفی کرده است، بر قوّه قضائیّه است تا با شناسایی همه اعضای ستاد کودتا دست اندر کاران این افتضاح تاریخی را به دست قانون بسپارد.


3- در سخنان این فرد، چگونگی همکاری بخشی از دست اندرکاران قوه قضائیه روشن است. لازم است مشارکت در جرم همه این افرادِ شناخته شده بررسی شود و آنان برای این منظور از سمتهای قضایی تعلیق و به دادسرای انتظامی قضات معرّفی شوند.


4- از آنجا که صریحا اعتراف می شود که همه اقدامات قضایی پس از انتخابات مانند دستگیری ها، بازجوئی ها ، محاکمات و احتمالا صدور احکام در یک سناریوی از قبل طراحی شده به اجرا در آمده است، طبعا هیچیک از این احکام حجیّت نداشته و از درجه اعتبار ساقط است. بر شما است تا با توقف اجرای این احکام سریعا دستور ازادی همه اسیران در بند را صادر کنید.


5- با این اعترافات روشن است تمام الزامات و محدودیتهای سیاسی و اجتماعی که در طول یک سال گذشته به اجرا در آمده است، اقدامات مجرمانه این فرقه بوده است و باید لغو شوند. از جمله آن اقدامات، منع غیر قانونی فعالیت احزاب و تشکلها، توقیف وتعطیلی مطبوعات و تحدید بی سابقه آنها، تعلیق تعداد زیادی از دانشجویان و اساتید دانشگاه ها،تعطیلی اجتماعات (حتی مراسم عروسی و عزا) و در یک کلمه محو همه آزادیهای مدنی مصرح در قانون اساسی و قوانین موضوعه هستند که باید متوقف و بلا اثر شوند.


6- با نهایت تعجب، شاکیان سردار مشفق تحت فشار عجیب نیروهای ستاد فوق الذکر قرار گرفته اند و تهدید به انواع برخوردها می شوند. این نشان می دهد که قوه قضائیه در برابر این کودتاگران، مرعوب و دست بسته است و این امر با آن همه ادعای استقلال تنافی دارد. مردم ایران در انتظار هستند تا یکبار دیگر این ادعا را در بوته آزمایش قرار دهند.


آقای لاریجانی
باور کنید اگر این ریشه خشک نشود هیچ انسان سالم و دلسوزی مجال خدمت پیدا نخواهد کرد ، و این قوم به هیچکس رحم نخواهند کرد.تا دیر نشده است برای حفظ نظام اقدام کنید. اگربر این کار توانایی ندارید، دامن قوه قضائیه را از این پلشتی بیرون بکشید و پاک کنید. اگر در این حد هم توانایی ندارید بدانید که این شتر بر درگاه شما هم خواهد خوابید پس حداقل به فکر آخرت خود باشید و کناره گیری نمائید.


اتّقوا فتنه لا تصیبنّ الّذین ظلموا منکم خاصّه
جبهه مشارکت ایران اسلامی



 
 

Things you can do from here:

 
 

پریسا صفایی فراهانی : از پدرم خواستند بگوید ما شکایتی نداشتیم و ...

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


مژگان مدرس علوم

در پی شکایت نامه هفت چهره برجسته اصلاح طلب کشور از سپاه پاسداران، محسن صفایی فراهانی یکی از امضاء کنندگان این شکایت نامه به زندان اوین برگردانده شد.

طی روزهای گذشته محسن امین زاده، مصطفی تاج زاده، عبداله رمضان زاده، فیض الله عرب سرخی، محسن صفایی فراهانی، محسن میردامادی، بهـزاد نبـوی در شکایتنامه ای به اظهارات فردی موسوم به "سردار مشفق " اشاره کرده و آن را سند مهمی در جهت روشن شدن مسائل پشت پرده انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث بعد از آن و اقدامات خلاف قانون در جریان انتخابات و پس از آن دانسته بودند.

پس از انتشار مصاحبه محسن صفایی فراهانی در مورد شکایت این هفت تن از یکی از مسئولان سپاه پاسداران، مسئولان قضایی از او خواستند تا خود را به زندان اوین معرفی کند و صفایی فراهانی با تاکید بر اینکه شکایت خود را پس نخواهد گرفت اعلام کرد که به زندان باز خواهد گشت.

به همین مناسبت "جرس" گفتگویی با پریسا دختر آقای صفایی فراهانی انجام داده است که در پی می آید:

خانم فراهانی می توانید درباره بازگشت ناگهانی آقای فراهانی به زندان اوین توضیح بدهید؟

علت آن در خصوص نامه ای بود که ایشان به همراه شش تن دیگر از اعضای جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی در مورد سردار مشفق داده بودند. این نامه یک شکواییه بر علیه سردار مشفق و سپاه بود که در این شکایت نامه خواسته بودند به سخنان کذبی که سردار مشفق در مورد این هفت تن زده بودند رسیدگی شود. بعد از این شکایت نامه بود که با آقای فراهانی تماس گرفتند و گفته بودند این شکایت را پس بگیرید که پدر قبول نکردند، به همین علت هم از آقای صفایی خواستند به زندان برگردد. بخاطر اینکه تهمتهایی به آنها زده شده بود که باید مورد رسیدگی قرار می گرفت.

آقای فراهانی در خصوص علت پس نگرفتن شکایت خود توضیحی ندادند؟

این سردار سپاه "تهمت" براندازی به پدر و شش تن دیگر زده بودند و وقتی این شکایت منتشر شد انتظار داشتند به این شکایت رسیدگی بشود به علت اینکه این تهمت کاملا "کذب" و سنگینی بود، و اگر این گفته های کذب را می خواستند ثابت کنند در همان زمانی که اینها در زندان بودند ثابت می کردند. و همه می دانند که این افراد هیچ اقدامی برای براندازی نکرده بودند و چنین تهمت سنگینی را نمی توان به این افراد چسباند. با کمال تعجب به جای اینکه به این شکایت رسیدگی شود، از آقای صفایی خواستند که شکایت را پس بگیرند و در حقیقت بگویند ما شکایتی نداشتیم و این نامه را نخوانده امضاء کردیم.

آیا اطلاع دارید از چه نهادی با ایشان تماس گرفته شد تا این شکایت را پس بگیرند؟

اینکه چه نهادی بود ما دقیقا اطلاعی نداریم اما ازایشان خواسته شد که اگر این شکواییه را پس نگیرند به زندان اوین برگردند یا اینکه یک نامه ای بنویسند که ما شکایتمان را پس گرفته ایم و یا اینکه این نامه را نخوانده امضاء کردیم و از این قبیل حرفها که اصلا قابل پذیرش نیست.

آیا آقای فراهانی پیش بینی اینگونه برخوردها را زمانی که این شکواییه منتشر شد، داشتند؟ و واکنش ایشان به اینگونه درخواستها و تهدیدات چه بود؟

پدرم این مسئله را قبول نکردند و خیلی راحت گفتند من حاضر به پس گرفتن شکایت خود نیستم و ترجیح می دهم به زندان برگردم، به جای اینکه حقم ضایع شود. من فکر می کنم ایشان آمادگی این برخوردها را به جای بررسی شکایتشان را داشتند و با توجه به شم سیاسی که دارند در ته ذهنشان این پیش بینی را می کردند که این برخوردها صورت بگیرد.
در واقع حق ایشان ضایع شده است فرض کنید یکی به شما تهمتی بزند و شما شکایتی تنظیم کنید اما به جای رسیدگی از شما بخواهند شکایتتان را پس بگیرید و تهدید هم بشوید که باید به زندان برگردید و چیزهای دیگر. به هر حال پدرم ترجیح داد تا شرافتش حفظ شود و به زندان بازگردد به جای اینکه زیر بار حرفهایی برود که اصلا درست نیست.

واکنش آقای پوربابایی وکیل ایشان به این مسئله چه بود و آیا این مسئله قابل پیگیری است؟

چون مسئولین نمی خواهند که به این شکایت رسیدگی شود و اگر قرار بود حتی این شکایت مورد بررسی قرار بگیرد اینگونه برخورد نمی شد. با وکیل ایشان هم صحبت شد که اقداماتی صورت بگیرد اما کاری نمی شود انجام داد چون مسئولین نمی خواهند که به این شکایت رسیدگی شود. آقای صفایی با مرخصی بیرون از زندان بودند و به هر بهانه ای می توانستند بگویند مرخصی ایشان تمدید نمی شود و باید به زندان بگردند و محکومیت پنج سال زندان خود را که برای ایشان داده بودند بگذراند.

آیا از زمانی که ایشان را به زندان بازگردانند شما اطلاعی از وضعیت ایشان دارید؟

از دیروز که ساعت دو به زندان برگشتند تا الان ما هیچ اطلاعی از وضعیت ایشان نداریم و متاسفانه نمی دانیم در چه وضعیتی هستند. امیدواریم هر چه زودتر بگذارند یک تماس تلفنی با خانواده بگیرد تا از سلامت ایشان مطلع شویم و از نگرانی درآییم علی رغم اینکه به دلیل وضعیت بند 350 تلفن ها قطع می باشد ما امیدواریم ایشان یک تماس تلفنی داشته باشند.

پس ایشان به بند 350 منتقل شده اند؟

طبق گفته های مسئولین قرار این بود که ایشان به بند عمومی 350 برگردند اما اینکه در این میان اتفاق دیگری بیافتد نمی دانیم.

می توانید در خصوص وضعیت روحی آقای فراهانی در زمان بازگشت به زندان اوین توضیح دهید؟

ایشان از روحیه بسیارخوب و "عالی" برخوردار بودند و از ما هم می خواستند تا روحیه امان را حفظ کنیم. هیچ نگرانی و ترسی نداشتند و واقعا برای همه ما نمونه یک انسان "شجاع" است، انسانی که حرفی را می زند، می داند که حرفش "حق" است و تا آخر پای حرفش می ایستد. این برای ما بسیار ارزشمند است و ما هم سعی می کنیم به همان نسبت روحیه محکم و قوی ایشان، روحیه خود را حفظ کنیم اگرچه نبود ایشان برای همه ما سخت است. حتی در آن هفت ماه قبل که تحت بازجویی سختی قرار داشتند و چهار ماه را تحت بدترین شرایط در انفرادی بودند سر حرف و عملکرد خود "محکم" ایستادند. در آن مدت به خاطر روحیه قویی که داشتند توانستند این شرایط سخت را تحمل کنند. پرونده ایشان اینقدر "پاک" است که هیچکس نمی تواند از آن سوء استفاده ای بر علیه ایشان انجام دهد.

واکنش شما و دیگر اعضای خانواده به بازگشت ناگهانی آقای فراهانی چه بود؟

وقتی یک عزیزی که به جز یک عمر "خدمت" به این کشور کاری نکرده را به پشت میله های زندان برگردانند برای همه ما سنگین است. وقتی می بینیم که سالیان زیادی آقای فراهانی خالصانه برای مردم کشورش کار کرد و با یک پرونده سفید و پاکی که دارد به جای قدردانی ازایشان، بی گناه و به خاطر یکسری تهمتهایی که همیشه بوده باید به زندان برگردد، برای ما بسیار سخت است. اما به خاطر اینکه پدرم روحیه بسیار خوبی دارد و از ما هم خواست که روحیه امان را حفظ کنیم ما تلاش می کنیم این روزهای سخت و دشوار را تحمل و طی کنیم. پدرمان برای ما یک "اسطوره" است.

آیا تصور می کردید روز اول ماه مبارک رمضان ایشان به زندان برگردند؟

نخیر، این خبر برای حداقل من یک شوک بود و ما اصلا فکر نمی کردیم یک حکومتی که نام اسلامی بدنبالش است اول ماهی که "مبارک" و حرمتش "واجب" است ایشان را به پشت میله های زندان برگردانند.

در پایان آیا به عنوان خانواده آقای صفایی فراهانی، صحبتی با مسئولین نظام دارید؟

نخیر وقتی به جای رسیدگی به شکایت، اینگونه برخورد می شود دیگر چیزی برای گفتن باقی نمی ماند. ما فقط انتظار داشتیم به شکایت رسیدگی بشود نه اینکه از ایشان بخواهند به زندان برگردند و ما فکر می کنیم این یک حرکت درستی برای یک حکومت نیست.
 


 
 

Things you can do from here:

 
 

پریسا صفایی فراهانی : از پدرم خواستند بگوید ما شکایتی نداشتیم و ...

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


مژگان مدرس علوم

در پی شکایت نامه هفت چهره برجسته اصلاح طلب کشور از سپاه پاسداران، محسن صفایی فراهانی یکی از امضاء کنندگان این شکایت نامه به زندان اوین برگردانده شد.

طی روزهای گذشته محسن امین زاده، مصطفی تاج زاده، عبداله رمضان زاده، فیض الله عرب سرخی، محسن صفایی فراهانی، محسن میردامادی، بهـزاد نبـوی در شکایتنامه ای به اظهارات فردی موسوم به "سردار مشفق " اشاره کرده و آن را سند مهمی در جهت روشن شدن مسائل پشت پرده انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث بعد از آن و اقدامات خلاف قانون در جریان انتخابات و پس از آن دانسته بودند.

پس از انتشار مصاحبه محسن صفایی فراهانی در مورد شکایت این هفت تن از یکی از مسئولان سپاه پاسداران، مسئولان قضایی از او خواستند تا خود را به زندان اوین معرفی کند و صفایی فراهانی با تاکید بر اینکه شکایت خود را پس نخواهد گرفت اعلام کرد که به زندان باز خواهد گشت.

به همین مناسبت "جرس" گفتگویی با پریسا دختر آقای صفایی فراهانی انجام داده است که در پی می آید:

خانم فراهانی می توانید درباره بازگشت ناگهانی آقای فراهانی به زندان اوین توضیح بدهید؟

علت آن در خصوص نامه ای بود که ایشان به همراه شش تن دیگر از اعضای جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی در مورد سردار مشفق داده بودند. این نامه یک شکواییه بر علیه سردار مشفق و سپاه بود که در این شکایت نامه خواسته بودند به سخنان کذبی که سردار مشفق در مورد این هفت تن زده بودند رسیدگی شود. بعد از این شکایت نامه بود که با آقای فراهانی تماس گرفتند و گفته بودند این شکایت را پس بگیرید که پدر قبول نکردند، به همین علت هم از آقای صفایی خواستند به زندان برگردد. بخاطر اینکه تهمتهایی به آنها زده شده بود که باید مورد رسیدگی قرار می گرفت.

آقای فراهانی در خصوص علت پس نگرفتن شکایت خود توضیحی ندادند؟

این سردار سپاه "تهمت" براندازی به پدر و شش تن دیگر زده بودند و وقتی این شکایت منتشر شد انتظار داشتند به این شکایت رسیدگی بشود به علت اینکه این تهمت کاملا "کذب" و سنگینی بود، و اگر این گفته های کذب را می خواستند ثابت کنند در همان زمانی که اینها در زندان بودند ثابت می کردند. و همه می دانند که این افراد هیچ اقدامی برای براندازی نکرده بودند و چنین تهمت سنگینی را نمی توان به این افراد چسباند. با کمال تعجب به جای اینکه به این شکایت رسیدگی شود، از آقای صفایی خواستند که شکایت را پس بگیرند و در حقیقت بگویند ما شکایتی نداشتیم و این نامه را نخوانده امضاء کردیم.

آیا اطلاع دارید از چه نهادی با ایشان تماس گرفته شد تا این شکایت را پس بگیرند؟

اینکه چه نهادی بود ما دقیقا اطلاعی نداریم اما ازایشان خواسته شد که اگر این شکواییه را پس نگیرند به زندان اوین برگردند یا اینکه یک نامه ای بنویسند که ما شکایتمان را پس گرفته ایم و یا اینکه این نامه را نخوانده امضاء کردیم و از این قبیل حرفها که اصلا قابل پذیرش نیست.

آیا آقای فراهانی پیش بینی اینگونه برخوردها را زمانی که این شکواییه منتشر شد، داشتند؟ و واکنش ایشان به اینگونه درخواستها و تهدیدات چه بود؟

پدرم این مسئله را قبول نکردند و خیلی راحت گفتند من حاضر به پس گرفتن شکایت خود نیستم و ترجیح می دهم به زندان برگردم، به جای اینکه حقم ضایع شود. من فکر می کنم ایشان آمادگی این برخوردها را به جای بررسی شکایتشان را داشتند و با توجه به شم سیاسی که دارند در ته ذهنشان این پیش بینی را می کردند که این برخوردها صورت بگیرد.
در واقع حق ایشان ضایع شده است فرض کنید یکی به شما تهمتی بزند و شما شکایتی تنظیم کنید اما به جای رسیدگی از شما بخواهند شکایتتان را پس بگیرید و تهدید هم بشوید که باید به زندان برگردید و چیزهای دیگر. به هر حال پدرم ترجیح داد تا شرافتش حفظ شود و به زندان بازگردد به جای اینکه زیر بار حرفهایی برود که اصلا درست نیست.

واکنش آقای پوربابایی وکیل ایشان به این مسئله چه بود و آیا این مسئله قابل پیگیری است؟

چون مسئولین نمی خواهند که به این شکایت رسیدگی شود و اگر قرار بود حتی این شکایت مورد بررسی قرار بگیرد اینگونه برخورد نمی شد. با وکیل ایشان هم صحبت شد که اقداماتی صورت بگیرد اما کاری نمی شود انجام داد چون مسئولین نمی خواهند که به این شکایت رسیدگی شود. آقای صفایی با مرخصی بیرون از زندان بودند و به هر بهانه ای می توانستند بگویند مرخصی ایشان تمدید نمی شود و باید به زندان بگردند و محکومیت پنج سال زندان خود را که برای ایشان داده بودند بگذراند.

آیا از زمانی که ایشان را به زندان بازگردانند شما اطلاعی از وضعیت ایشان دارید؟

از دیروز که ساعت دو به زندان برگشتند تا الان ما هیچ اطلاعی از وضعیت ایشان نداریم و متاسفانه نمی دانیم در چه وضعیتی هستند. امیدواریم هر چه زودتر بگذارند یک تماس تلفنی با خانواده بگیرد تا از سلامت ایشان مطلع شویم و از نگرانی درآییم علی رغم اینکه به دلیل وضعیت بند 350 تلفن ها قطع می باشد ما امیدواریم ایشان یک تماس تلفنی داشته باشند.

پس ایشان به بند 350 منتقل شده اند؟

طبق گفته های مسئولین قرار این بود که ایشان به بند عمومی 350 برگردند اما اینکه در این میان اتفاق دیگری بیافتد نمی دانیم.

می توانید در خصوص وضعیت روحی آقای فراهانی در زمان بازگشت به زندان اوین توضیح دهید؟

ایشان از روحیه بسیارخوب و "عالی" برخوردار بودند و از ما هم می خواستند تا روحیه امان را حفظ کنیم. هیچ نگرانی و ترسی نداشتند و واقعا برای همه ما نمونه یک انسان "شجاع" است، انسانی که حرفی را می زند، می داند که حرفش "حق" است و تا آخر پای حرفش می ایستد. این برای ما بسیار ارزشمند است و ما هم سعی می کنیم به همان نسبت روحیه محکم و قوی ایشان، روحیه خود را حفظ کنیم اگرچه نبود ایشان برای همه ما سخت است. حتی در آن هفت ماه قبل که تحت بازجویی سختی قرار داشتند و چهار ماه را تحت بدترین شرایط در انفرادی بودند سر حرف و عملکرد خود "محکم" ایستادند. در آن مدت به خاطر روحیه قویی که داشتند توانستند این شرایط سخت را تحمل کنند. پرونده ایشان اینقدر "پاک" است که هیچکس نمی تواند از آن سوء استفاده ای بر علیه ایشان انجام دهد.

واکنش شما و دیگر اعضای خانواده به بازگشت ناگهانی آقای فراهانی چه بود؟

وقتی یک عزیزی که به جز یک عمر "خدمت" به این کشور کاری نکرده را به پشت میله های زندان برگردانند برای همه ما سنگین است. وقتی می بینیم که سالیان زیادی آقای فراهانی خالصانه برای مردم کشورش کار کرد و با یک پرونده سفید و پاکی که دارد به جای قدردانی ازایشان، بی گناه و به خاطر یکسری تهمتهایی که همیشه بوده باید به زندان برگردد، برای ما بسیار سخت است. اما به خاطر اینکه پدرم روحیه بسیار خوبی دارد و از ما هم خواست که روحیه امان را حفظ کنیم ما تلاش می کنیم این روزهای سخت و دشوار را تحمل و طی کنیم. پدرمان برای ما یک "اسطوره" است.

آیا تصور می کردید روز اول ماه مبارک رمضان ایشان به زندان برگردند؟

نخیر، این خبر برای حداقل من یک شوک بود و ما اصلا فکر نمی کردیم یک حکومتی که نام اسلامی بدنبالش است اول ماهی که "مبارک" و حرمتش "واجب" است ایشان را به پشت میله های زندان برگردانند.

در پایان آیا به عنوان خانواده آقای صفایی فراهانی، صحبتی با مسئولین نظام دارید؟

نخیر وقتی به جای رسیدگی به شکایت، اینگونه برخورد می شود دیگر چیزی برای گفتن باقی نمی ماند. ما فقط انتظار داشتیم به شکایت رسیدگی بشود نه اینکه از ایشان بخواهند به زندان برگردند و ما فکر می کنیم این یک حرکت درستی برای یک حکومت نیست.
 


 
 

Things you can do from here:

 
 

جواب زندانی سياسی محکوم به مرگ علی صارمی به دادستان تهران، فعالين حقوق بشر و دمکراسی

جواب زندانی سياسی محکوم به مرگ علی صارمی به دادستان تهران، فعالين حقوق بشر و دمکراسی


بنام خدا
ولا تحسبنا الذين قتلوا فی سبيل الله أموات بل أحياء عند ربهم يرزقون ...
بار ديگر در روزنامه خواندم که دادستان گفته بود که حکم اعدام شش نفر از هوادارهای مجاهدين خلق تاييد شده است و منتظر اجرا است.
بايد از دادستان پرسيد که مگر اين ۳۱ سال که شما به قدرت رسيده ايد جزء مرگ ،فقر،وحشت و چماق چيز ديگری هم برای اين ملت به ارمغان آورده ايد؟ اگر به دستاورد اين۳۱ سال نگاه کنيم ،اعدام ما ۶ نفر چيز تازه ای نيست. نه چی تازه ای است و نه تعجب بر انگيز بلکه تنها کاری است که از دست شما بر می آيد.

شما مرتجعين زشت نا هنگام مگر جزء مرگ به مردم حاصلی داشته ايد!
شما که اين سان بر اين ملت
تگرگ ذلت و فقر پريشانی و موهومات می داريد
به هوش باشيد که روز انتقام خلق نزديگ است
شب و روز لعنت و نفرين خلق بر گورتون جاری است
مپنداريد که مردم غافلند
از ياد خواهند برد
چماق،زنجير و دشنه و کهريزک
کشتار پی در پی
شخصی پوش و اوباشان
که با دستان باز می تازند بر مردم
اما در قيامت هم
همدم فرعون ،نرون ،چنگيز و ديگر قاتلان خلق تاريخ ساز خواهيد بود
و در دنيا چون مشت گيرند درون کيسه سر بسته ای
دست عدالت می سپارند
و اين ديری نمی پايد
شما داد نا ستانها
شما دادنا ستانهای بد توجيه گر احکام بی مبنای ،بی دادگاه
کجای اين صف انسانيت ،اسلاميت
جا می کنی پيدا
نه، اين ملت دگر با مستبدها عهد نمی بندد
با دروغ حيله و نيرنگ
به لب آوردی جان را
سفره خالی ز نون
سفر خالی ز نان
کودکان بی سرپرست
جامعه را در اعتياد
چشم ها در مال غير
با چه رويی باز حکومت می کنيد
حرف می زنيد
قول ميدهيد
خجلت نمی داريد
شرم هم حدی دارد
والسلام
زندانی سياسی علی صارمی

۱۱ مرداد ۱۳۸۹
انتشار: فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران

کاریکاتور: باز هم دروغ بگو پینوکیو

ابتدا شما را نادیده می گیرند. سپس به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند. آنگاه شما پیروز خواهید شد

(ماهاتما گاندي)

 

کاریکاتور: باز هم دروغ بگو پینوکیو




PINOKIO.jpg


Sunday, August 8, 2010

انتشار سند تازه ای از نقش یک گروه نظامی-اطلاعاتی در انتخابات

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via جنبش راه سبز - همه گزارش‌ها by جنبش راه سبز on 8/7/10

شکایت اعضای مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت تسلیم نهادهای قضایی شد
جرس: هفت فعال سیاسی، شکایت خود را از گروه نظامی– اطلاعاتی و آمران ومباشران تقلب در انتخابات به رئیس قوه قضاییه و سازمان قضایی نیروهای مسلح تسلیم کردند. این نامه به امضای محسن امین زاده، مصطفی تاج زاده، عبداله رمضان زاده، فیض الله عرب سرخی، محسن صفایی فراهانی، محسن میردامادی و بهـزاد نبـوی رسیده است.   

  

این هفت عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت، پس از انتخابات بازداشت و به جرم اقدام علیه امنیت ملی به حبس های طولانی محکوم شده اند. 
 

در بخشی از این نامه آمده است: ما امضاءکنندگان این شکایت، تعدادی از قربانیان پرونده سازی ها و خلاف کاری های گروهی استبداد طلب ا زجمله عده ای از نظامیان قانون شکن، درجریان انتخابات ریاست جمهوری دهم و پس از آن هستیم که از سوی همان گروه دستگیر و متهم به اقدام علیه امنیت کشور شده ایم و بر اساس آن با احکام ظالمانه، به زندان های طویل المدت و محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم گردیده ایم.


در این نامه تاکید شده است: هزینه های تحمیل شده به ما امضاء کنندگان این شکایت کمترین خسارات فعالیت این جریان مداخله گر در انتخابات و نفوذ آنان در نهادهای رسانه ای ، قضایی و انتخاباتی کشور است لذا ما قبل از هرچیز نسبت به استقلال ملی، تمامیت ارضی کشور، آزادی ها و حقوق شهروندی، بنیان های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران احساس نگرانی می کنیم و در مورد خطرات فعالیت و نفوذ چنین جریان خطرناکی در نهادی های مختلف به ویژه نهادهای نظامی و اطلاعاتی کشور هشدار می دهیم . با توجه به مراتب فوق و اعتراف سخنران به جرایم و مداخلات غیر قانونی این گروه نظامی- اطلاعاتی و آمران و مباشران آنها، ما امضاء کنندگان زیر به شرح پیش گفته، شکایت خود را از سردار مشفق، این گروه نظامی – اطلاعاتی و آمران و مباشران آنها به آن مقام محترم تسلیم می کنیم. 
 

در پایان این نامه با اشاره به شکایت محمد خاتمی در مورد تخلفات انتخاباتی برخی از فرماندهان نظامی در سال 1384خاطر نشان شده است: این شکایت با توجه به اظهارات مکرر مقامات عالی نظام مبنی برضرورت پیگیری شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی از طریق مراجع قانونی ذیربط، تقدیم شده است. امیدواریم این اعلام جرم به سرنوشت شکایت جناب آقای خاتمی رئیس جمهور وقت در سال 1384 در مورد تخلفات برخی فرماندهان نظامی در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری دچار نشود؛ شکایتی که اگر مورد رسیدگی قرار می گرفت دیگر شاهد دخالت های مکرر غیر قانونی این گروه از مسئولان نظامی و اطلاعاتی در انتخابات، بویژه انتخابات ریاست جمهوری دهم، حوادث خیابانی ناشی از آن و هزینه های گزاف و غیرقابل جبران آن برای کشور و ملت ایران نبودیم. به باور ما امروز نیز در صورت عدم توجه به این جرایم و عدم رسیدگی به مداخلات غیرقانونی این گروه و آمرین و مباشران آنها درانتخابات ریاست جمهوری دهم، علاوه بر اینکه ابعاد عدم سلامت این انتخابات و علل و عوامل واقعی آن و همچنین علل و عوامل واقعی ایجاد کننده بحران پس از انتخابات روشن نمی شود، درآینده نیز انتخابات قانونی، سالم، آزاد و رقابتی در کشور ما بطور کلی بلاموضوع خواهد شد .


متن کامل این نامه که نسخه ای از آن در اختیار جرس قرار گرفت به شرح زیر است:

 



                                              بسمه تعالی

                                                                                                                              تاریخ: 3/5/1389

ریاست محترم قوه قضائیه

ریاست محترم سازمان قضایی  نیروهای مسلح

       با سلام. ما امضاء کنندگان این شکایت، تعدادی از قربانیان پرونده سازی ها و خلاف کاری های گروهی استبداد طلب ازجمله عده ای از نظامیان قانون شکن، درجریان انتخابات ریاست جمهوری دهم و پس از آن هستیم که از سوی همان گروه دستگیر و متهم به اقدام علیه امنیت کشور شده ایم و بر اساس آن با احکام ظالمانه، به زندان های طویل المدت و محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم گردیده ایم.

    اخیرا سخنرانی سردار مشفق یکی از مسئولین ارشد اطلاعاتی قرارگاه ثارالله که ماه ها قبل در جمع عده ای از روحانیون در مشهد ایراد شده ، منتشر گردیده است . محتوای این سخنرانی که تاکنون از سوی هیچ نهاد حکومتی تکذیب نشده ، سند مهمی در جهت روشن شدن مسائل پشت پرده انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث بعد از آن است. این سند نشان دهنده اقدامات خلاف قانون  گروه استبداد طلب پیش گفته، در جریان انتخابات و پس از آن است. اقداماتی که در افکار عمومی کودتای انتخاباتی نام گرفته است.

    ما با ارائه نسخه ای از این سند ( لوح فشرده صوتی و متن سخنرانی سردار مشفق) و تشریح ابعاد مطرح شده در این سند درباره عملکرد سخنران و همفکران و همراهانش در این دوره و تفکرات خطرناک آنان، نسبت به اقدامات خلاف قانون این گروه مداخله گر در انتخابات اعلام جرم می کنیم. همچنین شکایت خود را نسبت به اکاذیب و اتهامات بی اساس مطرح شده در این سخنرانی، علیه منتقدان و معترضان روند انتخابات ریاست جمهوری دهم از جمله امضاء کنندگان این متن، ارائه می نمائیم.

    این سند که برای توجیه عملیات غیر قانونی برنامه ریزی شده این گروه در دو سال گذشته و تخریب یاران صدیق امام و خدمتگزاران این مرز و بوم ایراد شده،  صریحا پرده از روی مداخلات غیرقانونی این گروه نظامی و اطلاعاتی در جهت پیروز کردن آقای احمدی نژاد در انتخابات دور دهم و جلوگیری از پیروزی نامزدهای دیگر برمی دارد و مقاصد و تدابیر آنان درجهت زمینه سازی برای هرگونه اقدام خلاف قانون از جمله مختل کردن فعالیت نمایندگان نامزدهای رقیب در شعب اخذ رای در سرارسر کشور را روشن کرده و به عبارت مشهور برنامه کودتای انتخاباتی این اقلیت تمامیت خواه، به مدد استفاده از اسلحه ، سایر ابزار های پلیسی و اطلاعاتی و زندان را برملا می کند. سخنران تصویر ذهنی برنامه ریزان کودتا درمورد منتقدان سیاسی وضع موجود و معترضان به انتخابات ریاست جمهوری دهم، ، خطرات ناشی از شکست آقای احمدی نژاد و ضرورت کمک به پیروزی وی را ترسیم و با زبان نقد مخالفان، ابعاد فعالیت عملیاتی - اطلاعاتی دو ساله این جریان را تشریح می کند. در این سخنرانی گوینده ، تقریبا تمام اقدامات مهم پس از انقلاب اسلامی را به جز دوره آقای احمدی نژاد زیر سوال برده، یاران امام خمینی را ، جز رهبری نظام، به "بی دینی"، "جاسوسی"، "فساداخلاق"، "قدرت طلبی" و "براندازی" متهم می کند. این سند نشان دهنده واقعیت های زیر است:

سند نشان می دهد که این گروه پیروزی آقای احمدی نژاد را پیروزی مقام رهبری و شکست وی را شکست ایشان تلقی و با نسبت دادن چنین نظری به مخالفان آقای احمدی نژاد، فعالیت سیاسی مخالفان وی را توطئه علیه رهبری و نظام توصیف می کند و با این توجیه، دخالت های غیر قانونی همه جانبه برای خنثی کردن فعالیت های قانونی رقبای انتخاباتی آقای احمدی نژاد و شکست آنان را وظیفه خود می داند.

طبق این  سند آقای احمدی نژاد نه فقط از همان ابتدا نامزد قطعی این گروه تمامیت خواه بوده، بلکه گروه مذکور از مدت ها قبل از انتخابات ریاست جمهوری و حتی پیش از  قطعی شدن کاندیدای رقیب ( آقای خاتمی و یا آقای موسوی)، تصمیم قطعی خود را برای حذف یا شکست رقبای او اتخاذ کرده بود . این گروه از مراحل آغاز فعالیت های انتخاباتی، نامزدهای رقیب را نه با هویت کاندیدای رسمی انتخابات ریاست جمهوری، بلکه به عنوان "دشمن" تلقی و با بهره گیری از همه ابزارهای اطلاعاتی و نظامی پنهان، به تضعیف، ارعاب، اخلال در فعالیت های قانونی و نهایتا مختل ساختن ابزارهای نظارتی رقبای انتخاباتی اقدام کرده است.

سند نشان می دهد که این گروه قانون ستیز، صحنه رقابت های انتخاباتی را صحنه نبرد با "دشمن" تلقی و براساس تخیلات و توهمات خودساخته، خود را برای عملیاتی تمام عیار آماده کرده و در چنین چارچوبی وارد عمل شده است. سخنرانی سردار مشفق سرشار از ادبیات و استعاره های جنگی، اطلاعاتی و امنیتی است. او از تعابیری چون : لشکر کشی، براندازی، لشکر انسانی، سربازان گمنام، رخنه، اقدام عملیاتی، عملیات سنگین روانی، ضربه نهایی، سلاح و تجهیزات، خاکریز، شناسایی، زمین گیر کردن، اتاق جنگ و......برای توصیف رقبای انتخاباتی آقای احمدی نژاد به عنوان "دشمن" و شیوه مقابله با آنها استفاده می کند. از نظر گوینده پیروزی آقای احمدی نژاد نه یک پیروزی انتخاباتی، بلکه یک پیروزی تمام عیار در مبارزه با "دشمن" است. گوینده که این گروه و همفکران و همراهانش را تنها جریان سیاسی صالح نظام و با قدری فراخ نگری کل نظام تلقی می کند این پیروزی را پیروزی "نظام" می خواند. در این طرز تلقی، ستاد انتخاباتی رقیب، ستاد جنگی و "اتاق جنگ دشمن" ترسیم شده است. گوینده اقدامات غیر قانونی گروه مذکور را برای تخریب ستاد انتخاباتی و امکانات نظارتی رقبا در انتخابات، به عنوان تخریب "اتاق جنگ دشمن" تشریح و به آن افتخار می کند. دراین تعریف هر فعالیت سیاسی رقیب، توطئه "دشمن" و هر کوشش غیر قانونی و خلاف کاری این گروه برای حذف نامزد رقیب و ناکارآمد کردن ستاد انتخاباتی وی وظیفه مقابله با "دشمن" تلقی می شود.

  این سند به صراحت نشان می دهد که طراحان این عملیات نظامی- اطلاعاتی، از ماه ها پیش از انتخابات، فعالیت های اطلاعاتی و امکانات خود را برای کنترل جریان های رقیب آقای احمدی نژاد بکار گرفته اند. سردار مشفق به صراحت درباره چگونگی منصرف کردن رقیبان آقای احمدی نژاد، از نامزد شدن در انتخابات و ارائه "اسناد اطلاعاتی" برای این منظور و همچنین تلاش برای ایجاد اختلاف میان رقبا و مخالفان آقای احمدی نژاد با استفاده از اقدامات اطلاعاتی سخن می گوید. 

  این سند نشان می دهد که گروهی از صاحب منصبان نظامی- اطلاعاتی، به رغم ممنوعیت های قانونی، به عنوان بخشی از یک جناح سیاسی درانتخابات وارد عمل شده اند و نه تنها اکنون از ابراز آن واهمه ای ندارند، بلکه به آن افتخار می کند. سردار مشفق رسما خود و همکارانش را اعضای یک جناح سیاسی معرفی می کند. او نقد جناح "اصول گرا" را نقد درون گروهی جناح خود تلقی و از موضع همفکران سیاسی به آنان نصیحت می کند . 

این مقام نظامی- اطلاعاتی، صراحتا اعتراف می کند که گروه متبوعش به وضوح از ماموریت قانونی و سالم کمیته صیانت از آرای ستاد انتخاباتی آقای میرحسین موسوی  اطلاع داشته و درمورد وظایف این کمیته برای سازماندهی نمایندگان قانونی نامزد در شعب اخذ رای، ابهامی نداشته است. صرفنظر از جوسازی گوینده توضیحات او به خوبی نشان می دهد که این گروه می دانست که ستاد مهندس موسوی قصد داشت با امکانات پیام کوتاه تلفن همراه قابل استفاده برای عموم، نسبت به وضعیت انتخابات اطلاع پیدا کند و از سلامت کار مطمئن شود. این گروه برای جلوگیری از فعالیت قانونی کمیته  مزبور و کسب اطلاع از وضعیت انتخابات از طریق نمایندگان نامزدهای رقیب در شعب اخذ رای ، شبکه پیام کوتاه و همچنین مراکز دریافت پیام های کوتاه مورد نیاز این کمیته را از شب قبل از انتخابات با سوء استفاده از امکانات حکومتی، بکلی مختل نموده و با این اقدام زمینه هرنوع تخلف و تقلب را فراهم کرده است. این سند نشان می دهد که انگیزه ها و مقاصد این گروه نظامی- سیاسی برای اقدام علیه احزاب سیاسی بویژه مجمع روحانیون مبارز، حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، و همچنین شخصیت های اسلامی و سیاسی برجسته ای مانند آقایان: صانعی، هاشمی رفسنجانی، خاتمی، مهندس موسوی، کروبی، موسوی خوئینی ها،سید حسن خمینی و بسیاری که نامشان در این سند آمده؛ لزوما با انتخابات ریاست جمهوری و تحولات پس از آن ارتباط نداشته است. براساس اظهارات صریح این مقام نظامی- اطلاعاتی، همه منتقدان وضع موجود، برانداز و یا فریب خورده فرض شده ، دائما تحت کنترل و تعقیب و مراقبت بوده اند و پرونده سازی علیه آنان ماموریت دائمی نهادهای اطلاعاتی- امنیتی مرتبط با این گروه  بوده است. سند نشان می دهد که این اقلیت افراطی، در مجموع جمهوریت نظام را وجهی نمایشی از ساختار نظام تلقی می کند و به طور کلی میزان را رای ملت نمی داند. این گروه  برخلاف نص صریح قانون اساسی که حق انتخاب کردن و انتخاب شدن را حق همه شهروندان دارای شرایط قانونی می داند، حق رای، حق نامزدی و رقابت انتخاباتی درجمهوری اسلامی را حقی اعطایی از سوی گروه خود که آنرا معادل نظام تلقی کرده است می داند؛ قائل به انتخابات مهندسی شده است و به مدیریت پنهان و پشت صحنه نتیجه انتخابات از جمله انتخابات مجلس شورای اسلامی واقف و معتقد است. این گروه انتخابات را رقابت آزاد میان نامزدهای دارای گرایش ها و برنامه های مختلف که طی آن پیروز انتخابات نظرات و باورها و برنامه های خود را به تایید مردم می رساند و پس از بدست گرفتن مسئولیت آنها را دنبال می کند، نمی داند. گوینده به روشنی گروه متبوع خود را بخش اصلی و ثابت قدرت پشت صحنه نظام تعریف می کند که وظیفه مهندسی انتخابات را به عهده دارد و مخالفان این روش را "دشمنان" و "براندازان نظام" می داند. طبق این سند سردار مشفق با تحریف واقعیت های مسلم، روایت جدیدی از انقلاب اسلامی، دهه اول انقلاب، امام خمینی و یاران ایشان ارائه می دهد. در این روایت همه یاران امام به جز رهبری نظام، عناصری  وابسته و منحرف هستند و امام راحل نیز شخصیتی بازی خورده تصویر می شود که اطرافیان خود را نمی شناخته و تحولات مهمی مثل اشغال سفارت آمریکا ( لانه جاسوسی) و پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد و پایان دادن به جنگ، آلت دست دیگران شده است. به عنوان مثال سخنران اشغال سفارت آمریکا را که امام راحل آنرا انقلاب دوم نامید، اقدامی طراحی شده از سوی افسران اطلاعاتی آمریکا معرفی می کند که از طریق آقای موسوی خوئینی هدایت شده و امام پس از اطلاع از موضوع آنرا مدیریت کرده اند. وی می گوید: "......ما که مسائل پشت پرده را می دانیم و می دانیم این( اشغال سفارت آمریکا ) جزو طراحی های دشمن است. واسطه ها را من امروز وقت ندارم به شما بگویم که با چه واسطه ای اینکار انجام شد.....". در همین چارچوب سخنران برای تخریب منتقدان تک صدایی در کشور ، ملت ایران و امام راحل را در جنگ تحمیلی شکست خورده معرفی می کند تا مسئولیت این شکست را به مسئولان اجرای کشور و جنگ، آقایان هاشمی، موسوی و رضایی نسبت دهد. سند نشان می  دهد که این گروه سلطه طلب گرفتار مصداق روشن گرایش به خشونت و نظامی گری است. این مقام نظامی- اطلاعاتی، ضمن ابراز تاسف از اینکه جنگی در کار نیست، از یک سو  جنگ را نعمت می داند و از سوی دیگر از قصه های تخیلی تحت عنوان جنگ نرم نیز ماموریت های کاملا نظامی، عملیاتی برای گروه خود تعریف و حوزه های دخالت بیشتری را برای آنان طلب می کند. طبق این سند سخنران به روشنی تصریح می کند که این گروه به نام رهبری دست به این اعمال خلاف قانون و خلاف باورهای امام راحل نسبت به ضرورت عدم دخالت قطعی نیروهای مسلح در فعالیت های سیاسی زده است. گوینده به صورت مکرر ادعاهای خود را به هماهنگی با مقام رهبری نسبت داده و به شکلی ادعاهای خود را به مستندات مورد تایید ایشان ارجاع می دهد. در این سند یک مقام نظامی- اطلاعاتی با صراحت جنایات ارتکابی توسط عناصر منحرف اطلاعاتی و نظامی را به منقدان وضع موجود و معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دهم نسبت می دهد، با وجود اعتقاد به چنین روش های مخوفی در میان این گروه، همواره باید نگران بود که اینگونه جنایات و مخدوش کردن حقایق و پنهان کردن هویت واقعی جنایتکاران ادامه یابد. شیوه ای که عناصر منحرف اطلاعاتی و نظامی در جریان قتل های زنجیره ای، رسیدگی به جنایات سعید امامی، ترور آقای سعید حجاریان، وقایع 18 تیر، قتل زهرا کاظمی و شهدای حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری از جمله ندا آقا سلطان، سید علی موسوی و سهراب اعرابی دنبال کردند. این سند به روشنی نشان می دهد که اصلاح طلبان مورد اهانت در این سخنرانی، از آلودگی های متداول حکومت در وضعیت کنونی منزه هستند. زیرا صرف نظر از نادرست بودن روش های اعمالی این گروه مداخله گر در انتخابات و برغم همه تهمت ها و یاوه هایی که در این سخنرانی علیه یاران امام راحل، خدمتگزاران کشور و اصلاح طلبان ابراز شده، است، در گزارش این مقام نظامی- اطلاعاتی هیچ ادعای مستندی علیه نامبردگان وجود ندارد و تلاش این گروه خلافکار و همه جریان های همراهش در عملیات ضد انتخاباتی سال 1388 ، سال ها تعقیب و مراقبت و شنود غیر قانونی شخصیت ها و احزاب سیاسی، بیش از یک سال دستگیری و شکنجه افراد بی گناه از جمله چهره های سیاسی و مطبوعاتی، اعمال روش های امنیتی و نظامی و تحمیل هزینه های سنگین به مردم، کشور و نظام، نهایتا حاصلی جز مجموعه ای هتاکی و بیان ادعاهای بی اساس و دروغ و تهمت علیه افراد بیگناه نداشته است.

 
 

     با عنایت به توضیحات فوق، با توجه به ناشناخته بودن و یا معرفی نشدن تمام عناصر وابسته به این اقلیت  تمامیت خواه ، با استناد به اعترافات صریح سردار مشفق در سند پیوست، نسبت به وی و مسئولان و فرماندهان دخیل دراین اقدامات غیرقانونی درقرارگاه ثار الله، و هر نهاد مرتبط دیگر، با تاکید برموارد ذیل شکایت و اعلام جرم می کنیم و تقاضای رسیدگی داریم: 
 

ایجاد اختلال در فعالیت نمایندگان قانونی نامزد رقیب آقای احمدی نژاد در شعب اخذ رای در انتخابات ریاست جمهوری

     سردار مشفق به تفصیل درباره عملیات گسترده خود و همکارانش در مختل کردن فعالیت قانونی نمایندگان نامزد رقیب در شعب اخذ رای توضیح می دهد. وی در بخشی سخنان خود به صراحت اعتراف کند که: "....به لطف امام زمان.... شب قبل از انتخابات هرسه جا ( منظور شبکه پیام کوتاه و تلفن های محل های دریافت گزارش های ( پیام های کوتاه) نمایندگان آقای موسوی در شعب اخذ رای درباره وضعیت سلامت انتخابات است.) را مختل کردیم...." و تکرار می کند: "......در سیستم انتخابات که خوب به لطف امام زمان قبل از انتخابات یعنی شب قبل از انتخابات بین 8 تا 12 شب هر سه جا شناسایی شد و هر سه جا را مختل کردیم و نگذاشتیم ادامه بدهند......."

این در حالی است که در توضیحات وی روشن است که آنها می دانسته اند هدف از این فعالیت جمع آوری اطلاعات با استفاده از امکانات ساده پیام کوتاه تلفن همراه  از برگزاری صحیح انتخابات از طریق نمایندگان نامزدها در شب اخذ رای بوده است. اقدامی کاملا قانونی و شفاف که ابعاد آن برای همه از جمله بیش از 40هزار نفر نمایندگان آقای موسوی در شعب اخذ رای از روزها قبل روشن بوده است. او می گوید: "...... برای هرکدام از ناظران سر صندوق یک موبایل و یک خط ایرانسل گذاشته بودند در اختیارشان . اینها سر صندوق های رای ساعت به ساعت از طریق برقراری شماره تلفنی با این اس ام اس سنتر اطلاعات صندوق را ساعت به ساعت  منتقل می کردند....... من به عنوان نماینده کاندیدا سرصندوق شماره اس ام اس سنتر را می گرفتم، شماره 1 را می زدم حجم جمعیت سرصندوق را نشان می داد که زیاد است یا کم است. 2 را که می زدم معنی اش این بود که اصول گرا ها در این صندوق رای دارند یا اصلاح طلبان. هرکدام از این عددها تعریفی داشت در این اس ام اس سنتر، اینها می توانستند با اس ام اس سنتر رصد بکنند ساعت به ساعت انتخابات سرتاسر کشور را ........"

در واقع این گروه از شب قبل از برگزاری  انتخابات با سوء استفاده از امکانات دولتی، علاوه برقطع سراسری شبکه پیام کوتاه تلفن همراه برای مختل کردن ارتباطات ساده نمایندگان نامزد در شعب اخذ رای ،400 خط تلفن مراکز کمیته صیانت از آرای ستاد مهندس موسوی را یکطرفه کرد (امکان دریافت خبر تلفنی از نمایندگان کاندیدا در شعب اخذ رای را نیز مختل کرد) و حتی سیم کارت تلفن های همراه بسیاری از مسئولان ستاد مهندس موسوی را سوزاند. با این اقدامات عملا امکان استفاده نامزد رقیب حزب پادگانی از حق قانونی خود برای داشتن نمایندگان در شعب اخذ رای و کسب خبر از سلامت انتخابات از طریق آنان از بین رفت و نگرانی نسبت به قصد تقلب در انتخابات را به شدت قوت بخشید.

واقعا چرا  این گروه نظامی- اطلاعاتی، رقبای آقای احمدی نژاد را از امکان نظارت قانونی بر شعب اخذ رای محروم کرد؟ با ارسال اطلاعات مورد اشاره سردار مشفق چه مشکلی در روند انتخابات به وجود می آمد؟ اطلاعاتی که دراثر این فعالیت قانونی بدست می آمد چه چیز پنهانی را فاش می کرد؟ به اعتقاد ما ممانعت از فعالیت قانونی نمایندگان کاندیداهای رقیب در شعب اخذ رای، اولین اقدام عملیاتی در جهت اجرای مقاصد سوء این گروه نظامی- اطلاعاتی مداخله گر در انتخابات درجهت جلوگیری از پیروزی رقبای آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری بوده است. 
 

ورود  غیرقانونی این مجموعه به صحنه رقابت های انتخاباتی و استفاده از اختیارات و امکانات نظامی- اطلاعاتی به قصد تخریب چهره نامزد رقیب آقای احمدی نژاد(آقای میرحسین موسوی)

      سردار مشفق در سخنرانی خود توضیح می دهد که با امکانات اطلاعاتی به طور دائم فعالیت های قانونی و طبیعی مهندس موسوی در روند انتخابات از جمله ملاقات های وی با متقاضیان ملاقات و هوادارانش را کنترل می کرده و مواردی را که برای عملیات روانی علیه  ایشان مناسب تشخیص می داد منتشر می کرد. وی در مورد دیدار گروهی از افراد ملی-مذهبی، با مهندس موسوی می گوید که گروه متبوع وی به منظور افشاگری علیه آقای موسوی در ایام فعالیت های انتخاباتی خبر ملاقات را منتشر کرد. وی صریحا اعتراف می کند که: ".....به لطف امام زمان و به برکت تلاش سربازان گمنام، خبر این جلسه منتشر شد. ما ظرف 24 ساعت خبر را برای مردم منتشر کردیم تا بگوییم که مردم این( مهندس موسوی) دارد دروغ می گوید و دستش پشت صحنه با جریان رادیکالی است که علیه نظام شمشیر کشیده اند...."

هرچند در فعالیت های انتخاباتی و ستادهای  انتخاباتی معمولا چیز پنهانی وجود ندارد اما بکارگیری عبارت:" به برکت تلاش سربازان گمنام" حکایت  از آن دارد که ماموران نظامی - اطلاعاتی برای کسب خبر از ملاقات های مهندس موسوی از ابزار اطلاعاتی استفاده می کردند و از نتیجه کار اطلاعاتی خود برای تبلیغات علیه نامزد رقیب آقای احمدی نژاد بهره می گرفتند.

واقعا با کدام مجوز چنین فعالیت هایی برای تخریب رقیبان آقای احمدی نژاد تدارک دیده شده است. کدام قانون و مقررات اجازه می دهدکه یک گروه سیاسی و حزبی با استفاده از امکانات نظامی و اطلاعاتی تحت پوشش سازمانی اطلاعاتی به چنین فعالیت غیرقانونی علیه یک کاندیدای قانونی انتخابات ریاست جمهوری دست بزند؟  سلسله مراتب تصمیم گیری برای انجام این اقدامات چه کسانی بوده اند؟ 
 

ورود غیرقانونی گروه نظامی- اطلاعاتی به صحنه رقابت های انتخاباتی، در حد در  فعالیت های جاری انتخاباتی گروه های رقیب و تعیین تکلیف برای نامزدهای رقیب آقای احمدی نژاد:

سردار مشفق به صراحت اعتراف می کند که تشکیلات متبوعش هر فعالیت قانونی و سیاسی در جهت جلوگیری از پیروزی احمدی نژاد را توطئه تلقی و برای خنثی کردن آن تلاش می کرد. وی به عنوان مثال توصیه آقای هاشمی رفسنجانی به افراد مختلف برای نامزد شدن در انتخابات را در چارچوب این توطئه تعریف کرده و اعتراف می کند که یکی از فعالیت وی و نهاد نظامی- اطلاعاتی متبوعش تلاش برای جلوگیری از نامزد شدن رقیبان اصول گرای بالقوه آقای احمدی نژاد بوده است. او می گوید:":... ما به او ( آقای علی لاریجانی) گفتیم که تو مهره اصولگرایی و رئیس مجلسی. در آینده اصولگرایان می خواهند روی تو حساب کنند. با نامزد شدن تو این آقای هاشمی با یک تیر دو نشان می زند. هم رای احمدی نژاد را خرد می کند و هم تو را به عنوان یک مهره اصولگرایی پیش از موعد می سوزاند."

سردار مشفق اعتراف می کند که به دلیل مقاومت نامزد بالقوه رقیب آقای احمدی نژاد مجبور شده اند از  امکانات اطلاعاتی استفاده کرده و از این طریق وی را منصرف نمایند. وی می گوید: ".....(آقای لاریجانی) فکر کرد ما داریم تحریکش می کنیم، مستندات را به او دادیم.... آقای لاریجانی پذیرفت و رفت کنار......"

این فعالیت با کدام ملاک با وظایف یک نهاد نظامی و اطلاعاتی سازگار است؟ اگر این اقدامات درچارچوب یک دخالت سازمان یافته در انتخابات ریاست جمهوری تعریف نشود؛ با چه قانون و محملی می توان اینگونه دخالت های مستقیم این گروه نظامی – اطلاعاتی مداخله گر در فعالیت های قانونی گروه های سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری را توجیه کرد؟ 
 

دخالت های غیرقانونی در رقابت های انتخاباتی، تلاش برای ایجاد اختلاف میان نامزدهاو حامیان نامزدهای رقیب آقای احمدی نژاد و استفاده از موقعیت و ابزار اطلاعاتی و عملیات روانی بدین منظور

       سردار مشفق مدعی است که نهاد نظامی- اطلاعاتی متبوعش نسبت به جمع آوری اطلاعات از جلسات اصلاح طلبان اقدام نموده، مطالبی که توسط آقای بهزاد نبوی علیه آقای موسوی و آقای کروبی ابراز شده بدست آورده و در اختیار آنان قرار داده است.    وی می گوید: ".... آقای بهزاد نبوی می گوید که اگر کروبی نرفت کنار، می رویم مدیریتش را در دوران بنیاد شهید بررسی می کنیم و از دوران بنیاد شهید او فساد اقتصادی پیدا می کنیم و بزرگش می کنیم و مطرح می کنیم تا خودش برود کنار. اگر هم پیدا نکردیم یک فساد برایش می سازیم...... در ارتباط با میرحسین هم ...گفت که اگر میرحسین کنار نرفت عکس خانمش را که قبل از انقلاب بی حجاب است منتشر می کنیم و به گوشش می رسانیم که اگر نروی کنار ما منتشر می کنیم. بعدا این به نام اصولگرایان مطرح شد اما مستنداتش را داریم که اولین کسی که مطرح کرد ایشان بود...."

هرچند این اظهارات کذب محض است و عبارات خود  دروغ بودن ادعاها را نشان می دهد، اما نکته مهم آن است که سخنران اعتراف می کند که از این قصه به اصطلاح مستند به اقدامات اطلاعاتی، برای ایجاد اختلاف میان اصلاح طلبان استفاده شده است. وی می گوید: ".........جالب است که ما هم قبل از انتخابات خدمت آقای کروبی و میرحسین، خدمت هردوشان رسیدیم و آنها را از این برنامه ها آگاه کردیم. آقای میرحسین هم علیه بهزاد مصاحبه ای کرد و دعوایی هم بینشان شد  اما بعدا بالاخره مشکلشان حل شد....."

واقعا اگر  این اقدامات در چارچوب یک برنامه از پیش طراحی شده برای شکست رقبای آقای احمدی نژاد توسط این نهاد نظامی- اطلاعاتی تعریف نشود چگونه می توان آنرا توجیه نمود؟ یک گروه نظامی – اطلاعاتی چه اختیاراتی دارد که با استفاده از موقعیت و امکانات خود دست به چنین بازی های سیاسی غیرقانونی و غیراخلاقی، براساس مطالب کذب، علیه رقیبان یک نامزد انتخاباتی بزند؟ 
 

اعلام رسمی،علنی و صریح وابستگی نظامیان به یک جناح سیاسی خصوصا در جریان انتخابات ریاست جمهوری

سردار مشفق در سخنرانی خود علاوه برموارد پیش گفته که همه نشانه های بارز فعالیت های سیاسی غیر قانونی این گروه است، با تاکید و افتخار، برخلاف قوانین کشور از جمله اساسنامه سپاه پاسداران و برخلاف تاکید صریح حضرت امام خمینی در وصیت نامه ایشان، به تعلق خود و گروه متبوعش به یک جناح سیاسی اعتراف می کند. از "اصول گرایان" سخن می گوید. آنان را در مورد مسائل درون گروهی شان توجیه کرده و می گوید:"..... من در حوزه اصولگرایان هم به اندازه حوزه اصلاح طلبان کار می کنم و به شما می گویم خیلی از اینها محصول کم کاری های ماها اصول گراهاست. ماها کجا کم آورده ایم. آقایان. احزاب "اصول گرا" و نخبه های "اصولگرا "کجاها کم آوردند. ما کجاها دچار شبهه و ابهام شده ایم. عدم بصیرت برخی مسئولان "اصولگرا" سبب شد که "دشمن" احساس کند که ما ضعیف شده ایم. این غبار فتنه چه مقدارش روی سروصورت ما نشست؟ باید آنجا که باید در مقابل رهبری و ولایت سینه سپر می کردیم......ما کشیدم کنار و خورد به آقا. دولت اصولگرا با سرعت رفت و آقا هم حمایت کرد. کجا کنار کشید که آقا مورد حمله دشمن قرار گیرد؟ تعلل های ما کم کاری های ما، عدم بصیرت و آگاهی درحوزه اصولگرایی که خیلی از مسئولین اصول گرا را متاسفانه گرفته است ...... یک جاهایی هم ماها کم آوردیم. یک جاهایی کشیدیم کنار که آقا هدف قرار گرفت. یادمان باشد که در رابطه با اصولگراها هم حرف داریم که بزنیم بین خودمان که حالا بماند......ما اصول گراها باید خودمان را هم نقد بکنیم. ایراد باید برطرف شود .......".

تعلق خاطر پیدا کردن گروهی نظامی- اطلاعاتی به یک جناح خاص در طی انتخابات ریاست جمهوری در هر کشوری، با هر بهانه و توجیهی که صورت بگیرد، متاسفانه سرنوشتی جز کودتا و یا دخالت های در حد کودتا در نتیجه انتخابات نداشته و ندارد. به همین دلیل این دیدگاه و موضعگیری به روشنی ریشه های اقدامات خلاف قانون این گروه نظامی - اطلاعاتی در انتخابات ریاست جمهوری را نیز نشان می دهد.

امام خمینی(ره) در وصیت نامه خود تصریح می کنند که:

"..........وصیت  اكید من به قوای مسلح آن  است كه همان طور كه از  مقررات نظام ،عدم دخول نظامی  ها در احزاب و گروهها و جبهه ها است به آن عمل نمایند؛ و قوای مسلح مطلقا، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازیهای سیاسی دور نگه دارند. در این صورت می توانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلافات درون گروهی مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است كه افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند. و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است ،دولت و ملت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلامی وظیفه شرعی و میهنی آنان است كه اگر قوای مسلح ، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد،برخلاف مصالح اسلام و كشور بخواهند عملی انجام دهند یا در احزاب واردشوند -كه بی اشكال به تباهی كشیده می شوند - و یا در بازیهای سیاسی وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت كنند. و بر رهبر و شورای رهبری است كه باقاطعیت از این امر جلوگیری نماید تا كشور از آسیب در امان باشد."

  مواد 47و48 قانون اساسنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مصوب 1361 نیز دراین مورد کاملا صریح است:

‌ماده 47 - سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران از نظر سياسي و عقيدتي تابع ولايت فقيه بوده و از كليه احزاب و گروههاي سياسي مستقل مي‌باشد ‌و خود نيز هرگز نبايد در جامعه شخصيت حزبي پيدا كرده به صورت يك حزب يا سازمان سياسي عمل نمايد. 
‌ماده 48 - اعضاء سپاه پاسداران انقلاب اسلامي حق عضويت در هيچ حزب و گروه يا سازمان سياسي را ندارند. و ادامه عضويت آنها موجب اخراج‌از سپاه خواهد شد.

قانون مقررات استخدامی سپاه پاسدارن مصوب مهرماه 1370 نیز در این مورد صراحت دارد. طبق ماده 16 این قانون از"شرایط عمومی استخدام كادر ثابت، پيماني و پرسنل بسيجي ويژه (‌پاسداران افتخاري) ، عدم عضويت و هواداري از احزاب و گروهها و سازمانهاي سياسي" است.

واقعا این  گروه نظامی- اطلاعاتی با چه ملاکی این  قوانین روشن و وصیت صریح امام خمینی را نقض کرده است؟ در سلسله مراتب تصمیم گیری چه کسانی مجوز این قانون شکنی را داده اند ؟ 
 

اقدام به پرونده سازی قبل  از وقوع هرگونه جرم  ادعایی و درخواست حکم دستگیری تعدادی از فعالان سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی:

    واحد اطلاعات قرارگاه ثار الله در تاریخ 19/3/88 یعنی 4 روز پیش از برگزاری انتخابات درخواستی مبنی بردستگیری ده ها نفر از فعالان سیاسی، فرهنگی، مطبوعاتی از جمله امضاء کنندگان این شکایت را به آقای سعید مرتضوی دادستان وقت تهران بدون مستندات ارائه و همان روز حکم غیر قانونی و غیر مستند دستگیری را دریافت کرده است. این افراد بلافاصله بعد از برگزاری انتخابات براساس این حکم تحت تعقیب قرار گرفته اند و اکثر آنان در روز 23 خرداد ماه دستگیر شده اند. متن این حکم در پرونده امضا کنندگان این شکایت موجود است.

هرچند پیش  از این هم درخواست و صدور حکم  دستگیری چند روز پیش از وقوع جرم ادعایی، به عنوان بخشی از یک عملیات برنامه ریزی شده از سوی قرارگاه ثارالله تلقی می شد اما توجه به این مسئله در چارچوبی که سردار مشفق از ابعاد عملیات این گروه توصیف می کند، به صورت روشن تری تصمیم از پیش برنامه ریزی شده این گروه را نمایان می کند.

بر چه مبنایی این گروه تمامی مقدمات را برای دستگیری انبوهی از چهره های سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی با جعل اتهاماتی تدارک دیده بود که به زعم آنان قرار بوده چهار روز بعد اتفاق بیفتد؟ آیا واقعا این اقدامات را می توان جز در چارچوب یک عملیات سازمان یافته برای دخالت در انتخابات ریاست جمهوری توجیه کرد؟ 
 

دخالت در امور قضایی از جمله تهیه کیفر خواست برای افراد در جریان حوادث پس از انتخابات:

در طول  بازداشت ها، بازجویی ها و محاکمات به کرات ماموران این گروه  نظامی- اطلاعاتی اظهار داشته اند که قوه قضائیه نقشی در رسیدگی به اتهامات و تعیین وضعیت متهمان ندارد و در این موارد و حتی احکام صادره نیز آنها تصمیم گیرنده هستند.  قرائن و شواهد موجود نیز نشان می دهد که متاسفانه ادعای آنان درست بوده و بسیاری از مراحل کارهای قضایی در اختیار این گروه نظامی – اطلاعاتی است. قرائن و شواهد حاکی است که بسیاری از کیفرخواست ها، احکام دادگاه ها و حتی میزان و نوع مجازات ها بجای نهاد قضایی توسط این گروه تهیه می شده است.  سردار مشفق در این سخنرانی به صراحت اعتراف نموده است که کیفر خواست علیه متهمین توسط این گروه نظامی- اطلاعاتی تهیه می شده است. وی می گوید: "....... برای سران فتنه کیفر خواستی تهیه کردیم......".

متاسفانه  نتیجه این عملکرد تنها تحمیل هزینه های سنگین به کشور و انبوه خسارات دیدگان حوادث پس از انتخابات و خیل دستگیر شدگان پس از انتخابات نبود؛ بلکه این اقدامات لطمه سنگینی به چهره کشور بطور کلی و قوه قضائیه بطور خاص وارد نمود و این باور را ایجاد کرد که عملا برای اولین بار قوه قضائیه تحت کنترل و اختیار نیروهای نظامی - اطلاعاتی در آمده است.

دروغ پردازی و نشر اکاذیب علیه شخصیت ها، احزاب و فعالان سیاسی به منظور توجیه مداخلات غیر قانونی درانتخابات ریاست جمهوری:

    سخنرانی مملو از سخنان، ادعاها و اتهامات کذب علیه شخصیت ها، احزاب و فعالان سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری از جمله امضا کنندگان این نامه است که طبعا تک تک موارد می تواند به صورت شکایت مستقل ارائه شود. بررسی اجمالی ما حاکی از وجود بیش از 25 مورد تهمت صریح غیر مستند و بیش از 40 مورد کذب و دروغ  در این سخنرانی است که از آن جمله می توان به این موارد اشاره کرد:

اهانت و بیان اکاذیب بسیار گسترده و متنوع و ایراد تهمت های فساد ، جاسوسی، بی دینی، توطئه گری و زانو زدن در برابر بیگانه به آقای خاتمی اهانت و بیان اکاذیب مختلف و ایراد تهمت های جاسوسی و توطئه گری به آقای هاشمی رفسنجانی اهانت و بیان اکاذیب گسترده و ایراد تهمت های جاسوسی، ارتباط با ضد انقلاب و توطئه گری به آقای موسوی خوئینی ها اهانت وبیان اکاذیب و ایراد تهمت های جاسوسی و بی دینی و تفکرات مارکسیستی و توطئه گری به آقای میرحسین موسوی اهانت و بیان اکاذیب و تهمت تشکیل مسجد ضرار به آیت الله صانعی اهانت نسبت به آقای کروبی و ارجاع توضیحات بیشتر در این مورد به آینده اهانت و بیان اکاذیب و ایراد تهمت تشکیل مسجد ضرار، دروغ گویی و توطئه گری در بحث تقلب در انتخابات و ایجاد اغتشاشات پس از انتخابات به آقای محتشمی پور اهانت و بیان اکاذیب و تهمت فرصت طلبی و مقاصد سوء به آقای سید حسن خمینی اهانت و بیان اکاذیب و تهمت نقش داشتن در قتل های خیابانی به آقای یونسی و مرتبطین با ایشان اهانت و بیان اکاذیب و تهمت توطئه گری و براندازی علیه احزاب اصلاح طلب بخصوص مجمع روحانیون مبارز، حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نسبت دادن جنایات منحرفین نظامی و اطلاعاتی در قتل های زنجیره ای و بعد از آن به اصلاح طلبان نسبت دادن اعتراضات مسالمت آمیز و قانونمند معترضین به نتایج انتخابات به توطئه ضد انقلاب و "دشمن"

      در کنار این موارد، مکررا اهانت ها ، اکاذیب و تهمت های گوناگون از جمله توطئه و براندازی به امضا کنندگان این شکایت متوجه شده است که صراحتا اعلام می کنیم حتی یک مورد از اتهامات مشروح مطرح شده علیه امضا کنندگان این شکایت صحت ندارد و همه موارد مصداق اکاذیب و افترا است. در عین حال برای روشن شدن ابعاد بی پایه بودن مطالب این مقام اطلاعاتی درباره یکی از موارد که از نظر گوینده اهمیت زیادی در تحلیل ها و نتیجه گیری های وی دارد توضیح داده می شود:

بخش مفصلی  از سخنرانی سردارمشفق گزارش های  به ظاهر اطلاعاتی از جلساتی با حضور  فعالان سیاسی اصلاح طلب از جمله امضا کنندگان این نامه است . هرچند از افتخارات جناب آقای خاتمی مشورت دائمی با صاحب نظران، متخصصان و مشاوران است و این خصوصیت برجسته پس از دوره ریاست جمهوری نیز موجب تشکیل جلسات مشورتی مداوم درباره موضوعات مختلف در دفتر ایشان شده است و هرچند گفتگو و بحث و تبادل نظر مداوم درباره مسائل مختلف، دراحزاب و گروه های سیاسی، به منظور نیل به شناخت و درک و راه کارهای مشترک، در زمره مهمترین و بهترین کارکردهای احزاب و گروه های سیاسی در ایران و جهان تلقی می شود؛ آنچه سردار مشفق بیشتر از این بدیهیات درباره جلسات بیان کرده، عاری از حقیقت است. نه تنها محتوای ادعایی جلسات کذب است، بلکه ادعاها درباره زمان و مکان و اعضای جلسات نیز واقعیت ندارد. به عنوان مثال یکی از جلساتی که از نظر گوینده بسیار مهم است و او به تفصیل درباره محتوا، اهداف و تصمیمات آن جلسات سخنرانی می کند، جلساتی به تعبیر او معروف به "جلسات صبحانه" است. او مدعی می شود که هفت نفر معین (آقایان مهدی هاشمی، بهزاد نبوی، امین زاده، تاج زاده، موسوی لاری، عطریان فر و مرعشی ) به مدت دو سال هر پنج شنبه به صرف صبحانه به نوبت در منزل یکدیگر جمع شده و تا ظهر درباره مسائل مورد ادعای سخنران گفتگو و تصمیم گیری می کرده اند. وی درباره این جلسات می گوید که: ".... فقط این مقدار خدمت شما عرض بکنم که این جلسات آقای مهدی هاشمی ( جلسات صبحانه) در این فتنه از موثرترین جلساتی  بوده که در رابطه با جریان انتخابات برگزار می شد و آن چیزی که کف خیابان و کشور را دچار یک مشکلات امنیتی پیچیده و شدید کرد تحت هدایت این جلسات زیر نظر آقای مهدی هاشمی بود......" صرف نظر از طبیعی بودن تشکیل جلسات تبادل نظر و هماهنگی از جمله برسر مسائل مربوط به انتخابات، و پنهان نبودن چنین جلساتی، ادعاهای مطرح شده درباره این جلسه و محتوا و ماهیت و شکل آن بکلی بی اساس است. برای روشن تر شدن بی اساس بودن سخنان این مقام نظامی - اطلاعاتی تصریح می گردد که: افرادی که به عنوان اعضای این جلسه از آنها نام برده شده هرگز در طول عمرشان با هم صبحانه نخورده اند. هرگز در منزل یکی از اعضا یا در منزل شخص دیگری تشکیل جلسه نداده اند. به مدت دو سال هیچ جلسه مکرری درهیچ مکانی با یکدیگر نداشته اند. در ایام تبلیغات انتخاباتی غالبا یکدیگر و به خصوص آقای مهدی هاشمی را ندیده اند. 4 نفر از 7 نفر هم بلافاصله بعد از انتخابات دستگیر شده اند و طبعا نمی توانسته اند تاثیری در حوادث بعد از انتخابات داشته باشند.  متاسفانه سایر ادعاهای مطرح شده هم از این بی اساس تر است و فاجعه بار این است که این گروه نظامی- اطلاعاتی این مطالب بی اساس را به عنوان مطالب دقیق مستند به کار اطلاعاتی، به مسئولان نظام و مخاطبان خود ارائه کرده و با استفاده از آنها اعمال خطرناک و خلاف قانون خود را توجیه کرده است.

سردار مشفق به اقرار خود این اکاذیب را علاوه برجلسه مورد استناد، درجلسات متعدد دیگری از جمله به نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مراجع و نمایندگان مجلس خبرگان ارائه کرده که این اقدام از مصادیق بارز نشر تخلف قانونی اکاذیب است.

مداخله غیر قانونی در انتخابات دور هشتم مجلس شورای اسلامی و محروم کردن اکثر حوزه های انتخابیه کشور از داشتن نامزدهای رقابتی:

هرچند زمان زیادی از این انتخابات سپری شده است اعترافات سردار مشفق رمزگشای بسیاری از پرسش های مربوط به عوامل شکل دهی عدم سلامت انتخابات دور هشتم مجلس شورای اسلامی نیزهست. با توجه به اینکه غالبا براین اعتقادند که اقدامات این گروه اقلیت انحصار طلب نظامی- اطلاعاتی در جهت دخالت در فرآیند انتخابات در کشور سابقه ای طولانی تر از دو یا سه سال داشته و در واقع اقدامات این جریان در انتخابات ریاست جمهوری ادامه دخالت های گذشته است، شکایت خود را در این مورد نیز تقدیم می داریم. آقای مشفق به نقش این نهاد نظامی-اطلاعاتی در مدیریت پشت صحنه انتخابات مجلس شورای اسلامی اشاره می کند و تصمیم اتخاذ شده برای تعیین محدوده رقابت نامزدهای اصلاح طلب در این انتخابات را تشریح می کند. این مداخله غیرقانونی در سخنرانی سردار مشفق به نظام نسبت داده شده است. سردار مشفق می گوید: .".....خوب نظام هم 180 فرصت برای اینها به وجود آورده بود. 180 نفر از اینها در سراسر کشور از فیلتر های نظارتی و سیستم های اجرایی عبور کرده بودند و اینها می توانستند دریک رقابت منطقی به 180 کرسی درمجلس دست پیدا کنند .....".  هرچند همانگونه که اشاره شد واقعیت بدتر از این است. هزاران نفر داوطلب، از جمله صدها  داوطلب اصلاح طلب و بسیاری با ظن داشتن گرایش منتقدانه نسبت به وضع موجود، در انتخابات مجلس هشتم رد صلاحیت شدند و عملا تنها در محدوده ای کمتر از نصف حوزه های انتخاباتی برخی نامزدهای اصلاح طلب اجازه رقابت پیدا کردند؛ ولی دراین حوزه ها نیز غالبا افرادی تایید صلاحیت شدندکه از نظر گروه اطلاعاتی مزبور شانس رای آوری آنان زیاد نبود.

مسئله مهم  این است که حتی با فرض پذیرش تعداد ادعایی سخنران، او به روشنی اعتراف می کند که به همت این گروه و سایر جریان های دخیل در این اقدامات، عملا در حداقل110 حوزه انتخابیه، انتخابات کاملا فرمایشی برگزارشده و با رد صلاحیت نامزدهای جناح مخالف، اصولا رقیبی برای کاندیداهای جریان حاکم وجود نداشته است. آیا این دخالت مستقیم در تعیین سرنوشت رای مردم نیست؟ با چه توجیه و محملی این گروه نظامی - اطلاعاتی انتخابات در110 حوزه انتخابیه را تبدیل به انتخاباتی کاملا تشریفاتی و فرمایشی کرده است؟ اگر این اقدامات دخالت در تغییر نتیجه انتخابات نیست پس چه نامی می توان روی آن گذاشت؟

      درپایان تاکید می کنیم که هزینه های تحمیل شده به ما امضاء کنندگان این شکایت کمترین خسارات فعالیت این جریان مداخله گر در انتخابات و نفوذ آنان در نهادهای رسانه ای ، قضایی و انتخاباتی کشور است لذا ما قبل از هرچیز نسبت به استقلال ملی، تمامیت ارضی کشور، آزادی ها و حقوق شهروندی، بنیان های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران احساس نگرانی می کنیم و در مورد خطرات فعالیت و نفوذ چنین جریان خطرناکی در نهادی های مختلف به ویژه نهادهای نظامی و اطلاعاتی کشور هشدار می دهیم . با توجه به مراتب فوق و اعتراف سخنران به جرایم و مداخلات غیر قانونی این گروه نظامی- اطلاعاتی و آمران و مباشران آنها، ما امضاء کنندگان زیر به شرح پیش گفته، شکایت خود را از سردار مشفق، این گروه نظامی – اطلاعاتی و آمران و مباشران آنها به آن مقام محترم تسلیم می کنیم.

این شکایت  با توجه به اظهارات مکرر مقامات عالی نظام مبنی برضرورت پیگیری شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی از طریق مراجع قانونی ذیربط، تقدیم شده است. امیدواریم این اعلام جرم به سرنوشت شکایت جناب آقای خاتمی رئیس جمهور وقت در سال 1384 در مورد تخلفات برخی فرماندهان نظامی در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری دچار نشود؛ شکایتی که اگر مورد رسیدگی قرار می گرفت دیگر شاهد دخالت های مکرر غیر قانونی این گروه از مسئولان نظامی و اطلاعاتی در انتخابات، بویژه انتخابات ریاست جمهوری دهم، حوادث خیابانی ناشی از آن و هزینه های گزاف و غیرقابل جبران آن برای کشور و ملت ایران نبودیم. به باور ما امروز نیز در صورت عدم توجه به این جرایم و عدم رسیدگی به مداخلات غیرقانونی این گروه و آمرین و مباشران آنها درانتخابات ریاست جمهوری دهم، علاوه بر اینکه ابعاد عدم سلامت این انتخابات و علل و عوامل واقعی آن و همچنین علل و عوامل واقعی ایجاد کننده بحران پس از انتخابات روشن نمی شود، درآینده نیز انتخابات قانونی، سالم، آزاد و رقابتی در کشور ما بطور کلی بلاموضوع خواهد شد .و ما ارید الّا الاصلاح ما استطعت             
 

محسن  امین زاده

مصطفی تاج زاده

عبداله  رمضان زاده

فیض الله عرب سرخی

محسن  صفایی فراهانی

محسن  میردامادی

بهـزاد نبـوی


 
 

Things you can do from here: