Thursday, December 2, 2010

محمد نوری‌زاد:مهندس فرید طاهری، به خاطر ادب و فهم و تواضع و ایمانش زندانی است

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via .: سحام نيوز :. by ahmad on 12/2/10

اگر مشتاق تماشای " ادب " فراوانید ، به هر طریق ممکن ، از سیم خاردارهای زندان اوین گذر کنید و در طبقه همکف ۳۵۰ ، رو در روی " مهندس فرید طاهری قزوینی " بنشینید . اگر نیم ساعت ، ونه بیشتر ، با این زندانی هم صحبت شوید ، با من در این دریافت ، هم سخن خواهید شد که او ، مردی پاک نهاد ، آرام ، خاموش ، فهیم ، باادب ، باسواد ، خیرخواه ، و البته ، بی گناه است . "

عبارت بالا، بخشی از یادداشت محمد نوری زاد درباره مهندس فرید طاهری است. او همچنین در بخش دیگری از این یادداشت نوشته است: عامل دوستی من با مهندس طاهری ، درآن شلوغی بند ۳۵۰، که یکصد و پنجاه مرد جوان و پیر سیاسی را در خود جای داده بود ، هیچ نبود الا ادب و فهم او . و عجب گوهری است این ادب . که خدا ظاهراً این گوهر شاهوار را از بسیاری از ما دریغ کرده و قلیلی از ما را بدان آراسته .

این ، نهمین نوشته از سلسله مطالبی است که محمد نوری‌زاد با عنوان "گل‌ها و سیم‌خاردارها" در زندان اوین می‌نویسد. او در یادداشت‌های قبلی هم به وصف حال چند تن دیگر از زندانیان سیاسی پرداخته بود که آنها را گل‌های زندان اوین می‌نامید. او خاطرنشان کرده است که در این مجموعه قصد دارد به معرفی "گل"های شناخته‌نشده‌ی اوین بپردازد؛ باشد که هیچ گلی در پس سیم‌خاردارها محصور نماند.

متن یادداشت نوری‌زاد درباره فرید طاهری را به نقل از وب‌سایت وی، در ادامه بخوانید:

اگر مشتاق تماشای " ادب " فراوانید ، به هر طریق ممکن ، از سیم خاردارهای زندان اوین گذر کنید و در طبقه همکف ۳۵۰ ، رو در روی " مهندس فرید طاهری قزوینی " بنشینید . اگر نیم ساعت ، ونه بیشتر ، با این زندانی هم صحبت شوید ، با من در این دریافت ، هم سخن خواهید شد که او ، مردی پاک نهاد ، آرام ، خاموش ، فهیم ، باادب ، باسواد ، خیرخواه ، و البته ، بی گناه است . منظورم از بی گناهی او ، اشاره به دستهایی است که برای وی پرورانده اند . و جرمی است که او را بدان محکوم فرموده اند و گرنه ، گناه فردی هر یک از ما ، حساب ویژه ای است که دست ما را در دست خدای متعال می نهد .

مهندس فرید طاهری را در روز سوم ورودم به بند ۳۵۰ شناختم . بعد از شش ماه بازداشت در سلولهای انفرادی و سلولهای دوسه نفره ی وزارت اطلاعات ، به بند عمومی منتقل شدم . در این شش ماه ، هرکجا قلمی و کاغذی به دستم می رسید ، لباسی از آموزه های هنری می پوشیدم و به اقیانوس آیه های قرآنی فرو می شدم . و گزیده ای از آیه ها را از منظر ادبیات ، شعر ، موسیقی ، نقاشی ، سینما و حتی طنز و کاریکاتور ، واکاوی می کردم .

وقتی به بند ۳۵۰ رفتم هنوز بر سر ابرهای حس شریفی بودم که از انس و مطالعه و نگارش شب تا به صبح، و صبح تا به شب باقرآن ، نصیبم شده بود . همانجا بود که دریک اتاق شلوغ ، مردی را دیدم حدوداً چهل و پنج ساله ، که سر در مطالعه قرآن فروبرده بود و از همان اتاق پرهیاهو و پر سروصدا ، خلوتی برای خود پرداخته بود . احساس کردم که یک حس مشترک مرا در کنار او به زانو زدن فرا می خواند . قرآنی که او مطالعه و تلاوت می کرد ، متفاوت بود . از حیث چاپ ، و ترجمه و پای نوشت های صفحه به صفحه ، جذب قرآن او شدم . و قرآن او ، مرا جذب خود اوکرد . باهم سخن گفتیم . درباره قرآن و قرآن ، مارابه صحبت درباره خودمان ترغیب فرمود .

ملاقات اولیه من با او ، بسیار کوتاه بود . اما آنجا که از کنار او برخاستم ، هم قرآن او به امانت در دستم بود ، وهم جذبه ای از ادب او و فهم او ، و متانت او ، در من جا مانده بود . در حوض آیه های قرآن امانتی او ، یک شب و یک روز ، فرو شدم و تن شستم . و آنگاه که سربرآوردم ، دربرابر مترجم و محقق آن قرآن ، سربه احترام فرو بردم . قرآنی بود پر از دقت و زیبایی و آگاهی و دانش ، و البته سرشار از زحمت ، وقتی " عمادالدین باقی " سرگشتگی مرا در جذبه آن قرآن دید ، گفت : آیا دانستی ترجمه و تحقیق و نگارش این قرآن شریف ، کار کیست ؟ گفتم : نام نویسنده اش برجلوی آن است . گفت : همو پدر همین مهندس " فرید طاهری قزوینی " است .

اینجا ، همانجایی بود که من ، باید برمی خاستم ، و در برابر تواضع ، و فروتنی مهندس طاهری سر به تعظیم و تکریم فرو می بردم . که با آن همه پرسشی که من از چند و چون ترجمه ی قرآن او مطرح کرده بودم ، یک بار بر زبان نیاورد که : فلانی ، مترجم و محقق این قرآن ، پدر من است .

عامل دوستی من با مهندس طاهری ، درآن شلوغی بند ۳۵۰، که یکصد و پنجاه مرد جوان و پیر سیاسی را در خود جای داده بود ، هیچ نبود الا ادب و فهم او . و عجب گوهری است این ادب . که خدا ظاهراً این گوهر شاهوار را از بسیاری از ما دریغ کرده و قلیلی از ما را بدان آراسته .

در آن چند وقتی که من با مهندس فرید طاهری همجوار بودم ، فرصتهایی پیش می آمد که جمعی از ساکنان اتاق ، که همگی با سواد و اهل فن بودند ، درباره موضوعی اظهار نظر کنند . ولع سخن گفتن گاه ، برخی از ما را به کام خویش فرو می کشد . و من ، درهمان گرما گرم گفتگوهای چند به چند ، به جمال مبارک مهندس فرید طاهری دقیق می شدم و عکس العمل های او را رصد می کردم . در جمعی که شوق سخن گفتن و اظهار نظر ، به جملات تصاعدی برمی جهید ، مهندس طاهری ، سربه سکوت داشت . اجازه داد همه حاضران از سفره ی سیری ناپذیر سخن گفتن و ابراز دیدگاه های خود کام نگیرند . همه که پس کشیدند ، او ، مختصر ، اما بدیع ، به سخن پرداخت . کوتاه ، مؤخر و دیگر هیچ که بعضی مابقی فرصت برای شما . هرچه می خواهید حرف بزنید ! طعم همان سخن کوتاه اما ، به کام حاضرین درنشست . گویه میان صحبت همگان ، سخن کوتاه او با دو پرانتز برجستگی یافته بود .

مهندس فرید طاهری، درباره خودش ، خانواده اش ، بستگانش ، چیزی به من نگفت . چرا که من نیز نپرسیدم . اما از پدرش اول ، جماعتی خدا نشناس ، جلوی انتشار مجدد آن (قرآن) را گرفته اند . به چه بهانه ؟ که مترجم شریف گرایش به نهضت آزادی داشته است ! اما هرچه درقرآن او کاویدم ، هیچ ردپایی ، بجز یکی دوجمله در مؤخره ، چیزی از این گرایش نیافتم . افسوس خوردم . که ای عجب ، کار ما به چه جایی کشید که زحمت علمی و هشت ساله یک محقق را ، به سهولت ، از مدار انتشار به دور می اندازیم .

با خود عهد کردم اگر از زندان بیرون رفتم ، حتماً به دست بوس مترجم و محقق این قرآن بروم . تا اینکه خرداد ۸۹ فرا رسید . و من به مرخصی رفتم . درهمان اولین روزها ، به شماره ای که از مهندس فرید گرفته بودم ، زنگ زدم . و با پدرش صحبت کردم . و از همان راه دور ، بردست و پیشانی اش بوسه نشاندم . هفته ای نگذشته بود که مترجم کهنسال ما ، که پای در دهه نهم عمر خود دارد ، به همراه همسر و دختر و عروسش ، بزرگوارانه ، به دیدن من آمد . صحبت با آن روز به هرکجا که سر می کشید ، من متعمدانه ، رد پای سخن را ، به سرای ادب مهندس فرید طاهری بر می‌گردانم.

به پدر و مادر تبریک گفتم. هم به خاطر مجاهده‌ای که در ترجمه و تحقیق قرآن بکار بسته‌اند، و هم در تربیت فرزندی چون مهندس طاهری. من اما ظاهراً از عروس این خانواده غفلت ورزیده بودم. رشته سخن که دست به دست شد ، دانستم این عروس جوان – دکتر سارا توسلی – پابه پای همسرش ، به حبس و علاوه بر حبس ، به شلاق محکوم شده است . به چه جرمی ! به جرم جاری حضور در خیابان ، کی؟ روز عاشورا ؟ دیگر چه ؟ اینکه چرا در ساعت ۹شب ، از خانه بیرون رفته و به خواهر آقای میرحسین موسوی ، بابت ترور فرزندش ، تسلیت گفته ؟ من وقتی متن رأی دادگاه را درعلت محکومیت خانم دکتر سارا توسلی – همسر مهندس فرید طاهری – مطالعه کردم .

غصه ام بابت دستاوردهای ایمانی و انقلاب بود که جماعتی سر به تاراج آن فرو برده اند و خنده ام ، بخاطر سستی رأی ، یادداشت " آنجا که عبیدزاکانی برمسند قضاوت می نشیند " را در مطالعه ی رأی نهایی دادگاه خانم دکتر سارا توسلی نوشتم . امروز ، مهندس فرید طاهری ، بخاطر ادبش ، بخاطر فهمش ، بخاطر تواضع و ایمان و پاک نهادی اش ، زندانی است . و همسر او ، اضطراب و در منگنه ی یک هشدار ، یک خطای کوچکش ، یک لغزش زبانی ، و یک ماه در بیرون از زندان روزگار می گذراند . خانم دکتر سارا توسلی ، هم متخصص و دندانپزشک اطفال است و هم استاد دانشگاه وبا دو فرزند دختر و پسر . با همسری که از سیم خاردارهای زندان اوین ، ارتزاق می کنند . تا مگر ولع آنانی که جز به همه قدرت چشم ندارند ، کم فروشی کنند .

محمد نوری زاد – زندان اوین بند ۳۵۰


 
 

Things you can do from here:

 
 

نامه جمعی از زندانیان سیاسی به هاشمی رفسنجانی :در بند کشیدن منتقدان نشانه ح...

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via .: سحام نيوز :. by ahmad on 12/2/10

در روندی کاملا غیرقانونی محاکمه شده ایم

حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی

ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام

باسلام

جنابعالی که از چهره های برجسته در میان مبارزان و فعالان سیاسی طی سالهای منتهی به انقلاب شکوهمند مردم ایران علیه استبداد برآمده از کودتای رژیم ستمشاهی هستید و طعم تلخ محاکمه در بیدادگاه های نظامی بدون بهره مندی از حقوق دادرسی عادلانه و منصفانه، اعمال شکنجه های روحی و جسمی و نیز سالها حبس و محرومیت از حقوق اولیه شهروندی را چشیده اید به این نکته واقفید که در بند کشیدن منتقدان و مخالفان سیاسی با برچسب هایی چون اقدام علیه امنیت ملی، آشکارا نشانه حاکمیت استبداد، نفی ارزشهای دموکراسی و نفی حاکمیت قانون در همه جامعه است.

اینک سه دهه پس از ورود عنوان " جرم سیاسی " به مهمترین سند حقوقی – سیاسی جمهوری اسلامی ایران ، یعنی قانون اساسی، تعدادی از فعالان سیاسی و مدنی که خود را نه معارضان بلکه مصلحان جمهوری اسلامی می دانند با آرمانها و سوابق پر افتخار در پیشگاه باریتعالی که بارها مورد تایید ملت شریف ایران قرار گرفته است، به همان وضعیتی گرفتار آمده اند که شما و دیگر مبارزان انقلاب اسلامی در مقام سرنگونی رژیم شاهنشاهی تجربه کرده اید .

امروز هیچ نشانی از ارزشهای انقلاب و قانون اساسی منبعث از آن در شیوه برخورد با این فعالان سیاسی وجود ندارد. تهمت های دروغین اغتشاش گری، اخلال درنظم عمومی و امنیت ملی و ارتباط با بیگانه سکه رایج در دستگاه قضاشده است. سایه سنگین سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی نشانی از عدالت و استقلال قضایی و قانونمداری در فرایند دستگیریها، بازجویی ها و محاکمات این فعالان سیاسی باقی نگذاشته است .نصیحت الملوک جرم امنیتی تعریف شده و راه بر یکه تازی اصحاب الملوک گشوده است.

اینک با توجه به بحث جرم سیاسی در جامعه به ویژه از سوی عالی ترین مقامات قضایی و نیز ضرورت دقیقی جرم سیاسی و فرایند رسیدگی به اتهامات سیاسی، ما امضاء کنندگان این نامه یه عنوان برخی از قربانیان در بند قانون گریزی و قانون ستیزی ماموران امنیتی و مسئولان قضایی ضمن تشریح بیشتر شرایط حاکم بر این پدیده تقاضا داریم این موضوع به صورت جدی در دستور کار مجمع مصلحت نظام قرار گیرد.

۱-وضعیت زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری در حالی کاملا قابل مقایسه با وضعیت زندانیان سیاسی در زندان های رژیم شاه شده است که هیچ شباهتی میان فعالیت های این زندانیان و زندانیان پیش از انقلاب اسلامی وجود ندارد. اگر شما و یاران مبارزتان در معرض اتهام براندازی بوده اید تمامی زندانیان سیاسی حوادث پس ار انتخابات در زمره دلسوزان جامعه و مصلحان پایبند به قانون اساسی هستند که حداکثر جرم آنان انتقاد به عملکرد دولت و برخی ار نهادهای دیگر بوده است که این وضع موجبات ظلمی مضاعف را فراهم آورده است

۲-در حالی که شما و هم رزمانتان در چارچوب اتهام براندازی تحت فشار و زندان و شکنجه قرار گرفته اید تا حقایق مرتبط با مبارزانتان علیه رژیم را فاش کنید، زندانیان سیاسی در دوره کنونی تحت فشار و ارعاب و شکنجه قرار گرفته اند تا به جای گفتن حقیقت به مطالب دروغین مورد نظر بازجویان اعتراف کنند. در تشکیل پرونده ها طی فرایند رسیدگی در دادگاه انقلاب نه تنها از رعایت قوانین و حقوق دادرسی اثری نبوده بلکه پرونده ها غالبا بر اساس نظر و خواست مامورین امنیتی شکل می گیرد. در مواردی متهمان وادار به اعتراف به گناه ناکرده شده اند و این اعتراف پایه اعمال فشارعلیه آنان حتی برای اعتراف علیه دیگر متهمان شده است. مامورین امنیتی از هیچ روش ناشایستی برای گرفتن اقرار کذب به نفع سناریوی تخیلی خود پرهیز نکرده اند، به درون زندگی خصوصی همه متهمان و خویشاوندان و مرتبطین آنان سرکشیده اند، حریم های شرعی و اخلاقی را شکسته اند و در صورت یافتن هر بهانه و نقطه ضعف شخصی و غیر مرتبط با پرونده از آن برای تطمیع متهمان و وادار کردن آنها به اعتراف بهره جسته اند.در عین حال سرنوشت آنان که مقاومت کرده و تن به این خواسته غیر قانونی بازجویان نداده اند نیز تفاوتی نکرده است. رابطه ای میان احکام صادره در دادگاه ها و محتوای پرونده ها وجود ندارد. احکام صادره، میزان و نوع مجازات ها ظاهرا توسط ماموران امنیتی بر اساس باورها و علایق خودشان تنظیم و به قضات دادگاه های انقلاب ابلاغ شده است. مطالعه احکام عجیب و غریب صادره توسط این دادگاه ها وانطباق آنها با محتوای پرونده ها به خوبی نشان دهنده « سوء استفاده از قانون » توسط مجریان امر با هدف حذف رقیبان سیاسی است.

۳-قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به عنوان منشور سیاسی انقلاب وچکیده آرمانهای ملی با تاکید و حساسیت ویژه ای از ابتدای تنظیم اولین پیش نویس تا تایید و تصویب متن نهایی علاوه برذکر اصول یک دادرسی منصفانه به عنوان حقی بنیادین برای تک تک افراد ملت ، جداگانه نیز اصل تفکیک جرم سیاسی از جرایم عادی را بیان داشته و با نگاه به تجربیات تلخ دوران استبداد شاهی آیین خاص رسیدگی به جرایم سیاسی از جمله محاکمه علنی و قضاوت افکار عمومی از طریق هیئت منصفه در روند دادرسی را دراصل ۱۶۸ قانون اساسی گنجانده است.بی تردید اجرای این اصل قانون اساسی می تواند فضای رسیدگی به پرونده متهمان را به طور کامل تغییر داده و راه اعمال رویه های خودسرانه و ظالمانه را تاحد زیادی مسدود کند.

تاریخ مبارزات آزادی خواهانه ملت ایران که از ابتدا با شعار ضرورت پاسخگوبودن حکومت و لزوم پذیرش حاکمیت قانون سامان یافته بود به روشنی حکایت از آن دارد که عدم تحمل منتقدان و رقیبان سیاسی و سرکوب هرگونه عقیده و مشی متفاوت با توسل به امنیتی جلوه دادن مطالبات و فعالیتهای سیاسی و عدم پذیرش حقوق دگر اندیشان و رقیبان از جمله به رسمیت نشناختن پدیده «جرم سیاسی» در نظام حقوقی ما هیچ نسبتی با مبانی و آرمانهای انقلاب و قانون اساسی ندارد.

۴-یکی از مصادیق صریح و روشن حقوق شهروندان و سوء استفاده ازقانون انتساب جرم موضوع ماده ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی تحت عنوان «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به بخش عمده ای به متهمان حوادث پس از انتخابات است . نگاهی به مفاد این ماده به خوبی نشان می دهد که تا چه حد چنین انتساباتی فاقد مبنا و در تعارض آشکاربا اصول بدیهی و اولیه حقوق کیفری است زیرا اولا این ماده در مقام بیان یک عنوان مجرمانه استثنایی بوده و لذا مستلزم تقسیر مضیق است چرا که مقدمات جرم را نیز جرم انگاشته است. همچنین یکی از عناصر اصلی و قطعی تحقق جرم مندرج در این ماده «تبانی» و «اقدامات پنهانی» است حال انکه محکومان به این اتهام غالبا از روزنامه نگاران( که همه فعالیت شان علنی بوده )و یا فعالان احزاب رسمی و قانونی کشوربوده اند که تمامی جلسات و اقدامات آنان بر اساس تجویز صریح قانون و پروانه فعالیت آنان انجام می گیرد و قانون احزاب نیز عنداللزوم با ترتیبات خاص خود ناظر بر فعالیتهای آنان است و جالب توجه آنکه در بسیاری از پرونده ها و آرای صادره مستند چنین جرمی که رکن آن تبانی و پنهان کاری است ، بیانیه ها و اظهارات علنی منتشره توسط افراد و گروههای سیاسی است که ذات آن انتشار علنی است .

ثانیا قسمت اخیر این ماده تصریح می کند که : «… در صورتی که عنوان محارب بر آن صادق نباشد …»این عبارت در مقام تفسیر حکایت از آن دارد که جرم را باید در چارچوب مبحث محاربه و به عبارت دقیق ترشامل اقدامات مادون محاربه و یا مربوط به اقدامات دسته جمعی تبهکاران حرفه ای دانست .

ثالثا در بسیاری موارد حتی به رکن دیگر این جرم یعنی« اجتماع» نیز توجهی نشده است . به شکلی که یک متهم انفرادا به جرم اجتماع و تبانی محکوم شده است .

بناراین ملاحضه می فرمایید که چگونه استدلالی به غایت بی اساس و نامرتبط دست مایه صدور احکام متعدد حبس از ۲ تا ۷ سال (واکثرا اشد مجازات) شده است.

ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام

ما محکومان سیاسی دادگاه های انقلاب که عاری از ارتکاب هرگونه جرمی اعم از عادی یا سیاسی هستیم معتقدیم که صدور احکام سنگین حبس و محرومیت از حقوق اجتماعی برای ما درروندی کاملا خلاف قانون، در چارچوب تسویه حسابهای سیاسی صورت گرفته و بخشی از برنامه سیاسی –امنیتی جریان حاکم برای حذف کامل رقیبان سیاسی خود است. در عین حال معتقدیم فقدان قانون تعریف کننده جرم سیاسی وچگونگی رسیدگی به آن و تعطیلی سی ساله اصل ۱۶۸ قانون اساسی کمک مؤثری به این قانون شکنی ها کرده است. لذا با توجه به اینکه مصوبه دوره ششم مجلس شورای اسلامی در خصوص «جرم سیاسی» پس از طی مراحل قانونی در اختیار مجمع تشخیص مصلحت قرار دارد و همچنین با توجه به اصل ۱۱۰ قانون اساسی که حل معضلات نظام را در صلاحیت آن مجمع می داند تقاضا داریم، تعیین تکلیف نهایی این معضل دردستور کارمجمع تشخیص مصلحت نظام قرار گیرد.

آبان ۱۳۸۹

رونوشت:

۱- آیت الله صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه

۲- آقای علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی

امضاء کنندگان:

محسن امین زاده

بهمن احمدی امویی

حسن اسدی زید آبادی

مصطفی تاجرزاده

علی جمالی

مجید دری

محمد داوری

داوود سلیمانی

عیسی سحرخیز

عباس کاکایی

محمد رضا مقیسه

علی ملیحی

عبدالله مومنی

محسن میر دامادی

محمد نوری زاد

سید ضیاء نبوی

پی نویس :این بیانیه اواخر آبان ماه برای انتشار به بیرون از زندان ارسال شده است. از فاصله ارسال تا انتشار این نامه، یکی از امضا کنندگان این نامه از زندان آزاد شده است.


 
 

Things you can do from here:

 
 

كاريكاتور - زمتون - تماشاگر


ابتدا شما را نادیده می گیرند. سپس به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند. آنگاه شما پیروز خواهید شد

(ماهاتما گاندي) 

 

كاريكاتور - زمتون- تماشاگر 

zamtun.jpg



سبز مي مانيم، تا هميشه

تجربه ای از برمه: تنها نبردی را می بازیم که رهایش می کنیم

بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم
(دکتر فاطمی)
راي سبز من اسم سياه تو نبود!

پوستر به مناسبت شانزدهم آذر


ابتدا شما را نادیده می گیرند. سپس به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند. آنگاه شما پیروز خواهید شد

(ماهاتما گاندي) 

 

عکس: پوستر به مناسبت شانزدهم آذر

عنوان: مشق سبزرهایی 
طراح: دوست سبز 

آی...
آذران اهورایی، 
ما را بیاموزید
مشق سبز رهایی

mashgh_sabz_rahaei_exa.jpg
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
گسترش آگاهی؛ استراتژی جنبش مدنی ایران که برشبکه های اجتماعی، اندیشه و نوآوری های مردم ایران تکیه دارد.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
هر ایرانی، یک ستاد.... هر ایرانی، یک جنبش ... رسانه شمایید
----------------------------------------------------------------------------------------------
http://www.greenfriend.info
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سبز مي مانيم، تا هميشه

تجربه ای از برمه: تنها نبردی را می بازیم که رهایش می کنیم

بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم
(دکتر فاطمی)
راي سبز من اسم سياه تو نبود!

دانشجویان دانشگاه تهران با پخش تراکت و شب نامه های اعتراضی در دانشگاه، به استقبال ١٦ آذر رفته اند



---------- Forwarded message ----------
From: گروه دانشجویی موج سبز <mowje.sabz.group@gmail.com>
Date: 2010/12/1
Subject: [گروه موج سبز] دانشجویان دانشگاه تهران با پخش تراکت و شب نامه های اعتراضی در دانشگاه، به استقبال ١٦ آذر رفته اند
To: mowje-sabz ئخص لقخعح group <mowje-sabz@googlegroups.com>


ابتدا شما را نادیده می گیرند. سپس به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند. آنگاه شما پیروز خواهید شد

(ماهاتما گاندي) 

 

دانشجویان دانشگاه تهران با پخش تراکت و شب نامه های اعتراضی در دانشگاه، به استقبال ١٦ آذر رفته اند

به گزارش دانشجونیوز، در روزهای اخیر تراکت های دعوت به تجمع اعتراضی روز ١٦ آذر به صورت گسترده ای در سطح دانشگاه تهران توزیع شده است. دانشجویان معترض دانشگاه تهران با نصب پوسترهایی از مجید توکلی در تابلوهای اعلانات عمومی دانشگاه و نیز پخش تراکت های اعتراضی، دانشجویان را به اعتراض سراسری در روز ١٦ آذر دعوت کرده اند.

گفتنی است پخش این شبنامه ها در حالی صورت می گیرد که در روزهای اخیر فضای امنیتی شدیدی بر دانشگاه تهران حاکم شده است.

پیش از این دانشجویان دانشگاه دیگر کشور همچون علم و صنعت، پلی تکنیک، فردوسی مشهد، خواجه نصیر، علامه، شهرکرد، آزاد علوم تحقیقات و … آمادگی خود را برای گرامیداشت روز دانشجو اعلام کرده اند. انجمن های اسلامی دانشگاه امیرکبیر، انجمن اسلامی دانشگاه خواجه نصیر، دانشجویان معترض دانشگاه علامه، فعالین دانشجویی دانشگاه شهرکرد و ... با صدور بیانیه هایی دانشجویان سراسر کشور را به پاسداشت روز دانشجو فراخوانده اند.

دربخشی از فراخوان انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر آمده است: "انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر از عموم دانشجویان در سراسر کشور دعوت می کند در مراسم بزرگداشت روز دانشجو شرکت کنند تا همراه با هم بار دیگر فریاد بزنیم :"دانشگاه زنده است!" و به هموطنان زخم خورده و ستم کشیده کشورمان نشان دهیم که اینجا، در دانشگاه، هنوز شعله ی امید زیر خاکستر تن ها مان روشن مانده است."

فعالین دانشجویی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی هم در بیانیه ای گفتند: "ما جمعی از دانشجویان همیشه بیدار دانشگاه خواجه نصیر اعلام می داریم تا آزادی میلاد اسدی، شرف و آبروی دانشگاه خواجه نصیر از پای نخواهیم نشست و تا آخرین نفس در جهت نابودی استبداد دینی و زوال قرائت فاشیستی خواهیم جنگید و این کاخ استبداد را ویران خواهیم کرد."

همچنین دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاه علم صنعت با دیوارنویسی و پخش تصاویر شهدای جنبش سبز فضای امنیتی و سرکوب را به تمسخر گرفته و آمادگی خود را برای حضور در مراسم اعتراضی ١٦ آذر اعلام کرده اند.  



سبز مي مانيم، تا هميشه

تجربه ای از برمه: تنها نبردی را می بازیم که رهایش می کنیم

بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم
(دکتر فاطمی)
راي سبز من اسم سياه تو نبود!

آقای اژه ای «دادستانی» است که خود «متهم» است- سید مصطفی تاجزاده


آقای اژه ای «دادستانی» است که خود «متهم» است- سید مصطفی تاجزاده

سید مصطفی تاجزاده یکی از هفت شاکی از کودتاگران انتخاباتی امروز در ملاقات کابینی با همسرش از کلیه خویشان، دوستان و عزیزانی که مرحمت و ملاطفت نموده تولد پنجاه و سه سالگیش را در شرایطی که او امکان میزبانی و پاسخگویی مراحم ایشان را نداشته، به انحای مختلف مهربانانه تبریک گفته اند، از صمیم قلب تشکر کرد و از همسرش خواست که به شکل مقتضی مراتب قدرشناسی او را به همه دوستان همیشه همراهش و یاوران سبز جوان، اعلام دارد

به گزارش تحول سبز، وی هم چنین پس از اطلاع از توقیف مجله چلچراغ که درطول زمان انتشارش در نوع خود مایه امید و سرزندگی جوانان ایرانی بوده است، به شدت ابراز تأثر کرد و گفت: واقعا متأسفم که در کشور مدعی آزادی و دموکراسی ما در مجامع بین المللی، نه فقط روزنامه های اصلاح طلب و ارگان احزاب سیاسی، بلکه هر نشریه متعلق به مخالفان توقیف می شوند و حتی مجله ای چون چلچراغ تحمل نمی شود و این به معنای مسدود کردن همه راه ها و بسیار تأمل برانگیز است! وی در عین حال این گونه اقدامات را در جلوگیری از رشد و ترویج اندیشه اصلاح طلبی عقیم دانست و گفت بی شک چلچراغ خاموش نمی ماند و چلچراغی ها راه های دیگری برای حضور در میان جوانان هواخواهشان، تدبیر خواهند کرد که در اندیشه دیکتاتورها نمی گنجد.

مشاور رئیس جمهور سابقمان در این دیدار کوتاه غیرحضوری هم چنین در واکنش به اظهارات اخیر دادستان کل کشور که منکر هرگونه آزار و شکنجه و هتاکی در زندان ها شده بود، گفت:

من توجه مردم را به درخواست تحقیق و تفحص زندانیان بند دوالف از مجلس شورای اسلامی جلب می کنم که به منظور روشن شدن همه آن چه در زندان برما گذشت، انجام شد و نیز شکایتی که خودم از قرارگاه ثارالله سپاه به دلیل ضرب و شتم و فحاشی و تهدید و روش های غیرقانونی در بازجویی ها دارم و امیدوارم قوه قضائیه حتی اگر قصد رسیدگی ندارد، با مخالفت ملاقات وکیل با من، مانع انجام مراحل رسمی این شکایت نشود. روز چهل و ششم بازداشتم که هیأتی از طرف آقای شاهرودی رئیس قوه قضائیه وقت و آن هم براثر فشارهای بیرونی بر این قوه برای پاسخ گویی به منظور سرکشی به وضعیت ما به زندان آمد، موارد فحاشی و ضرب و شتم و غیره را گزارش دادم.

هم چنین روز شصتم هم در دیداری که آقای بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس باز هم براثر فشار خانواده ام برای پاسخ گویی در مورد وضعیت من در اتاق آقای مرتضوی صورت گرفت، برخلاف میل دادستان وقت و در حضور او گزارش دادم که سه جلسه مورد ضرب و شتم و توهین و فحاشی قرار گرفته ام. و نیز با توجه به این که اطلاع دارم علاوه بر من آقایان صفایی فراهانی، سلیمانی، عرب سرخی، زیدآبادی، سحرخیز، حمزه کرمی، عبدالله مؤمنی، مهدی محمودیان و دیگر عزیزان مورد شکنجه و آزار واقع شده اند، متعجبانه می خواهم بدانم آقای اژه ای برچه مبنایی همه این موارد را تکذیب کرده است و اساساً مصادیق شکنجه از نظر ایشان چه هست؟

البته مسئولیت آقای اژه ای «دادستانی» است در حالی که خود «متهم» است زیرا اولاً آقای مرتضوی را که متهم ردیف اول جنایت کهریزک و شهادت دست کم ۴ نفر از جوانان پاک این مرزوبوم است و هم چنین متهم ردیف اول پرونده دکتر زهرا کاظمی است، برای معاونت خود انتخاب کرده است و ثانیا او خود پس از انتخابات و در زمام وقوع اقدامات غیرقانونی در زندان ها، مدتی وزیر اطلاعات بوده و بسیاری از شکنجه ها در زمان وزارت ایشان رخ داده است.
و اینک باید معلوم شود که کدام شکنجه ها در بند ۲۰۹ که در اختیار وزارت اطلاعات است، در زمان وزارت آقای اژه ای و کدام شکنجه ها در زمان مسئولیت آقای احمدی نژاد و سرپرستی اش بر این وزارت خانه انجام شده است؟

ضمنا در روزنامه ها خواندم که آقای اژه ای صدور بیانیه مهندس موسوی را به مناسبت ۱۶ آذر، که هیچ روزنامه ای هم جرأت منتشر کردن آن را نداشته و متأسفانه از مفاد آن بی اطلاعم، جرم خوانده است! با این ادعاها آقایان مافی الضمیر خود را همراه با ترسی عمیق آشکار می کنند و نشان می دهند که اساساً افسانه انقلاب مخملی و انتخابات مسئله نیست بلکه مسئله اصلی تصمیم جناح حاکم برای سرکوب هرگونه نظر مخالف و هرگونه اعتراض و انتقاد و در نتیجه استقرار تک صدایی در جامعه است.

آقای اژه ای به جای مجرم خواندن فرزندان صادق امام و دلسوزان واقعی کشور باید هرچه سریع تر توضیح دهد که چرا به شکایت ۷ نفر از قربانیان بگیر و ببندهای فله ای رسیدگی نمی شود و بهتر است ایشان برای رعایت ظاهر هم که شده هرچه زودتر اقدام به تشکیل دادگاه رسیدگی به شکایت ما بنماید.

سبز مي مانيم، تا هميشه

تجربه ای از برمه: تنها نبردی را می بازیم که رهایش می کنیم

بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم
(دکتر فاطمی)
راي سبز من اسم سياه تو نبود!

كاریکاتور زمتون: طعم نیک


ابتدا شما را نادیده می گیرند. سپس به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند. آنگاه شما پیروز خواهید شد

(ماهاتما گاندي) 

 

کاریکاتور زمتون: طعم نیک

manaelection185.jpg




سبز مي مانيم، تا هميشه

تجربه ای از برمه: تنها نبردی را می بازیم که رهایش می کنیم

بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم
(دکتر فاطمی)
راي سبز من اسم سياه تو نبود!

زمتون: مصلوب ... برای روز جهانی منع خشونت علیه زنان


ابتدا شما را نادیده می گیرند. سپس به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند. آنگاه شما پیروز خواهید شد

(ماهاتما گاندي) 

 

زمتون: مصلوب ... برای روز جهانی منع خشونت علیه زنان

manaelection188.jpg






سبز مي مانيم، تا هميشه

تجربه ای از برمه: تنها نبردی را می بازیم که رهایش می کنیم

بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم
(دکتر فاطمی)
راي سبز من اسم سياه تو نبود!

آنگ سان سو چی : پیشروان جنبش دموکراسی برمه

بینش و انگیزش
برمه در دوره‌ 1824 تا 1948 تحت کنترل بریتانیا بود. در این دوره ژنرال آنگ سان، بنیانگذار ارتش مدرن برمه، با موفقیت مذاکرات مربوط به استقلال برمه از بریتانیا را به انجام رساند. کمتر از یک سال پس از پیروزی سیاسی آنگ سان، رقبای وی در ارتش وی را به قتل رساندند. ارتش قدرت خود را در 1962 تحکیم کرد. در این سال ژنرال نِه وین و حزب برنامه‌ی سوسیالیستی وی حکومت را سرنگون کرده و حکومت نظامیان را مستقر ساختند. دوره‌ 48 ساله‌ی پس از روی کار آمدن نظامیان توسط رژیمی که ترس و فقر را به برمه آورد به دوره‌ای سیاه تبدیل شد.
آنگ سان سو کی، دختر ژنرال آنگ سان، در سال 1945 زاده شد، سه سال قبل از استقلال برمه و کشته شدن پدرش متعاقب استقلال کشور. سو کی پس از ترک کشور در اوایل دهه‌ شصت برای تحصیل و یک موقعیت کاری در سازمان ملل، در نهایت در سال 1988 به برمه بازگشت تا با مادر بیمارش باشد. اندکی پس از بازگشت وی در 8 اوت 1988، ژنرال نِه وین، رئیس نظامیان حاکم، از شغل خود استعفا داد که این امر آتش اعتراضات ملی را علیه حکومت برمه شعله ور کرد؛ ارتش این اعتراضات را سرکوب کرده و هزاران معترض را کشت. سه هفته بعد در 26 اوت، سو کی که از قبل به عنوان دختر ژنرال آنگ سان نفوذ سیاسی زیادی داشت نیم میلیون نفر را در تظاهراتی در برابر شووه‌داگون پاگودا در رانگون مخاطب قرار داده و خواستار حکومتی دمکراتیک شد. پس از شکل گیری گروه تازه‌ای از نظامیان حاکم که هدایت آن را ژنرال ساو ماونگ بر عهده داشت و در هشتم سپتامبر پا به عرصه گذاشت, سوکی به تاسیس "لیگ ملی برای دمکراسی" همت گماشت و دبیر کل این حزب از زمان تاسیس در هفتم سپتامبر 1988 باقی مانده است. درست یک سال بعد، پس از آن که دولت دریافت که یک جنبش سیاسی قابل توجه در پشت سر آنگ سان سو کی در حال شکل گرفتن است او را از 21 ژوییه‌ی 1989 در بازداشت خانگی نگاه داشته است.
 
اهداف و مقاصد
آنگ سان سو کی زندگی خود را وقف یک برمه‌ آزاد و باز کرده است که در آن گروه نظامی حاکم جای خود را به دولتی منتخب مردم در یک فرایند دمکراتیک بدهد. بنا به نظر سو کی بهترین روش برای دست یابی به این هدف در سال 1988 تاسیس یک حزب سیاسی یعنی لیگ ملی برای دمکراسی و شکست حاکمان نظامی در انتخابات ملی بود. در اولین انتخابات با مشارکت این حزب در سال 1990، لیگ ملی برای دمکراسی 83 درصد از کرسی‌های پارلمان را از آن خود کرد و سو کی قرار بود به مقام نخست وزیری تعیین شود؛ اما حاکمان نظامی با رد نتایج انتخابات و تداوم حکومت بر کشور گذار به دمکراسی را مانع شدند. سازمان‌های سیاسی بین المللی، رسانه‌های خبری و رهبران سیاسی همه منصفانه بودن انتخابات 1990 را به رسمیت شناختند. این نکته هم برای ناظران بین المللی و هم ناظران محلی روشن بود که استنکاف حاکمان نظامی از واگذاری قدرت نقض جدی آزادی های مدنی و سیاسی است.
در مواجهه با این مانع پیش رو، اهداف سو کی تغییر کرد. او شروع کرد به استفاده از بازداشت خانگی خود به عنوان موضوعی برای بحث در مورد نقض حقوق بشر در برمه و طرح آن در برابر مجامع بین المللی. سو کی علی رغم فقدان عمومی دسترسی به فضای سیاسی و رسانه‌های بین المللی با استفاده از جایزه‌ 1.3 میلیون دلاری کسب شده از طریق جایزه‌ی نوبل خود در 1991 بر روی ایمان مردم برمه سرمایه گذاری کرده و یک بنیاد ملی بهداشت و آموزش تاسیس کرد. سو کی در طی دهه‌ 1990 در حالی که هنوز تحت بازداشت خانگی بود به ارتباط با همراهان خود در لیگ ملی برای دمکراسی و جامعه‌ی بین المللی از طریق شوهر و دو فرزندش که در بریتانیا زندگی می کنند ادامه داد.
پس از رهایی از بازداشت خانگی در ششم مه 2002، سو کی بلافاصله مبارزه‌ای تهاجمی و ملی را جهت تقویت لیگ ملی برای دمکراسی آغاز کرد. اما این مبارزه به نحوی تراژیک با محکوم شدن دوباره‌ وی به بازداشت خانگی در 30 مه 2003 عمر کوتاهی یافت. در دوره‌ حبس ثانوی، او به تلاش برای جلب حمایت داخلی و بین المللی از کشورهایی مثل ایالات متحده و بریتانیا در کنار اتحادیه‌ اروپا ادامه داده است. همه‌ این کشورها و نهادها به نحوی فعال بر دولت برمه برای رهایی وی از حبس فشار وارد آورده‌اند.
 
رهبری
رهبری استثنایی آنگ سان سو کی را صرفا نمی توان به موقعیت وی به عنوان دختر یک قهرمان سیاسی نسبت داد. او عمیقا تحت تاثیر رهبران مدنی در جنبش‌های غیر خشونت آمیز مثل دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور، و مهاتما گاندی قرار داشته است. وی به عنوان یک رهبر سیاسی توازن مناسبی میان مخالفت با رژیم و عدم خشونت یافته است. سو کی علی رغم ممنوعیت اجتماع بیش از چهار نفر از سپتامبر 1988 یک تور سخنرانی عمومی را در کشور به منظور حمایت از لیگ ملی برای دمکراسی آغاز کرد؛ این نه اولین و نه آخرین اقدام وی برای نادیده گرفتن دستورات دولت بود.
یک بار به هنگام بازگشت از یک سخنرانی در یک گردهمایی در شهری کوچک، سو کی و حامیانش یک باره توسط سربازان محاصره شدند و به آنها دستور داده شد که از جاده خارج شوند. سو کی به آرامی پاسخ داد که آنها "در کنار جاده پیاده روی خواهند کرد." سو کی در این مورد می گوید: "فکر من این بود که فرد در این موقعیت مسیرش را تغییر نمی دهد." او با حرکت مستقیم به سوی سربازان منتظر شد تا آنها بگذارند رد شود تا این که یک سرگرد یک باره ظاهر شده و به سربازان دستور داد اسلحه شان را پایین بیاورند. سو کی بر این باور است که "تفاوت عظیمی میان نگرش مردی اسلحه در دست و مردی بدون آن وجود دارد. وقتی کسی اسلحه در دست ندارد، او تلاش بیشتری می کند تا ذهن، شور و اشتیاق و درکش را برای یافتن یک راه حل به کار گیرد." سو کی برای همه‌ تلاش‌هایش جهت آوردن دمکراسی به برمه جوایز بیشمار و سطح بالای جهانی شامل بر جایزه‌ی ساخاروف، جایزه‌ صلح نوبل، و مدال طلای کنگره را دریافت کرده است.
 
محیط مدنی
 
باور عمومی بر این است که دولت برمه یکی از سرکوبگر ترین دولت‌ها در جهان است. برمه با هیچ معنا و برداشتی یک دمکراسی انتخابی به شمار نمی رود: گروه نظامیان حاکم همه‌ی قوای اجرایی، قانونگذاری و قضایی را کنترل، تقریبا همه‌ی حقوق اساسی افراد را سرکوب، و حقوق بشر را با مصونیت نقض می کند. حاکمان نظامی از زمان رد نتایج انتخابات 1990 و منع مجلس خلق از تشکیل، همه‌ی احزاب سیاسی را در برمه فلج ساخته‌اند. مقامات، بسیاری از رهبران مخالفان را بازداشت، هزاران نفر را مجبور به استعفا، دفاتر احزاب را مهر و موم، به آزار و اذیت خانواده‌های اعضای احزاب اقدام و به طور متناوب حامیان آنها را بازداشت کرده‌اند تا از گردهمایی‌های برنامه ریزی شده جلو گیری نمایند. بنا به گزارش سال 2009 خانه آزادی در مورد "آزادی در جهان", دولت برمه مردم را تحت تهدید قرار داد تا به همه پرسی قانون اساسی در سال 2008 رای دهند. این همه پرسی تداوم حکومت نظامیان را مشروعیت می بخشید و آن چنان پر از تقلب و خطا بود که ناظران بین المللی از تایید نتایج ان خودداری کردند.
 
با فقدان شفافیت و محاسبه پذیری، فساد دولت هم در سطح ملی و هم در سطوح محلی بسیار گسترده شده است. دولت نظامی، آزادی مطبوعات را به شدت محدود کرده است، نظارت بر کافه های اینترنتی را تشدید کرده و نرخ اخذ مجوز برای استفاده از بشقاب‌های ماهواره ای را به شدت افزایش داده است. آزادی‌های تشکل و تجمع محدود شده‌اند؛ گردهمایی بدون مجوز افراد در مکان‌های عمومی با بیش از پنج نفر ممنوع است و مقامات به طور معمول از زور برای جلوگیری از تظاهرات و گردهمایی‌ها استفاده می کنند.
 
پیام و مخاطب
پیام اصلی سو کی یک فراخوان تشویق کننده به کنش است بر اساس عمل غیر خشونت آمیز در جهت پی گیری خستگی ناپذیر دمکراسی. تاثیر بودیسم بر سیاست آنگ سان سو کی سال‌هاست که موضوع مورد بحث در تحلیل‌های دانشگاهی بوده است. او به این نکته اشاره می کند که ایده‌ی بخشش متقابل در بودیسم در گذار به دمکراسی نقشی محوری دارد. سو کی در یک مصاحبه توضیح داده است که او و گاندی "شباهتی ناگزیر در مواجهه با چالش‌های حکومت اقتدارگرا" دارند.
 
پیام او در میان عناصر نظری بودایی و ارتباط خانوادگی آنگ سان سو کی به تاریخ انقلابی مردم برمه کاملا به گونه‌ای طراحی شده که با جمعیت آزادی خواه برمه هم صدایی دارد. روشن است که نظامیان حاکم به اندازه‌ی کافی منابع فیزیکی برای خرد کردن هر گونه مقاومت با تمسک به زور در اختیار دارند. آنها ابایی از شکستن مقاومت افراد ندارند حتی اگر این خرد کردن به معنای از میان رفتن تعداد زیادی از انسان‌ها باشد. آنگ سان سو کی متوجه این موضوع است .او ایدئولوژی خود را به گونه شکل داده که مردم برمه بتوانند علیه حکومت اقدام کنند بدون آن که خود را در مخاطره‌ مقابله‌ای خشونت آمیز با نظامیان حاکم قرار دهند.
سو کی در سخنرانی مشهورش با عنوان "آزادی از ترس" در پی انتخابات 1990به حامیانش می گوید: "این قدرت نیست که فساد می آورد، بلکه ترس است." او تحت بازداشت خانگی نمی توانست در ملا عمومی با رفقایش به راهپیمایی بپردازد اما ایدئولوژی و واژه‌های قدرتمند وی چیزی است که هیچ منع فیزیکی نمی تواند آنها را از میان ببرد. "گفته شده است که افراد مقدس گناهکارانی هستند که همچنان در حال تلاش‌اند." او و رهبران لیگ ملی برای دمکراسی از طریق مجموعه‌ای از گردهمایی‌های بزرگ و باز و نامه های خوش نوشت به اعضای گروه نظامیان حاکم در طی دوره های زندان و حبس خویش مردم را به سوی دنبال کردن دمکراسی به صورتی امن و کارآمد سوق داده‌اند.
 
پیام و مخاطب
از اواخر دهه‌ 1980 فعالان برمه‌ای و هم پیمانان آنها در ایجاد شبکه‌ای گسترده از حامیان خود موفق بوده‌اند؛ بدون یک چتر متنوع از حمایت داخلی و بین المللی، جنبش دمکراتیک برمه نمی توانست استوار در برابر سرکوب بایستد. حمایت سازمان یافته در سطح جهان از این جنبش در حال شکل گیری و بسط بوده است؛ در برنامه‌ سالانه‌ شبکه‌ کنش جهانی برمه برای تغییر سیاسی که ده هزار نفر شرکت کننده در بریتانیا در سال گذشته داشت این تحول به چشم می آید. این امر باعث شد که گروهی از قدرت‌های جهانی خواهان آزادی زندانیان سیاسی برمه‌ از جمله سو کی شوند و گواهی دهند که مبارزه‌ی فعالان برمه ای بیهوده نبوده است.
اگرچه تلاش بیشماری برای مبارزه با نظامیان حاکم صورت گرفته است مردم برمه همچنان تحت یک رژیم نظامی بیرحم زندگی می کنند و سو کی تنها برنده‌ جایزه‌ نوبل است که در حبس به سر می برد. تعهد پایدار سو کی به جنبش بی خشونت همراه با عشق و حمایت سرسختانه‌ مردم برمه موجب همبستگی و احترام زیاد جهان آزاد به جنبش دمکراتیک برمه شده است.

سبز مي مانيم، تا هميشه

تجربه ای از برمه: تنها نبردی را می بازیم که رهایش می کنیم

بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم
(دکتر فاطمی)
راي سبز من اسم سياه تو نبود!

روزنامه کلمه مورخ چهارشنبه دهم آذر ماه